کد خبر: 499936
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۳
تهمينه مهرباني
انگار كه فاجعه عظيمي روي داده باشد، چندين و چند بار پيامك زد كه واي! فهميدي تلويزيون آنالوگ شد! گفتم خيلي فرق آنالوگ و غيرآنالوگ را نمي‌فهمم. اگر هم گاهي تلويزيون تماشا مي‌كنم، برايم فرق نمي‌كند آنالوگ باشد يا ديجيتال، بلكه بيشتر حواسم به اين است كه با Hi- Tech و غير آن مي‌خواهد چه حرفي را به من منتقل كند كه اگر حرف، حرف باشد، به قول مرحوم آل‌احمد روي ديوار طويله اورازان هم كه بنويسي، راهش را پيدا مي‌كند و اگر حرف، حرف نباشد، طلاكوب هم كه بنويسي و تذهيبش هم كه بكني و قاب طلا هم كه بگيري، راه به جايي نمي‌برد.
درباره تأثير رسانه‌ها سخن بسيار گفته‌اند، ولي من همچنان به شيوه ماضي، سخت معتقدم- ‌و بر اين اعتقاد پاي مي‌فشرم- كه رسانه از هر نوعي كه باشد، زماني تأثيرگذار خواهد بود كه نيت سازندگان برنامه‌هاي آن خالص و پاكيزه باشد. رقابت با تكنولوژي‌هاي غربي اگر هم شدني باشد، بي‌فايده است. بايد در محتوا رقابت كرد و زماني مي‌شود اين كار را كرد كه خود ما به محتوايي غني دست يافته، آن را باور كرده باشيم و با علم و آگاهي و پژوهش، كار را درست انجام بدهيم و ترديد نداشته باشيم كه حتي اگر يك سخنراني كوتاه بر سر منبري در دورافتاده‌ترين مساجد كشور هم باشد، راهش را باز مي‌كند و تأثيرش را مي‌گذارد. مشكل اينجاست كه ما با كار به شكل گسترده‌اي و بزن دررو و شلخته‌وار برخورد مي‌كنيم. مشكل اينجاست كه پژوهش و كاربلدي در هر كاري براي ما در درجه دهم اهميت است. مشكل اينجاست كه ادا درمي‌آوريم و اخلاص نداريم. مشكل اينجاست كه به‌جاي ابتكار و تلاش و خلاقيت، به كپي‌كاري عادت كرده و اين كار را از نحوه تفكر و سبك زندگي گرفته تا متون حتي ديني خود انجام مي‌دهيم.
ما واقعاً كار نمي‌كنيم، بلكه اداي كار كردن را درمي‌آوريم و در چنين شرايطي آنالوگ و غيرآنالوگ همان قدر درد ما را دوا مي‌كند كه ساير تكنولوژي‌ها كرد.
نگاهي به هواي خفه‌كننده شهرهاي بزرگ بيندازيد. ما داريم خودمان را خفه مي‌كنيم. يادمان رفته كه خداوند دو تا پاي سالم به ما داده است كه مي‌توانيم با آنها راه برويم و براي خريد از بقالي سر كوچه هم سوار ماشين مي‌شويم. ما به اين وسيله به درد بخور كه حالا بلاي جان ما شده است «معتاد» شده‌ايم. ما «استفاده صحيح» از تكنولوژي را بلد نيستيم و از زور تنبلي نمي‌خواهيم ياد بگيريم. آموزش‌هاي ما در مقاطع مختلف مبتني بر «جزوه‌نويسي» و «حفظ كردن» مطالب ديگران است و كاش دست‌كم مثل قديم‌الايام چهار تا غزل درست و حسابي را حفظ مي‌كرديم كه حاوي چند نكته آموزنده و به درد بخور بود. خير! ما به ‌جاي آنها يك مشت مطالب گيج‌كننده را حفظ مي‌كنيم و اين عادت مخرب تا آخر هم عمر دست از سرمان برنمي‌دارد و دائماً به ‌جاي استفاده از اين نيم‌ سير قشر خاكستري كه مخ مي‌نامندش، دست به قلم و كاغذ، دنبال اين و آن راه مي‌افتيم تا ببينيم چه فرمايشي مي‌فرمايند تا همان را نصفه‌نيمه يادداشت و نصفه‌نيمه‌تر اجرا كنيم.
درد ما نبودِ تكنولوژي نيست. درد ما تفكر قالبي و وارداتي و مصرفي است.
ما گويا «هنوز» باور نكرده‌ايم كه بايد «صرفه‌جويي» كنيم. من با نهايت خوش‌خيالي تصور مي‌كردم تحريم‌ها به عنوان يك نعمت عمل كنند و به يادمان بياورند كه «صرفه‌جويي» و «پرهيز از اسراف» نوعي فضيلت ديني و ملي است، اما وقتي مسئولان اعلام كردند كه ما همچنان! ۱۸ برابر كشورهاي صنعتي انرژي مصرف مي‌كنيم، با نهايت تأسف متوجه شدم ظاهراً تحريم‌ها فقط روي خانواده‌هاي متوسط به پايين كه همواره از بسياري از مواهب محروم هستند و نيازي به تحريم ندارند، تأثير داشته است و طبقات متوسط به بالا، همچنان شپش جيبشان منيژه‌خانم تشريف دارد و مي‌توانند ۱۸ برابر كه هيچ ۱۸۰ برابر هم مصرف كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار