«ديجيتالم كجا بود؟!» اين جمله يكي از ماندگارترين ديالوگهاي فتحعلي اويسي در سريال «شهرقشنگ» است كه تا مدتها به عنوان تكيه كلام در بين مردم استفاده ميشد. در آن سريال اويسي در نقش مديري بود كه به دليل هزينههاي مالي تلاش ميكرد به نحو ممكن در برابر تكنولوژي ديجيتالي شدن مقاومت كند. شبيه آن چيزي كه سينماي ايران تا همين الان هم دارد آن را انجام ميدهد. سالنهاي سينمايي در برابر خواست مردم براي ديدن فيلم با كيفيت تصوير بالاتر جواب مشابهي چون «ديجيتالم كجا بود؟!» را ميدهند. حتي وقتي زمزمه تغيير وضعيت پخش بعد از چند دهه به گوش رسيد، گلايههايشان شروع شد و از هزينههاي بالاي سينماداري و عدم حمايت از بخش خصوصي ناليدند. آنها از طرفي حق دارند، زيرا در شرايطي كه بخش عمده كمكهاي دولتي به سينما در بخش توليد فيلم مصرف ميشود، كمتر پيش ميآيد كسي سراغي از سالنهاي سينمايي بگيرد كه عمر هركدام بالاي چند دهه است. سينماهاي جديد هم عمدتاً از سازمانهاي سينمادار كه رديف بودجه دولتي دارند، ساخته و مديريت ميشوند. اين سينماها به راحتي تجهيز شده و تماشاگران بيشتري را جذب ميكنند. در حالي كه بخش خصوصي براي اينكه بتواند سالنهاي عهد بوقش را سرپا نگه دارد بايد درآمدش را جوري تقسيم كند كه هزينههاي سنگين سالنداري كمر سينمادار را نشكند. بنابراين هيچ تمايلي نداشتند تتمه باقيمانده ته جيبشان را براي هزينههاي سنگيني چون ديجيتالي كردن سيستم پخش فيلم هزينه كنند. اين روند مهمترين دليل مقاومت براي همگامي با پيشرفت سيستمهاي اكران فيلم است. در حالي سينماي جهان امروزه خود را به انواع مختلف سيستمهاي صوت و تصوير مجهز كرده است كه سينماهاي ما همچنان پايبند به سنتهاي دهههاي۴۰، ۵۰ شمسي باقي مانده است. امروز اما به اصرار يا به اجبار قرار شده است كه حداقل سينماهاي ميزبان جشنواره از حداقلهاي سيستمهاي پخش فيلم ديجيتال برخوردار شوند و ديگر هيچ فيلمي به طريقه ۳۵ از سينماها پخش نشود. اين خبر از يك طرف ميتواند نويد خوبي براي تغيير و تحول در سينماهاي ايران باشد، كما اينكه ليست سينماهاي اكرانكننده فيلمهاي جشنواره نشان ميدهد كه اكثريت آنها پيش از اين مجهز به سيستمهاي پخش ديجيتال بودهاند. هم اكنون فاصله فقر و غنا در سينماها به خوبي خود را نشان ميدهد. سينماهاي خصوصي براي ادامه حيات در حال دست و پنجه نرم كردن با هزار و يك مشكل هستند و از سوي ديگر سينماهاي وابسته به نهادها بدون دغدغه در حال خرج كردن و مجهز شدن ميباشند. تنازع بقاي امروز، ديگر پخش فيلم خوب نيست بلكه پخش فيلم با كيفيت خوب ديجيتال است. ديگر گفتن «ديجيتالم كجا بود؟!» نميتواند راهي براي خلاصي از شر هزينهها باشد. ديجيتالي شدن توفيق اجباري است كه هر سالن سينمايي كه از آن رويگرداني نمايد، در آينده نزديك بايد با اكران فيلم خداحافظي كند.