کد خبر: 499941
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۳
مونا قائمي
سريال «راستش را بگو» با تمام ضعف‌هاي پنهان و آشكارش به پايان رسيد؛ سريالي كه از همان ابتدا با طرح شخصيت‌هاي مورد علاقه چند نسل يعني «شهيد چمران» و «دكتر شريعتي»، دست‌كم كنجكاوي مخاطبان را برانگيخت؛ سريالي كه برخلاف اغلب آثار سينمايي و تلويزيوني، ظاهراً به اين نتيجه رسيده بود كه مي‌شود بدون شخصيت‌هاي معتاد و بچه دزد و خيانت زن و شوهرها و جلسات طولاني بحث بر سر مهريه و شيربها و خلاصه گپ و گفت‌هاي خانگي- و نه خانوادگي- هم كاري را ساخت كه موضوع آن يكي از بلاهاي خانمان‌سوز جامعه ما- و شايد بزرگ‌ترين آنها- يعني دروغگويي باشد، هر چند پرداخت ضعيف قصه و بازي‌هاي بسيار ضعيف‌تر- ‌حتي در بازيگراني كه در آثار قبلي‌شان نشان داده بودند كه بازي خوب را مي‌شناسند- سرانجام مخاطب را به اين نتيجه نمي‌رساند كه دروغ گفتن چيز چندان بدي هم باشد و با راستگويي مي‌شود در دنيا هم زندگي خوبي داشت و كل نتايج خير راستگويي را نبايد به جهان آخرت حواله داد، اما باز هم جاي شكرش باقي است كه «محمدرضا آهنج» قدم جلو گذاشت و موضوعي غير از خاله‌بازي‌هاي جاري در سريال‌هاي تلويزيوني را مطرح كرد و از اين بابت بايد به او دست‌مريزاد گفت. 

مدت‌هاست كه توليدكنندگان آثار سينمايي و تلويزيوني ما با پيروي از اربابان اصلي فكري خود، يعني بخش سخيف و غالباً مزدور هنر غرب، به‌كلي فراموش كرده‌اند كه «خوبي‌ها» هم جذابند و تعليق و جذابيت از نظر آنها يعني طرح فرهنگ طبقات خائن، تبهكار، منحرف و قطعاً بي‌دين. بعضي از آنها به دليل نگاه سطحي به دين و معارف اسلامي، وقتي كه مي‌خواهند از ارزش‌هاي ديني حمايت كنند، كار بد از بدتر مي‌شود. اين بندگان خدا با اينكه در خانواده‌هاي مذهبي بزرگ شده‌اند و دغدغه‌هاي ديني دارند، به دليل همان نگاه سطحي، يك وقت چشم باز مي‌كني و مي‌بيني مشتي خرافه را به نام دين به خورد خلق‌الله داده‌اند! 

«راستش را بگو»ي آهنج از اين نوع اشتباهات، كمتر داشت، اما همچنان از سطحي‌نگري رنج مي‌برد، مضافاً بر اينكه در تصوير و ترسيم شخصيت‌هاي تاريخي تأثيرگذار، چندان دقيق عمل نكرده بود. كساني كه شاگردان دكتر شريعتي بوده يا در اواخر دهه ۵۰ در حسينيه ارشاد پاي سخنراني‌هاي او نشسته‌اند، مي‌دانند كه در قاموس او «نمي‌شود» و «به بن‌بست رسيده‌ايم» و... راه نداشت. متأسفانه در قضاوت‌هاي افراط‌ و تفريط‌گونه‌ پس از انقلاب- كه هر دو غلطند و انسان را به خطا مي‌اندازند- شأن و جايگاه افراد، از جمله دكتر شريعتي، آن‌ گونه كه بايد شناخته نشد و به همين دليل كساني كه دغدغه طرح شخصيت‌هاي تاريخي را دارند، بايد چنان با ايهام و اشاره سخن بگويند كه خودشان هم به خطا بروند. به هر حال تصويرسازي از اين شخصيت برجسته و تأثيرگذار به شناخت دقيق‌تري نياز داشت كه به‌سادگي شدني بود، چون هنوز دوستان و شاگردان او زنده‌اند و مي‌شد راحت از آنها پرسيد كه او چگونه سخن مي‌گفت و چه نسبتي بين تكه‌پراني‌هاي بي‌مبنا و خنك استاد جامعه‌شناسي سريال راستش را بگو با مزه‌پراني‌هاي سنجيده وي وجود دارد! به هر حال نق‌نقو بودن دكتر شريعتي اين سريال، ستم بر او بود كه داد و هوار مي‌زد و اعتراض مي‌كرد، ولي اهل نق زدن نبود.
دكتر چمران اين سريال هم به عنوان يك مسلمان متدين عالم، هرچند دكتر چمران نامطلوبي نبود، اما دكتر چمران واقعي نبود. بازي خوب آقايي، بخش عمده‌اي از بار اين قضيه را به دوش او گذاشت، ولي گويا از ياد برده‌ايم كه پس از اخلاص و تواضع، مهم‌ترين ويژگي دكتر چمران عالم بودن و متخصص بودن اوست؛ چيزي كه دست يافتن به آن دست‌كم در آن سطح، بسيار كار دشواري است و متأسفانه در پرداخت شخصيت دكتر چمران، كمتر به آن اشاره مي‌شود. دكتر چمران اگر مي‌خواست همه عمرش رو به خورشيد در حال غروب بنشيند و بيانيه‌هاي عرفاني صادر كند، قطعاً دكتر چمران نمي‌شد. او قبل از هر چيز يك دانشمند متدين بود و به همين دليل اگر ۱۰۰ سال هم عمر مي‌كرد، خيلي فرصت صدور بيانيه‌هاي عرفاني را پيدا نمي‌كرد و چون از شعور بسيار بالا و از دقت علمي كم‌نظيري برخوردار بود، سعي مي‌كرد، عرفان، تواضع، دين و خوبي‌ها را در اعمالش نشان بدهد و به همين دليل بسيار كم حرف مي‌زد و بسيار زياد كار مي‌كرد، اما به هر حال همين كه مسئولان تلويزيون به اين نتيجه رسيده‌اند كه با قصه‌هايي غير از خيانت و اعتياد و آدم دزدي و غيبت و... هم مي‌شود آثاري را ارائه كرد، جاي شكرش باقي است. اميد آنكه اين روند، با پژوهش‌ها و فيلمنامه‌ها و مخصوصاً بازي‌هاي بهتر ادامه پيدا كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار