تسري دادن تفكرات جدايي طلبانه كه به تازگي با ساخت فيلمهايي درباره اكراد ايراني (با توجه به پراكندگي جغرافيايي در ايران، سوريه، عراق و تركيه) ابعاد تازهاي پيدا كرده است. محمد حسين نيرومند، كارشناس فرهنگي در گفت و گو با «جوان» مطالب و موارد تازهاي را در اين باره مكشوف ميكند كه در ادامه ميآيد.
صحبت كردن درباره اين مسئله قدري سخت است. به هر صورت بنده فكر ميكنم موقعيت ما(كشورمان) در مواجهه با اكراد و مسائل مربوط به آنها نسبت به كشورهاي عراق، سوريه و تركيه خيلي بهتر است. تركيه به شدت اكراد را قلع و قمع ميكند و در ماجراهاي مربوط به اين قوميت اصلاً نرمش ندارد. الان در كشور سوريه جنگ با نيروهاي معارض در جريان است و عراق هم كه مشكلات خاص خودش را دارد. تفاوت كشورمان با ديگر كشورهاي منطقه (نامبرده شده) گمان ميكنم در اين است كه ما در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب از جانب گروهكهايي كه خودشان را طرفدار خلق! ميدانستند، اتفاقات تلخي را تجربه كرديم، اما با گذشت زمان و اثبات خيلي از مسائل، امروزه بنده احساس و برداشتم اين است كه اكراد ايران به رغم تلاش مذبوحانه دشمنان ايران اسلامي، علاقهاي به فدرال شدن و تفكرات جدايي طلبانه ندارند. از طرفي با توجه به اوضاع بلبشوي منطقه، اكراد ايراني حاضر نيستند آرامش و امنيتشان را از دست بدهند، ضمن اينكه اكثريت آنها به تماميت ايران و به ايراني بودنشان افتخار ميكنند. چه اينكه در كشور ما اقوام متنوع بسياري وجود دارند كه در يك قالب كلي و تحت عنوان ايران اسلامي شناخته ميشوند.
حال در اين شرايط لزوم انجام كار فرهنگي احساس ميشود، برخي كشورهاي غربي و بخشي از جريانهايي كه امروزه در عراق شكل گرفتهاند، به شدت دنبال اين گونه مباحث هستند. در واقع اگر شما برويد و اسپانسرهاي مالي تقريباً همه فيلمهايي را كه در حوزه اين موضوع(جدايي طلبي) ساخته شدهاند جستوجو و بررسي كنيد، خواهيد ديد اكثراً توسط كشورهايي نظير فرانسه و آلمان در جريان پرداخت هزينه ساخت و توليد اين گونه فيلمها نقش دارند. به كلام ديگر، اين كشورها به دنبال تشكيل يك دولت دستنشانده و جعلي (همانند آنچه در رابطه با تشكيل فلسطين اشغالي رخ داد) در منطقه هستند.
با اين توضيحات، سؤال اين است كه در اين وضعيت تكليف ما چيست؟ به نظر من اتفاق ناگواري كه ميافتد، اين است كه به رغم خواست كشورهايي نظير تركيه، سوريه و عراق ـ با توجه به اينكه مثل كبك سرمان را زير برف كردهايم و اتفاقات منطقه به خصوص مسائل مربوط به اين بخش را نميبينيم ـ به شكلي در حال كمك كردن به اين موضوع و تفكر هستيم. نكتهاي كه اينجا لازم و ضروري است، اينكه ظرف ۷ يا ۸ سال اخير چند فيلم با اين موضوع ساخته شده است كه دست اندركاران آن ايراني باشند؟ معمولاً كارهايي هم كه تاكنون ساخته شدهاند، تيم هنرياش ايراني است و پشتيبانياش از سوي مركز كردستان عراق انجام ميگيرد به علاوه اينكه بخش حمايت بينالمللياش عمدتاً توسط كشورهاي غربي(بيشتر آلمان و فرانسه) صورت ميگيرد. يك مثالي را مطرح كنم كه تا كنون جايي گفته نشده است و آن اينكه فيلمي توسط آقاي بهمن قبادي به نام «نيوهمانگ»ساخته شده است. اين فيلم زماني كه طرحش را براي دريافت پروانه ساخت به اين شورا آورد، بنده عضو شوراي پروانه ساخت بودم.
