
امريكا كه قرار بود بعد از كشتن بنلادن، جل و پلاس سربازان خود را از افغانستان جمع كند، ظاهراً بيرون بيا نيست! اما حضور نظامي يانكيها چه رهاوردي براي همسايه شرقي ما داشته؟! صلح، آرامش، سازندگي، امنيت، رفاه و اشتغال؟! يا كشت بيشتر ترياك، رشد بيشتر قاچاق و فربه شدن بيشتر طالبان؟!
كم و بيش وضعيت همسايه غربي ما نيز بر همين منوال است. در عراق، تروريستهاي سلفي، دقيقاً همان كاري را انجام ميدهند كه طالبان در ديار افغان. اگر ديروز، صدام در زندانهاي بغداد، خاندان حكيم و صدر را وحشيانه ميكشت، امروز در عراق، صبحي به شب نميرسد، الا اينكه از چندين جاي مختلف، اخبار اقدامات تروريستي مخابره شود، البته در عراق، ظاهراً، امريكاييها حضور نظامي ندارند، اما تروريستها خيال امريكا را بابت ناامن كردن بينالنهرين و دامن زدن به اختلافات قومي و تفاوتهاي مذهبي جمع كردهاند. واقعاً تلخ است آنچه اين روزها در عراق ميگذرد، جنوب عراق محل جولان انگليسيهايي است كه بوي نفت بصره به مشامشان خوش نشسته. شمال عراق تبديل به پاتوق شركتهاي چندمليتي شده كه اغلب صهيونيستياند. جبهه استكبار اصلاً بدش نميآيد در شمال عراق، شمال غرب ايران و جنوب تركيه، به بهانه استقلال قوم كرد، از يك اسرائيل جديد پردهبرداري كند. مركز عراق هم هر روز شاهد تلفات سنگين ناشي از ترورهاي بيوقفه است. واقعيت اين است كه اين روزها در عراق، غرب اندازه صدها صدام كار ميكند! در چنين منظومهاي بايد ديد كه چه كار سختي دارد دولت نوري مالكي و چقدر بايد اهل تشيع و تسنن عراق هوشيار باشند كه عراق در دام نقشههاي تفرقهافكنانه نيفتد.
قصه سوريه هم اگر چه كمي حادتر، زيرمجموعه همين ماجراست. اگر در سرزمينهاي اسلامي، ردپاي غرب را درست ببيني، سرمنزلي جز ناامني و اغتشاش ندارد. آن از افغانستان، آن از عراق، اين هم از سوريه. اينك اما فرانسه هم مشخصاً وارد گود شده تا به بهانههاي واهي، مالي را دوباره تسخير كند. مالي برخلاف كشورهاي همسايهاش، نفت و گازي بيمانند دارد و موقعيتي ممتاز. آيا شما باور ميكنيد قصد فرانسه از لشكركشي به مالي، مقابله با فلان گروهك شورشي يا استقرار دموكراسي است؟! امريكا در افغانستان و عراق، چه گلي به سر مردم غرب آسيا زد كه حالا فرانسه خاطرخواه صلح و آرامش مردم شمال آفريقا شده؟!
دنياي استكبار در گذر از جنگ نرم، دوباره به اين سو و آن سو، لشكركشي فيزيكي ميكند! «استكبار» باز هم بوي «استعمار» گرفته! روزگاري كه خيلي هم دور نيست، جبهه غرب فكر ميكرد با يك «كليك» يا «فشار يك دكمه» يا «اينترنت» و «فضاي مجازي»، بازي عالم را به سود خويش تمام ميكند! و از دنياي به اين بزرگي، «دهكده جهاني» ميسازد! خودش هم ميشود كدخداي جهان! كدخدا كه چه عرض كنم، خداي جهان! جبهه استكبار البته توهم زده بود! و اينك دوباره مجبور است برگردد به همان روزگاري كه اگر جايي، كشوري، منطقهاي را ميخواست، لاجرم بايد زحمت لشكركشي و هزينههاي سرسامآور نظامي را متحمل ميشد! چند سال پيش شايد احدي فكر نميكرد، فرانسه براي چند بشكه نفت بيشتر يا چند لوله گاز مفت، به كشور مالي لشكركشي كند! دقت كنيد، اين اتفاق در اوايل سال «۲۰۱۳ ميلادي» رخ داده! و باز هم دقت كنيد، فرانسه «ناپلئون بناپارت» ندارد، بلكه فقط در يك قلم، كارخانه ماشينسازي «رنو» ۷۵۰۰ كارگر اخراجي دارد! نديد معلوم است، بحران «مالي» هم به «بحران مالي فرانسه» اضافه خواهد شد!
غرب اگر با لشكركشي نظامي ميتوانست كدخداي جهان شود، قرن گذشته ميلادي، قرن بهتري بود! و غرب اگر با يك كليك ميتوانست خداي جهان شود، لشكركشي نظامي نميكرد! راستي، كدام كدخدا اينقدر بدهكار و بدبخت؟!
نديد معلوم است شعار فرداي مردم معترض فرانسه به اوضاع رياضت اقتصادي... «بحران مالي» خودمان را حل كنيد، «مالي» پيشكش!