
تقلب در انتخابات سوژهاي بود كه در سال ۸۸ تبديل به فتنهاي عميق شد؛ فتنهاي كه سناريوي دشمن در داخل كشور را پيش برد و بذر اختلاف را در زمين سياسي كشورمان كاشت اما آنان كه در زمين فتنه بازي كردند و گرفتار فتنه شدند، آيا براي اثبات ادعاي خود استدلال و سندي داشتند؟ اكنون نيز با آنكه چند ماهي تا انتخابات يازدهم رياست جمهوري باقي مانده عدهاي درصددند با سوژهپردازي و طراحي توهمات جديد، بر ادعاي دشمنان مبني بر سالم نبودن انتخابات و وجود تقلب در انتخابات ايران دامن بزنند اما در برابر اين اقدامات نيز بايد پرسيد كه آيا اين افراد براي اثبات منويات قلبي خود سند قابل قبولي دارند يا خود ميتازند و خود شيهه ميكشند؟
تقلب برآمده از توهم پيروزي
مهمترين و واضحترين دليلي كه ميتوان براي سلامت انتخابات و نبود تقلب در آن بيان كرد، بيدليلي و بياعتباري ادعاها و توهمات فتنهگران در سال ۸۸ است. آنان با مطرح كردن بحث تقلب در انتخابات دهم رياستجمهوري در عين حال كه سوار بر احساسات شدند و فتنهاي عميق را به پا كردند اما در ادامه وقتي نتوانستند حتي يك دليل مستند براي اثبات ادعاي خود بياورند، با زبان بيزباني بر بياعتباري ادعاي خود مهري معتبر كوبيدند.
آنچنانكه ميرحسين موسوي به گفته هاشميرفسنجاني بدون داشتن دليل و توانايي براي اثبات ادعاي خود و بدون پذيرفتن راههاي قانوني، به چيزي كمتر از ابطال انتخابات قانع نبود. اين شيوه عمل اثبات ميكند كه تنها دليل اثبات ادعاي تقلب در انتخابات، شكست است، يعني عدهاي كه قبل از اعلام نتايج خود را پيروز ميدان ميدانند و اين توهم را مدام در ذهن خود ميپرورانند، با همين توهم ميتازند و بعد از انتخابات اگر شكست بخورند و هيچ راهي براي ورود به دايره قدرت نداشته باشند، شيههكنان بحث تقلب را پيش ميكشند و نهايتاً با تمسك به اقداماتي كه از پيش براي توجيه شكست خود اتخاذ كردهاند و حركت در آن مسير، فتنه را جنبش ميخوانند و شكست خود را نشانه تقلب ميدانند!
احتمال بروز تخلف نه تقلب
با اين حال مسئله تخلف كه جداي از تقلب است، ممكن است در هر انتخاباتي رخ دهد اما اين دو مسئله يعني تقلب و تخلف در انتخابات كاملاً متفاوت از يكديگر هستند.
تقلب يعني ادعاي جابهجايي ميليوني آرا كه ميتواند نتيجه انتخابات را برعكس كند و ادعاي تقلب يعني زير سؤال بردن انتخابات و حاكميت، اما تخلف معمولاً نتيجه اشتباهاتي است كه به هيچ عنوان نتيجه انتخابات را دگرگون نميكند و با اين حال هر كانديدايي در صورت اعتراض نسبت به تخلفات احتمالي در انتخابات ميتواند از مسير قانوني اعتراض خود را پيگيري كند و حتي در برخي مواقع ممكن است به ابطال و تكرار انتخابات منجر شود، البته با اينكه وجود تقلب در انتخابات منتفي است اما در همان سال ۸۸ به كانديداهاي مدعي تقلب فرصت پيگيري اعتراض خود از مسير قانوني داده شد كه عدمورود آنان به مسير قانون و اردوكشي خياباني به جاي قانونگرايي نشان از سلامت انتخابات و عدمسلامت روحي رواني مدعيان تقلب در انتخابات داشت.
با اين حساب اگر در سال ۹۲ نيز ادعاهايي مشابه سال ۸۸ مطرح شود و مدعيان به جاي انتخاب مسير قانون به معارضه و عناد خياباني روي آورند، بايد به سلامت آنان مشكوك شد.
عوامل بازدارنده وقوع تقلب
فارغ از اين مسائل دلايل فراواني وجود دارد كه به راحتي ادعاي تقلب در انتخابات را مردود ميسازد. اين دلايل ريشه در عوامل بازدارندگي تقلب در انتخابات دارد.
آنچنانكه براي برگزاري هر انتخاباتي تمهيدات فراواني انديشيده ميشود كه بر اساس آن هيچ كانديدايي قبل از اعلام نتايج، به هيچ عنوان نميتواند ادعاي تقلب در انتخابات را مطرح كند. نظارت شوراي نگهبان، نظارت وزارت كشور و هيئتهاي اجرايي، نظارت مردمي و مراقبت نمايندگان كانديداها از آراي ملت پاي صندوقهاي رأي و هنگام شمارش آرا از جمله مواردي است كه هرگونه راه تقلب را مسدود ميسازد.
بر همين اساس در سال ۸۸ ميرحسين موسوي و اطرافيانش پيش از اعلام نتايج به صراحت حرفي از تقلب در انتخابات نزدند زيرا ميدانستند كه براي مردم باورپذير نيست و با اين حرف نفس حضور خود در انتخاباتي كه از پيش نسبت به تقلب در آن مطلع هستند را زيرسؤال ميبرند، بنابراين در انتخاباتهاي آينده هم يقيناً تا پيش از برگزاري انتخابات هيچ كانديدايي ادعاي تقلب در انتخابات را به صراحت اعلام نميكند زيرا با اين كار عقلانيت خود را كه حاضر شده در يك انتخابات ناسالم (به ادعاي خود) وارد گود رقابت شود، زيرسؤال ميبرد، بنابراين عبارات و ادعاهايي نظير «آزاد نبودن انتخابات» مطرح ميشود و آنهايي كه به دنبال پياده كردن پروژههاي خياباني پس از انتخابات هستند در شرايط حاضر به اين موارد اكتفا ميكنند تا اگر در آينده متحمل شكست شدند، اين ادعاها را دستمايه ادعاهاي ديگري كه ناشي از توهمات بزرگتري است، بسازند و در هيجان آن ساز فتنه بنوازند و مشروعيت نظام را زيرسؤال ببرند. حال آنكه همچون متوهمان سال ۸۸ آنچه پس از رفع غبار فتنه زير علامت سؤال بزرگ ملت قرار ميگيرد، عقلانيت فتنهگران است.