
عدهاي اين روزها از خود و ديگران ميپرسند اين مشكلات اقتصادي و معيشتي تا كي و كجا قرار است ادامه داشته باشد؟ مردم چگونه و چقدر بايد تحمل كنند؟ و عدهاي ديگر مدام در خيال خود و دهان ديگران اينطور جا مياندازند كه حل همه اين مشكلات در گرو كنار آمدن با امريكا و پذيرفتن خواستههاي نامشروع غرب است! اما آيا واقعاً اينگونه است؟براي پاسخ دادن به اين سؤالات بد نيست مبدأ مشكلات نظام سلطه با ايران و تصويب قطعنامههاي تحريمي را بررسي كنيم و بنگريم كه اين موارد از كدام جوانب اراده ملت ايران را نشانه گرفته است؟
اختلافات غرب با ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي
اگر بخواهيم مبدأ اصلي و اوليه اختلافات غرب با كشورمان را بررسي كنيم، بايد سرآغاز انقلاب اسلامي ايران را مرور كرد. آنگونه كه اولين تحريمهاي غرب و اجماع جهاني سلطهگران عليه جمهوري اسلامي و ملت ايران پس از آن رخ داد كه دشمنان اسلام مطمئن شدند هيچ راه بازگشتي در اراده ملت ايران از پيشرفت انقلاب اسلامي نيست، از اين رو دست به اقدامات خصمانه به منظور مهار نظام نوپاي جمهوري اسلامي زدند و به مرور با هر نشانهاي از پيشرفت ايران، بر تحريمهاي اقتصادي افزوده شد؛ يك بار به بهانه نقض قوانين بينالمللي، بار ديگر به بهانه حقوق بشر، بار ديگر به بهانه انرژي هستهاي و بار ديگر به بهانه دموكراسي و دفاع از آزادي بيان.
با همين بهانههاي واهي حتي اصليترين نياز بيماران يعني دارو را تحريم كردند اما واقعيت اين است كه تحريمها در عين حال كه چالشهايي براي نظام جمهوري اسلامي پيش آورده اما ظرفيت افزايش سرعت پيشرفت كشورمان را چند برابر كرده است، به عبارتي اگر در حالت عادي آخرين سرعت ماشين پيشرفت ايران ۱۲۰ بود، در شرايط تحريم به دلايل مختلف از جمله حفظ استقلال در يك مبارزه حيثيتي با غرب و خودكفايي و اتكا بر خود، عقربه سرعت پيشرفت ايران عدد ۲۲۰ را هم رد كرده است. سند اين ادعا دستيابي كشورمان به برخي علوم و تجهيزاتي است كه اكنون غير از ايران فقط برخي كشورهاي معدود، به آن تجهيزات و فناوري دست يافتهاند. نظير فناوري صلحآميز هستهاي كه غرب به اذعان حاكمانش باور نميكرد ايران در كمترين زمان پس از پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج تحريمها و حملات همهجانبه به آن دست يابد. روي همين ريل شگفتي است كه ملت و مسئولان ايران نيز بارها با حضور خود در صحنه اذعان كردهاند تحريمها همچون مكملي براي تقويت قطار استقلال و پيشرفت و آزادي و دارويي براي درمان عقبماندگيهاي ناشي از وابستگي دوران ستمشاهي، كاربرد دارد.
شكست وحدت ملت، زمينهساز مشكلات اقتصادي
اما يكي از مبادي اصلي اشاعه مشكلات اقتصادي ايران در سالهاي اخير، ايجاد خدشه به وحدت ملي در حوادثي نظير فتنه ۸۸ بود. دشمن در يك طراحي ۱۰ ساله تمام تلاش خود را براي آسيب زدن به وحدت ملت ايران به كار برد زيرا ميدانست كه قلب جمهوري اسلامي ايران با وحدت ملت ميتپد و همچنين ميدانست كه وحدت ملت حول ولايت فقيه قوت يافته است، از اين رو در پي تخريب جايگاه ولايت به قصد خدشه وارد شدن به وحدت ملت برآمد. انتخابات دهم رياست جمهوري و هياهوي قدرتطلبان شكستخورده كه فتنهاي عميق را پشت سناريوي تقلب توهمي خود ساختند، بهترين فرصت شد تا غرب نقشه خود را عملياتي كند و خراش بر اتحاد ملي بيندازد. از آن زمان به بعد نيز عدهاي در همين جهت راه پيمودند و با انحرافاتي كه از مسير انقلاب و خط ولايت پيدا كردند و توهماتي كه از ضرورت بقاي نقش جريان خود در سر پروراندند، مسير فتنه دنبال شد؛ فتنهاي كه دشمن به اميد شكست وحدت ملت ايران، مزدوران داخلي خود را در آن مسير تحريك كرد و هر لحظه سعي بر آن داشت تا جايگاه ولايت را تخريب و در پيشروي نيروهاي انقلاب انشعابات مختلفي ايجاد كند تا از اين طريق يا با ولايت فقيه زاويه پيدا كنند يا هر يك با ارائه تحليل مجزايي و انتخاب مسير جداگانهاي براي رسيدن به ولايت، ملت را در ولايتمداري متشتت كنند.
