کد خبر: 506686
تاریخ انتشار: ۲۶ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۶
يادكردي از شهيد هوشنگ ورمقاني فرمانده قرارگاه استاني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در كردستان
صغري خيل فرهنگ
شهيد «هوشنگ ورمقاني» در سال ۱۳۳۸ در روستاي «ورمقان» در شهرستان «سقز» به دنيا آمد. او تا پايان مقطع متوسطه در اين شهرستان درس خواند و در اوايل سال ۱۳۵۸ در جهاد سازندگي شهرستان قروه به خدمت محرومان همت گماشت. در اواخر همان سال يعني همزمان با پيدايش گروهك‌هاي ضدانقلاب در منطقه كردستان به خدمت مقدس سربازي رفت و تمام مدت دو سال را در لشكر ۲۸ پياده كردستان خدمت كرد. شهيد ورمقاني به خاطر ايثار و شجاعتي كه در راه مبارزه با گروهك‌ها نشان داد، موفق به دريافت مدال رشادت و لياقت از دست فرمانده وقت لشكر شد. در سال ۱۳۶۰ به عضويت رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شهرستان قروه درآمد. در همان آغاز ورود به عنوان فرمانده گردان ويژه نيرو‌هاي اعزامي از شهرستان قروه در نبرد با رژيم بعث عراق بخشي از جبهه قصر شيرين را تحويل گرفت. او در اين پست خدمات شاياني ارائه داد. مدتي بعد به عنوان مسئول گزينش سپاه شهرستان قروه منصوب شد و پس از آن فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بخش دهگلان را به عهده گرفت.

شهيد مبارزه با نفاق
در سال ۱۳۶۱ ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج سه فرزند پسر و يك فرزند دختر است. در سال ۱۳۶۴ بنا به درخواست فرمانده تيپ بيت‌المقدس به آن يگان مأموريت يافت و تا پايان جنگ تحميلي به عنوان جانشين ستاد و فرمانده پايگاه اين تيپ در جبهه‌هاي جنوب و جزيره مجنون در كمال خلوص و شجاعت به مبارزه پرداخت. در سال ۱۳۶۸ براي گذراندن دوره دافوس به دانشگاه امام حسين(ع) تهران رفت. در آن دوره هم به عنوان دانشجوي ممتاز انتخاب شد. بعد از پايان دوره به عنوان يكي از اركان تيپ بيت‌المقدس در طراحي برنامه‌هاي رزمي و ستادي نقش كليدي و به‌سزايي را انجام داد. در سال ۱۳۷۱ به سمت مسئول بازرسي و فرمانده يگان ويژه قرارگاه استاني شهيد شهرامفر منصوب شد. در سال ۱۳۷۳ به عنوان پاسدار شايسته و در سال ۱۳۷۴ به عنوان پاسدار نمونه نيروي زميني سپاه معرفي گرديد. آن انسان نمونه سرانجام در غروب روز جمعه مورخ ۱/۴/۱۳۷۵ در محور قهرآباد سقز در كمين نيروهاي ضدانقلاب افتاد و پس از ۴۵ دقيقه مبارزه شجاعانه، همراه با همرزم دلاور خود بسيجي عبدالرحمان مهرباني به فيض شهادت نايل آمدند.

همنشين مرگ
اگر براي خصوصيات شهيد حاج هوشنگ ورمقاني نموداري ترسيم كنيم، ادب و متانت وي بالاترين درصد را خواهد داشت. شهيد ورمقاني بسيار باادب و متين بود به طوري كه يكي از فرماندهان سپاه پس از چندي نشست و برخاست با شهيد ورمقاني از ادب سرشار وي متعجب شده و گفته بود اگر ذره‌اي از ادب حاجي را به تمام دنيا تقسيم نماييم بدون شك كسي را به عنوان بي‌ادب نخواهيم داشت. شهيد ورمقاني چهره مظلومي داشت، مي‌شد سادگي و صميميت را در چهره‌اش مشاهده كرد. حاجي مرگ را مونس خود مي‌دانست و لحظه‌اي از ياد آن غافل نمي‌شد. به گفته يكي از همرزمان شهيد، او در هر بحثي به نوعي از مرگ سخن به ميان مي‌آورد و حتي لحظاتي كه بيكار مي‌نشست براي خود قبر درست مي‌كرد و سنگ قبر مي‌نوشت. يك نمونه از سنگ قبرهايي كه حاجي در زمان حيات خود مي‌نوشته هنوز باقي مانده است.