داستان اصلي فيلم از اين قرار بود، بعد از آنكه عراق توسط نيروهاي ناتو اشغال و به دنبال آن صدام سرنگون ميشود، يك گروه از اكراد ايراني ميخواهند به عراق بروند و در جشن سرنگوني صدام شركت كنند. اين گروه به دليل استقرار نيروهاي امريكايي در مرز بين ايران و عراق نميتوانند از مرز كشورمان به عراق بروند، بنابراين ناچاراً به تركيه بروند تا از طريق اين كشور وارد عراق شوند. اين گروه زماني كه ميخواهند از مرز تركيه وارد عراق شوند به خاطر مشكلاتي كه دولت مركزي تركيه با اكراد دارد، مورد ضرب و شتم و اذيت پليس اين كشور قرار ميگيرند. خب مشخص است كه اين سناريو خيلي حساسيتبرانگيز نيست و ميتوان با يكي، دو مورد اصلاحيه آن را به فيلم تبديل كرد، ولي بهمن قبادي رفت و فيلم ديگري ساخت!
شما ببينيد، يك كارگرداني به خودش اجازه ميدهد كه اين گونه رفتار كند! به هر حال بايد به اين فرد گفت كه اگر ميخواهي درون سيستم كشور به صورت قانوني فعاليت بكني، وقتي كه مجوز يك كاري را ميگيري بايد بر طبق همان كار و مجوزي كه به آن داده شده است، عمل كني، نه اينكه بيايي تمام قصه را عوض كني بعد هم در بخشهايي از اين فيلم نقشه جعلي كردستان مستقل را نشان بدهي! جالب اينكه بسياري از بازيگران نام آشناي سينما در آن بازي ميكنند، يعني بخشي از هنرمندان جامعه هنري كشورمان در حالي در اين فيلم بازي ميكنند كه بيانيه تجزيه طلبانه عليه كشورمان ارائه ميشود اما هيچكدام از آن بازيگران و تيم سازنده به اين مسئله كوچكترين اعتراضي نميكنند!
اين مسئله يكي از عجيبترين مواردي است كه ما گاه با آن روبهرو ميشويم. اين فيلم مجوز اكران در كشور را نميگيرد، بنابراين به خاطر داشتن اسپانسر اروپايي در كشورهاي بسياري با چاشني سروصداي رسانهاي غيرمعمول به نمايش در ميآيد. نكته اينجاست كه اين فيلم يك سياهنمايي تمام با قيد دروغپردازانه توسط يك كارگردان ايراني ساخته شده و نمايش داده ميشود، سپس بعد از چند وقت همين فرد درصدد است مجوز فيلم بعدياش را با نام«اتوبان كردستان» از سيستم فرهنگي كشور بگيرد! و جالبتر اينكه اين آقا براي حمايت از فيلمش به دنبال جلب نظر برخي نهادهاي حكومتي ميرود كه خوشبختانه با مخالفت آنها روبهرو ميشود.
چقدر اوضاع نظارتي دستگاههاي متولي بايد به هم ريخته و نابسامان باشد كه يك كارگردان با آن سابقه مشخص(گفته شده) براي ساخت يك اثر تجزيه طلبانه ديگر احساس امنيت كند! قدر مسلم اگر دوستان ما در بخشهاي ذي مدخل خودشان را به اجراي بدون تنازل قانون مكلف بدانند، قطعاً چنين اتفاقاتي رخ نخواهد داد حال نظارت و كنترل بيشتر پيشكش!