جوزپه تورناتوره در سينما پاراديز ميخواست سير نمايش فيلم را در اوايل قرن گذشته در ايتاليا در قالب يك درام عاشقانه به نمايش بگذارد اما خواسته يا ناخواسته معايب استفاده از سينماي آنالوگ و به كارگيري نگاتيوهاي دست و پاگير را به نمايش گذاشت. اين را ميتوان جزو آثار تأثيرگذار سينماي جهان دانست.
يكي از تأثيرات احتمالي آن نيز بعد از نزديك به سي و اندي سال در سينماي ما ظهور كرده است و امسال قرار شده تمامي فيلمهاي جشنواره به صورت ديجيتالي پخش شوند. پخش ديجيتالي فيلمها يعني خداحافظي با نگاتيوها و پوزتيوهاي نوستالوژيك اما دردسرساز با آن تكنولوژي قديمي و از رده خارجشان كه ساليان سال است در سينماي ما مانده بودند و خيال رفتن هم نداشتند.
افزوده شدن امكان پخش ديجيتالي فيلمها به سينماهاي كشور ميتواند زمينه تغيير يك نسل از فيلمسازي در ايران باشد.
خداحافظي با نسخه ۳۵ ميليمتري و سلام به عصر ديجيتالي، البته سلامي با تأخير چند ساله و بعد از آنكه اكثر كشورهاي داراي صنعت سينما، ديجيتالي شده و آثار خود تنها با اين روش توليد ميكنند. هم اكنون در كشور به جز تهران فقط چند شهر هستند كه داراي سينماهايي با قابليت پخش ديجيتال هستند. در تهران هم فقط چند سالن از اين امكانات برخوردارند اما فجر ۳۱ ميتواند تلنگر خوبي باشد براي آنكه همه سالنهاي سينماي ايران دچار تغيير شده و فضاي مطبوعتري را براي پخش فيلم داشته باشند. اصرار جشنواره فجر بر اينكه تمامي فيلمهاي حاضر در جشنواره بايد نسخه ديجيتالي به دبيرخانه فجر بفرستند ميتواند شروعي باشد بر اينكه تمامي سالنهاي سينما به شرط توانايي پخش ديجيتالي حواله اكران فيلم بگيرند.
بي شك پخش تصاوير ديجيتالي ميتواند با ارتقاي نوع تصوير و صدا كمك شاياني به جذب تماشاگر براي فيلمهاي سينمايي ايراني داشته باشد. تماشاگراني كه دوست دارند در مقابل پرداخت هزينه بالاي بليت، بهترين كيفيت ممكن صوت و تصوير را داشته باشند.