جا مانده از شهدا
حاجي بسيار ساده و بي‌تكبر بود. او بيشتر اوقات با نيرو‌هاي تحت امر خود غذا مي‌خورد و وقتي كه علت اين كار را جويا مي‌شدي با كمال تواضع و فروتني جواب مي‌داد: به اين علت كه مبادا آنها فكر كنند ما براي خود ارزشي قائل هستيم. شهيد ورمقاني در محضر شهدا احساس شرمندگي مي‌كرد. باوجود آنكه بيشتر اوقات بدون نصب درجه در ميان مردم ظاهر مي‌شد اما هر گاه كه در گلزار شهدا حضور مي‌يافت بدون استثنا درجه خود را برمي‌داشت و در جيب لباسش مي‌گذاشت. اين كار به آن دليل بود كه حاجي خود را در برابر شهدا كوچك‌تر و بازمانده آنان مي‌پنداشت. او هرگز به خود اجازه نمي‌داد در محضر كساني كه به بالاترين درجه معنويي نائل گشته‌اند با درجه دنيايي خود حاضر شود.
شهيد ورمقاني با الگو‌گيري از عدالت سرشار حضرت اميرمؤمنان علي(ع) عدالت و برابري را در هر امري رعايت مي‌كرد. او در جواب عموي خود كه اصرار داشت پسر او را از خط مقدم به پشت جبهه انتقال دهد، مي‌گويد: عموجان شما پنج پسر داريد، اگر چهار پسر شما هم شهيد شوند باز يكي از آنها مي‌ماند. پس آن پدراني كه تنها پسر خود را به خط مقدم جبهه‌ها مي‌فرستند و به شهادت مي‌رسند چه بگويند و چه بخواهند. او پس از آن دستش را به طرف پيراهنش مي‌برد و در حالي كه پيراهنش را تكان مي‌دهد خطاب به عموي خود مي‌گويد: عموجان اين پيراهني را كه در تن من مي‌بيني از خون شهيد است. آيا شما اجازه مي‌دهيد كه من به خون شهدا خيانت كنم! شهيد ورمقاني هميشه آرزوي شهادت داشت و از اينكه به جمع شهدا نپيوسته بود احساس ناراحتي مي‌كرد.

راز نامه سربسته به پدر
شهيد احترام خاصي براي والدين خود قائل بود. دست و پاي پدر و مادر خود را مي‌بوسيد و يقيناً با اين كار مي‌خواست كه آنها را متقاعد سازد تا براي شهادتش دعا كنند. شهيد ورمقاني علاقه خاص و وافري نسبت به مادر بزرگوارش داشت كه از سادات هم بودند. اين شهيد گرانقدر بارها زير پاي مادر خود را بوسيده و از او مي‌خواست كه براي شهادتش دعا كند؛ چراكه يقين داشت خداي متعال دعاي مادران را مستجاب مي‌كند. مدتي بعد از شهادت حاج‌هوشنگ، مادر داغديده‌اش نيز به ديدار فرزندش مي‌شتابد.

مشهور است وقتي پدر شهيد ورمقاني مي‌خواستند به زيارت خانه خدا بروند شهيد ورمقاني پاكتي را كه محتوي نامه‌اي بود، به ايشان مي‌دهد و از پدر خود مي‌خواهد تا نامه را در كنار ضريح مطهر نبي مكرم اسلام حضرت محمدمصطفي(ص) باز كند و به آنچه نوشته شده است عمل نمايد. پدر شهيد وقتي در حرم نبوي(ص) پاكت نامه را باز مي‌كند اين عبارت را در آن مشاهده مي‌كند:

بسمه تعالي
پدر عزيزم دعا كنيد تا خداوند سال ۷۵ را سال شهادت من قرار دهد. اگر دعا نكنيد مديون هستيد. التماس دعا، امام و رهبر عزيز و شهدا را فراموش نكنيد.
اين گونه بود كه شهيد در همان سال به آرزوي هميشگي خود يعني ديدار حق نائل مي‌شود.
واگويه‌هاي مجتبي ورمقاني پسر شهيد
«ما در كردستان شهدايي داريم كه هر كدام به تنهايي داراي ويژگي‌هاي خاصي هستند كه تا ابد مايه افتخار هر كرد و كردستاني است. شهدايي مانند شهيد حاج‌هوشنگ ورمقاني، شهيد محمود امان‌اللهي، شهيد جميل شهسواري، شهيد عثمان فرشته، شهيد پرويز كاكسوندي، شهيد يدالله حاجيان، شهيد يوسف افشاريان، شهيد منصور بياتيان، شهيد ملاحيدر فهيم، شهيد حاج‌سعيد توفيقي، شهيد لطيف راستي و... اين شهدا هركدام به تنهايي نمادي از غيرت مردم كردستان هستند اما به دليل اينكه كارهاي فرهنگي لازم صورت نگرفته است، اين شهدا حتي در شهر‌هاي خودشان هم ناشناخته هستند.
دوستان مسئول در كنار توجه به شهداي مهاجر مانند شهيدان بروجردي، كاظمي، صياد شيرازي، متوسليان و... بايد به شهداي بومي كردستان هم بها بدهند. ما در مريوان شهيدي داريم به نام شهيد لطيف راستي، از شهداي باغيرت و دلاوري بود كه ضد انقلاب از نام او واهمه داشت. ايشان سال ۱۳۸۸ به شهادت رسيدند اما اكثر مردم مريوان اين شهيد را نمي‌شناسند.
وقتي سخن از كردستان به ميان مي‌آيد، هيچ يادي از شهداي بومي كردستان نمي‌شود. تا به حال هيچ برنامه يا فيلمي از شهداي بومي كردستان ساخته نشده است كه در شبكه‌هاي سراسري پخش شود. حتي در ورودي شهرهاي كردستان، عكسي از شهداي بومي ديده نمي‌شود. در تهران، بزرگراهي به نام كردستان داريم كه در ابتداي آن تصاوير شهداي كردستان نصب شده است اما هيچ عكسي از شهداي بومي كردستان در آن ديده نمي‌شود. در سفر مسئولان كشوري به كردستان به جاي تجليل از شهداي بومي كردستان، از شهداي ساير مناطق كشور تجليل مي‌شود. چرا هيچ كدام از پروژه‌هاي بزرگ كشوري به نام شهداي كردستان نيست؟!»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار