کد خبر: 508273
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
نقدي بر سخنان قائم مقام و مديرعامل فارابي
اولين موضوعي كه در اين نشست توسط قائم مقام بنياد فارابي اعلام شد، آمار و ارقام گوناگون و برخي ادعاهاي «پارادوكسيكال» بود كه بيشتر از هر چيز ديگري خودنمايي مي‌كرد. حسن نجاريان عنوان كرده است: «يك زماني بايد فيلمسازان براي ساخت فيلم در نوبت فيلم قرار مي‌گرفتند اما خوشبختانه در حال حاضر اين نگراني برطرف شده و هيچ كسي در صف نوبت دوربين قرار نمي‌گيرد، چون ما ظرفيت دوربين‌ها را دو برابر كرده‌ايم؛ در بخش نگاتيو و پوزيتيو يك ريال قيمت‌ها را گران نكرديم ما پوزيتيو و نگاتيو را با يك دهم قيمت واقعي در اختيار سينماگران قرار مي‌دهيم.» 

اين مدعاها در حالي مطرح مي‌شوند كه بسياري از دوستان داعيه‌دار ساخت فيلم توسط بخش خصوصي هستند. بي‌نياز جلوه دادن بنياد فارابي از هر گونه مسئله مالي و ابزاري با دردناله‌هايشان به خاطر دريافت كردن ارز دولتي، مخاطب را در يك فضاي پارادوكسيكال و متناقض گرفتار مي‌كند. 

جشنواره‌اي شدن به طبع سينماگران و در ذيل قامت آن، توليدات سينمايي كشورمان، باعث شده است فيلم‌هايي كه با هزينه‌هاي ميلياردي و از محل بيت‌المال توليد مي‌شوند هيچ تصوير كامل و گاه «سالم و صحيحي» از كشورمان را به مخاطب جشنواره پسند خارجي ارائه نكند. اين تفاخر به جشنواره محوري‌بودن نگاه مديران فارابي، از جمله مسائل قابل تأمل و تذكري است كه دوستان به خاطر تلف كردن بودجه و عدم توفيق و پيشرفت در مقوله «سينماي تكنيكال و حرفه‌اي» در كشورمان بايد جوابگوي آن باشند. 

مباحث اين نشست خبري كه پيشتر و در آستانه برپايي جشنواره سي‌و‌يكم فيلم فجر، فضايي تطهيرگونه را تداعي مي‌كرد و تنها برآيندي كه از آن مي‌توان داشت اين است كه در عصر حاضر سينما براي توليد و ساخت يك اثر سينمايي كه در تراز نام انقلاب اسلامي باشد دچار «تمارض» قحط الرجالي شده است، چراكه دوستان مجبور شده‌اند با برخي افراد معلوم‌الحال نظير جعفر پناهي هم وارد مذاكره شوند! دوستان بنياد فارابي در جايي ديگر اذعان مي‌كنند كه براي ساختن فيلم «روز شغال» با بهرام بيضايي به توافقات اوليه دست پيدا كرده بودند اما متأسفانه! برخي به صورت پنهاني رأي او را زدند و او به ايران نيامد! اين تمثيل به خاطر اثبات وجود «تمارض» قحط الرجالي در ميان سينماگران داخلي است، چرا كه دوستان مجبور شده‌اند براي ساخت يك فيلم «تراز‌دار» به افراد خارج نشين متوسل شوند! آقاي مير‌علايي معتقد است فيلمي كه براي جمهوري اسلامي ايجاد فخر كند، از نظر‌شان يك پروژه فاخر به حساب مي‌آيد (البته تا اينجاي كار ما هم با او موافقيم). 

اما من باب مثال يك نمونه از كارهاي فاخري كه مجموعه تحت امر ايشان با به راه انداختن پروپاگانداي بسيار زياد موفق به توليد و ساخت آن شد فخرالسينما و الفنون، فيلم « راه آبي ابريشم» بود كه در نظر آقايان حتماً ترازي قابل افتخار و فخرآور براي سينماي ايران به حساب مي‌آيد! اما يك مسئله كوچك، صورتي نامتجانس به تابلو افتخارات ايشان مي‌دهد و آن اينكه آيا در پروژه‌هاي فاخري كه شما خلق مي‌كنيد مبحثي با نام «هزينه و درآمد» هم ذي مدخل است يا خير، چراكه اين فيلم به اندازه مدرسه موش‌ها و كلاه قرمزي به سينما و افتخاراتش چيزي اضافه نكرد! 

ضمناً سؤالي كه در حال مغفول و مدفون شدن بود، اينكه آيا عاليجنابان واقعاً معتقدند كه با افرادي مثل بيضايي، تقوايي و جعفر پناهي مي‌توان فيلم تراز انقلاب اسلامي توليد كرد؟ گاهي اوقات اين مبحث جذب حداكثري(با نوع نگاه دوستان و البته به شرط خطور) مصداقي در حد بخشودن يزيد، رابطه و مذاكره با امريكا را هم شامل مي‌شود! 

ادعاي بسيار مهم و غافلگير‌كننده‌اي كه جناب مير‌علايي مدعي آن شدند، مخالفت ايشان، شمقدري و شخص وزير ارشاد با تحريم مراسم اسكار و ارسال نكردن فيلم «يه حبه قند» به اين مراسم بود كه به اندازه سونامي چند سال پيش شرق آسيا و انتشار خبر درگذشت ابوالفضل پور‌‌عرب، براي مخاطبان غافلگير‌كننده بود! اين مدعا در حالي مطرح مي‌شود كه شخص وزير ارشاد به عنوان بالاترين مقام فرهنگي دولت با حضوري سرزده در يك مراسم فرهنگي ضمن اعلام خوشحالي از ارسال نكردن فيلم «يه حبه قند» به مراسم اسكار، نارضايتي خودش را پيش از اتخاذ اين تصميم عاقلانه، البته با تأكيدي خاص اعلام كرد. حال آنكه جناب ميرعلايي صحبت‌هايشان دال بر وجود برخي «متغيرها» در پيشينه تصميم‌ها و نوع اظهارات وزير ارشاد را به ذهن متبادر مي‌كند. 

اما به نظر اين قلم، بهتر بود كه آقاي ميرعلايي در اثناي برپايي سومين جشنواره فيلم عمار سري به سينما فلسطين مي‌زدند تا شايد اكران برخي فيلم‌هاي داستاني و مستند اين جشنواره عزم ايشان را در بي‌نيازي به سينماگران آنسوي آب محكم مي‌كرد، چرا كه سينماگران جوان و پر انرژي را در آن مجال «كأنهم بنيانُ مرصوص» براي بازتعريف تراز سينماي انقلاب اسلامي، ملموس و واقعي مشاهده مي‌كردند. آقاي ميرعلايي! آيا براي جذب نيروهايي كه مدت‌هاست انفعال و تعارضشان با نظام و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي ثابت شده است، بايد نيروهاي «متعهد و متخصص» جوان كشور را به فراموشخانه‌ها فرستاد؟ 

آيا از نظر شما فيلم «آشغال‌هاي دوست داشتني» با اثري مثل «قلاده‌هاي طلا» براي سينما و هنر ايران داراي اثرات و تبعات يكساني است كه شما خود را مدافع و مفتخر به اين «آشغال‌هاي دوست داشتني» مي‌خوانيد؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار