بيگمان شما هم گاه در صفحات حوادث روزنامهها اخبار سرقتها، كلاهبرداريها و جنايات پيچيدهاي را خوانده و حيران ماندهايد، مجرمان اين شگردهاي بديع و خاص را چگونه و در كجا آموختهاند؟ يا وقتي باندهايي از مجرمين گرفتار قانون شده و متلاشي ميشوند، مردم در ميمانند اين همه مجرم با تخصصهاي مختلف چطور يكديگر را يافته و در كنار هم نقشهاي با آن پيچيدگي و عظمت را طراحي و اجرا كردهاند؟ در هيچ جاي ايران و جهان مدرسه و دانشگاهي براي آموزش فنون و شيوههاي دزدي وجود ندارد. اما نسل جديد مجرمان همواره اين تخصصها را فرا گرفته و در بسياري از نقاط جهان،اغلب يك گام از شگردهاي پليسي جلوترند.
امروز مددكاران اجتماعي و كارشناسان امنيتي دريافتهاند كه زندانها مهمترين مركز تبادل اطلاعات مجرمان و اصليترين بزنگاهي است كه آنان يكديگر را يافته و نطفه تشكيل باندهاي بزرگ را پس از آزادي بنيان ميگذارند. در چنين وضعي توجه دقيق به دو نكته الزامي است.
۱- تداخل مجرمان عادي كه بزهكار نبوده و به دلايلي نظير مهريه، تصادف و... وارد محيط زندان ميشوند با افراد سابقهدار، نتايج بدي را به دنبال دارد. اين زندانيان و بسياري ديگر، اغلب مدت بسيار كوتاهي را در بند ميگذرانند، اما عدم توجه به آنها ميتواند از ايشان نيز افرادي خطرناك براي اجتماع بسازد.
دكتر مجيد ابهري، از آگاهان و كارشناسان مسائل امنيت اجتماعي ميگويد:«۳۲ درصد از زندانيان ما، كمتر از ۱۰ روز در زندان ميمانند. براي عدم اختلاط اين دسته با ساير زندانيان بايد تمهيدات جدي انديشيد.» او تأكيد دارد:«نطفه ۶۸ درصد از باندهاي بزهكاري در زندان بسته ميشود.»
۲- نكته مهم ديگر كنترل نامحسوس زندانيان در داخل زندان است. بدين معنا كه مجرمان سابقهدار در آنجا فرصت گذاشتن كلاس توجيهي و عملي و آموزش فنون تازه سرقت و جنايات و... را به ديگران نداشته باشند. به عبارت ديگر بايد چارهاي انديشيد تا زندانها به محل تبادل فنون بزهكاري و ارتقاي آن تبديل نشود. براي اين منظور در وهله نخست ميتوان زندانيان را بنا به ضرورت به دستههاي مختلف تقسيم كرده و رعايت دلايل دستگيري، گروه سني و... را در اين تقسيمبنديها نمود.
به گمان نگارنده، جا دارد قوانيني تصويب شود كه هرگاه بزهكاري دستگير شد و كاشف به عمل آمد براي انجام بهتر نقشه مجرمانه خود، فنوني را از همبنديهاي سابقش در زندان آموخته است، آن افراد نيز شناسايي شده و مجازات شوند. از سوي ديگر سياست فعلي در آموزش مشاغل مختلف به زندانيان براي آنكه پس از گذران دوره محكومت امكان ورود به جامعه و فعاليت در آن را داشته باشند نيز امري پسنديده است كه بايد آن را توسعه داد.
در نهايت بايد چارهاي انديشيد كه زندان به معناي دقيق به ندامتگاه و محل آموزش هنجارهاي اجتماعي به محكومان بدل شود نه به مدرسهاي براي خبره شدن در شگردهاي بديع و تازه جرم. اين امر ميسر نيست مگر با كنترل بيشتر فضاي امنيتي زندانها و پرداختن تخصصيتر به تربيت متفاوت محكومان.