در اين شرايط است كه حتي اگر ملت ايران قرار باشد حامي و پشتيبان ولايت فقيه باقي بماند، اما به قدري تعاريف و راههاي آن متعدد است كه در مسير ولايتمداري نيز دچار تفرقه و اختلاف ميشوند زيرا هر بخش ميكوشد تعريف خاص خود از ولايتمداري را نشانه درستي قلمداد و آن را بر ديگران تحميل كند و در اين حالت هر طيف و گروهي كه آن را نپذيرد، ضدولايت فقيه معرفي شود. طبيعي است كه در اين حالت بسياري از افراد و گروهها و اقشار مختلف ملت در عين حال كه داعيه ولايتمداري دارند، اما از سوي عدهاي ضدولايت فقيه معرفي ميشوند و در نتيجه دشمن به خواست هميشگي خود كه شكست وحدت ملت ايران بوده ميرسد. در اين اوضاع غبارآلود و فتنهگون كه عدهاي ضديت خود با ولايت را علني و آشكار ميكنند و عدهاي ديگر در ولايتمداري دچار اختلاف ميشوند، دشمن بهترين بهره را براي عملي كردن نقشههاي خود ميبرد، مانند سال ۸۸ كه بعد از آن موقعيت را براي تشديد تحريمها و تقويت مزدوران داخلي خود عالي ديد و دست به كار شد تا در مراحل بعدي نظير فتنهاي اقتصادي انتقام خود را از انقلاب اسلامي ملت ايران بگيرد.
حفظ وحدت، حول ولايت و حركت در مسير مقاومت
اكنون ميتوان به اين سؤال پاسخ داد كه راه درمان مشكلات اقتصادي امروز كشور چيست و آيا در رابطه با امريكا و جلب رضايت اروپا به هر قيمت، اين مشكلات قابل درمان است؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه اولاً تمام مشكلات اقتصادي ما به خاطر تحريمها نيست و در واقع بايد اذعان كرد درصد بسيار كمي از مشكلات اقتصادي امروز به خاطر تحريم است، اين ادعايي است كه حتي بسياري از مسئولان غربي هم بر آن تأكيد كردهاند و در سخنان خود اراده ملت ايران را بيش از قدرت تحريمها ميدانند، البته همانطور كه گفته شد ريشه تحريمها در دلايل ريشهاي مقاومت ملت ايران است و با اين حساب به فرض كه عدهاي تحريمها را عامل مشكلات اقتصادي امروز بدانند، بايد اين را نيز بدانند كه اين قبيل تحريمها زماني برداشته ميشود كه انقلاب اسلامي برداشته شود. اين نكته را بارها مقامات و حاكمان نظام سلطه در جلسات خود اعتراف كردهاند كه مشكل اصلي ما با جمهوري اسلامي اراده ملت آن در مسير انقلاب اسلامي و مقاومت است و مواردي همچون انرژي هستهاي، حقوق بشر و... همه بهانه است، يعني اگر بخواهيم با امريكا وارد معامله شويم بايد اسلام و انقلاب اسلامي خود را تقديم كنيم و در قبال آن وابستگي را دريافت كنيم، يعني تمام آبروي ۳۴ ساله خود را بدهيم و از آن به بعد هم تعهد دهيم كه وابسته بمانيم و به جاي صدور پيام انقلاب اسلامي به ملتها و حمايت از بيداري اسلامي، مسئوليت صدور پيام دوستي با اسرائيل و امريكا را بپذيريم و موج بيداري اسلامي را هم به خواب آلودگي امريكايي و اسرائيلي تبديل كنيم. اينها مواردي است كه ملت ايران حاضر به پذيرش آن نخواهد بود و در طول ۳۴ سال عمر انقلاب هم آن را ثابت كردهايم. آنچه امروز مشكلات اقتصادي را رقم زده برخي مسائل سياسي است، از جمله خدشهاي كه پس از فتنه سال ۸۸ بر وحدت ملت ايران وارد شد، بنابراين مشكلات اقتصادي امروز فقط با «حفظ وحدت حول ولايت و حركت در مسير مقاومت» قابل درمان است و ولايتمداري نيز همان خطي است كه امام (ره) تبيين فرمودهاند نه آنكه عدهاي تفسير به رأي ميكنند.
امروز ولايتمداري يعني آنكه نه از مقام معظم رهبري جلوتر حركت كنيم و نه عقبتر و هر چه ايشان فرمودند، فصلالخطاب قرار دهيم. اين درست همان مسيري است كه دشمن از آن بيم دارد و همواره با تمام قوا تلاش ميكند با اجراي عملياتهاي نامرئي، مردم ايران از آن غفلت كنند زيرا ميداند اگر ملت ايران در مسير ولايتمداري ثابتقدم باشد و متحدانه پشتيبان ولايت فقيه بماند، جمهوري اسلامي ايران بر همه مشكلات اقتصادي و غيراقتصادي غالب خواهد شد.
دشمن امروز از اتحاد و ولايتمداري ملت ايران ميترسد زيرا در تجربه چندين ساله توطئه و خيانت عليه جمهوري اسلامي ايران به اين كلام بنيانگذار انقلاب اسلامي يقين پيدا كرده است كه تا وقتي مردم پشتيبان ولايت فقيه باشند، به مملكت آسيبي نخواهد رسيد و قلدرهاي بينالمللي همچون امريكا و انگليس با صدور چند قطعنامه و به دست گرفتن چماق تحريم و تهديد هيچ غلطي نميتوانند بكنند و طبق پيشبيني امام خميني(ره) و حضرت آيتالله خامنهاي، موج انقلاب اسلامي تمام كشورها را درمينوردد و ملتها را در برابر ظلم امريكا و حاميانش بيدار ميكند.