
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز دوم مهرماه سال ۸۷ مأموران پليس هشتگرد از وقوع يك درگيري خونين در روستاي حاجي آباد با خبر شدند و به محل حادثه رفتند. تحقيقات در محل حادثه نشان داد، لحظاتي پيش زن جواني به نام ثريا با كارد بزرگي به خانه پدرشوهرش رفته است و در يك نزاع خونين پدر شوهر، مادر شوهر و خواهر شوهرش را با چاقو مجروح كرده و از محل گريخته است. پليس وقتي براي ادامه تحقيقات به بيمارستان رفت، متوجه شد پدرشوهر سالخورده متهم بر اثر شدت جراحات جان باخته است اما مادر و خواهر شوهر وي با تلاش تيم پزشكي از مرگ نجات يافتهاند. دختر مقتول گفت: عروسمان ثريا با برادرم اختلاف داشتند به طوري كه اكثر شبها با يكديگر درگير بودند.
روز حادثه پدر و مادرم آش نذري داشتند به خاطر همين من از هشتگرد به خانه پدرم به روستا آمدم. ساعت ۱۰ صبح بود كه صداي ثريا از داخل كوچه به گوشمان رسيد. وي در حالي كه به خانواده ما فحاشي ميكرد، با سنگي به در خانه ميكوبيد. در اين لحظه پدرم به داخل حياط رفت تا در خانه را باز كند و با ثريا صحبت كند. از آنجايي كه ما ميدانستيم عروسمان زن خشن و عصبي است، من و مادرم به همراه پدرم به در خانه رفتيم. پدرم به محض اينكه در را باز كرد، ثريا با چاقويي كه در دستش بود ضربهاي به شكم پدرم زد. بعد از اين ثريا به مادرم فرصت حرف زدن نداد كه او را هم با ضربه چاقويي روي زمين انداخت. در حالي كه من گيج شده بودم، متهم به من هم حمله كرد و با چاقو ضربهاي به دستم زد. پدر و مادرم هر دو نقش بر زمين بودند و من از ترس به داخل كوچه فرار كردم و ثريا هم با چاقو و چماقي كه در دست داشت، در پي من ميدويد. سرانجام من به داخل خانه همسايه پنا ه بردم و همسايه در خانه را به روي او بست. لحظاتي بعد با كمك اهالي روستا پدر و مادرم را به بيمارستان رسانديم اما پدرم بر اثر خونريزي زياد تسليم مرگ شد. با مرگ مرد سالخورده، پرونده به تيمي از كارآگاهان جنايي كرج سپرده شد و كارآگاهان در اولين اقدام عروس قاتل را دستگير كردند. متهم در بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد و گفت: من ۳۰ سال است كه عروس اين خانواده هستم و از همان ابتداي ازدواج با شوهرم اختلاف داشتم. شوهرم به من و بچههايم توجهي نداشت و بيشتر به فكر خوشگذراني و رفت و آمد با زنان صيغهاي خود بود. روز حادثه در خانهمان با شوهرم درگير شدم و او از خانه رفت. من خيلي عصباني بودم و فكر كردم كه به خانه پدرش رفته است. به خاطر همين چاقويي از خانه برداشتم و به در خانه پدرشوهرم رفتم. من با سنگ به در خانهشان كوبيدم تا در را باز كنند. وقتي در باز شد، مقتول به همراه همسر و دخترش با چوب به من حمله كردند كه من با چاقو ضربهاي به شكم پدرشوهرم زدم و در ادامه مادر شوهرم را هم زخمي كردم. بعد از زخمي كردن خواهرشوهرم، او پا به فرار گذاشت كه من تا خانه همسايه به دنبالش رفتم و بعد فرار كردم و به خانهام رفتم. من موضوع درگيري را به دختر بزرگم شرح دادم كه او گفت پدربزرگش مرده است. متهم بعد از تكميل شدن تحقيقات، در شعبه ۸۰ دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. هيئت قضايي با توجه به درخواست اولياي دم، ثريا را به قصاص محكوم كردند.
حكم قصاص متهم بعد از تأييد در شعبه ۱۱ ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد.
قاضي جمشيدي، رئيس شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي همزمان با سير مراحل قانوني اجراي حكم به همراه خليلي، مدير دفتر، جلسات صلح و سازش متعددي را با حضور اولياي دم و خانواده متهم در محل شعبه برگزار كردند. سرانجام ديروز چهار پسر مقتول به همراه مادرشان و دو خواهرشان در شعبه اجراي احكام رضايتنامه كتبي خود را به قاضي جمشيدي ارائه دادند. خانواده اولياي دم گفتند، به خاطر رضاي خدا و فرزندان قاتل كه فرزندان برادرمان هستند از قصاص عروسمان گذشت ميكنيم. اين خانواده شرط جالبي را براي گذشت گذاشتند و گفتند: عروسشان بعد از آزادي حق ندارد تا شعاع ۵۰ كيلومتري به خانه پدرشوهرش نزديك شود. بدين ترتيب متهم با قبول اين شرط در حالي كه در يك قدمي چوبه دار قرار داشت، به زندگي بازگشت.