کد خبر: 499378
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۳
جواد ابراهيمي
امام حسين (ع) دختري به نام فاطمه صغري داشتند كه حضرت سيد‌الشهدا او را همسر برادرزاده‏اش حسن مثنّى نمودند. فاطمه صغري با خواهرش سكينه همسر عبد‌اللَّه بن حسن در كربلا و مصائب عاشورا و حوادث اسارت حضور داشتند تا به مدينه بازگشتند.
اين بانوي بزرگوار پس از آنكه از كربلا وارد كوفه شدند اين خطبه را در برابر اجتماع مردم خواندند كه محتواي آن سرزنش اهل كوفه و مخاطب قرار دادن آنان به عنوان كسانى است كه مرتكب جنايت قتل سيد‌الشهدا(ع) و يارانش شده‌‏اند.
سيد‌بن طاووس اين خطبه را چنين نقل مي‌كند:
«خدا را سپاس مى‏گويم به شماره ريگ‌ها و شن‌ها و او را مى‏ستايم به عظمت و سنگينى عرش تا فرش. به او ايمان مى‏آورم و بر او توكل مى‏كنم. گواهى مى‏دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست و فرزندانش را با لب تشنه در كنار فرات سر بريدند! بى‌آنكه كسى را كشته باشند تا از آنها انتقام بگيرند.
پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از اينكه سخنى را به دروغ به تو نسبت دهم و بر خلاف آنچه فرموده‏اى، از گرفتن پيمان براى خليفه خود على‌بن ابى طالب (ع)، سخنى بر زبان آورم! همان كسى كه حق او را غصب كردند و او را بى‏گناه كشتند. همانگونه كه ديروز، مردمى به ظاهر مسلمان در خانه‏اى از خانه‌هاى خدا فرزندش را به قتل رساندند. مرگ بر اينان باد كه على را نه در دوران حيات و نه در هنگام وفات يارى كردند؛ تا او را به جوار رحمت خويش فرا خواندى. در حالى كه سرشتى پسنديده طينتى پاك زيبنده اخلاق و مناقبى معروف و عقايدى مشهور داشت. خدايا! تو او را از كودكى به اسلام هدايت كردى و در بزرگى به او خلق و خوى نيكو بخشيدى و فضايلش را ستودى. او با تو و رسول تو رفتارى خالصانه و صادقانه داشت تا او را هم به جوار رحمت خويش بردى. او به دنيا بى‌رغبت بود و حرص و آز نداشت. مايل به آخرت بود و در راه تو و براى خشنودى تو جهاد كرد. تو او را پسنديدى و او را برگزيدى و به راه مستقيم هدايت كردى. 

اى مردم كوفه، اى اهل نيرنگ و بى وفايى و خودخواهى. ما خاندانى هستيم كه خدا ما را به شما و شما را به وسيله ما مورد امتحان قرار داد. آزمايش ما را نيكو قرار داد و دانش و فهم را نزد ما نهاد. ما جايگاه دانش و محل فهم و حكمت او هستيم و بر بندگان خدا در شهرهاى زمين حجت هستيم. خدا ما را به كرامت خويش گرامى داشت و به وسيله پيامبرش بر بسيارى از آفريدگان، آشكارا برترى بخشيد. ولى شما ما را تكذيب كرديد و در حق ما ناسپاسى نموديد. كشتن ما را جايز شمرديد و اموال ما را به غارت برديد. همان طور كه ديروز جد ما را كشتيد و به خاطر كينه‌هاى ديرينه، خون ما اهل بيت از شمشيرتان مى‏چكد. 

از اين كردار زشت، چشم‌هاى شما روشن و دل‌هايتان شادمان گرديد. اين افترايى بود كه بر خدا بستيد و نيرنگى بود كه زديد، خداوند بهترين تدبيركنندگان است. اما از ريختن خون و غارت اموال، خوشحال نباشيد. مصائب بزرگ و صدمه‌هاى عظيمى كه به ما رسيده سرنوشتى بود كه پيش از رسيدن به ما در كتاب خدا رقم خورده‏ بود و اين كار براى خدا آسان است تا بر آنچه از دست رفته اندوه نخوريد و به آنچه به شما عطا فرموده شادمان نباشيد و خداوند گردنكشان و متكبران را دوست ندارد. مرگ بر شما باد، در انتظار لعنت و كيفر الهى باشيد. گويى كه بلاى آسمان از راه مى‏رسد و بر شما فرو مى‏بارد تا شما را با عذاب نابود كند و به جان يكديگر اندازد. آنگاه در روز قيامت به خاطر ستمى كه بر ما روا داشته‏ايد در عذاب دردناك جاودانه بمانيد. لعنت خداوند بر ستمگران باد. 

واى بر شما آيا مى‏دانيد با كدامين دست ما را زديد و با چه شخصيتى به جنگ ما شتافتيد يا با چه پايى براى جنگيدن با ما به راه افتاديد؟ به خدا سوگند دل‌هايتان سنگ، جگرهايتان پر از نفرت، و دل‌هايتان مهر خورده است. چشم و گوشتان را بسته‏اند. شيطان شما را فريفته و به دام انداخته است. بر ديدگان شما پرده افتاده است و هدايت نمى‏شويد!
اى اهل كوفه مرگ بر شما باد! چه كينه‏اى از رسول خدا (ص) به دل داشتيد و كدام دشمنى موجب شد كه با برادرش على‌بن ابى طالب (ع) جد من و فرزندان و عترت برگزيده پيامبر(ص) چنين عناد بورزيد و كسى از ميان شما با افتخار بگويد: ما على و فرزندانش را با شمشيرها و نيزه‌هاى هندى كشتيم، زنان را چونان تركان به اسارت در آورديم و با آنان مبارزه كرديم، چه مبارزه‏اى! خاك بر دهان اين گوينده باد! آيا به كشتن مردمى كه خداوند آنها را تزكيه فرموده و پليدى را از آنها زدوده است افتخار مى‏كنى؟ پس خشم خود را فرو نشان و مانند سگ روى پايت بنشين، چنان كه پدرت نشست. جز اين نيست كه هر كس پاداش رفتار خويش و آنچه را از پيش فرستاده مى‏بيند. واى بر شما، آيا به خاطر برترى‏اى كه خداوند به ما بخشيده بر ما حسد مى‏ورزيد؟!
گناه ما چيست اگر روزگار درياى ما را مواج ساخته و درياى شما چنان بى‌آب است كه يك حيوان كوچك را هم نمى‏پوشاند!
اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مى‏دهد و خداوند صاحب فضل بزرگ است و كسى كه خدا برايش نورى قرار ندهد، نورى نخواهد داشت.»
روايت‏كننده مى‏گويد: [خطبه حضرت فاطمه صغرى عليها‌السلام آن چنان حاضران را تحت تأثير قرار داد كه‏] صداى آنها به گريه بلند شد و گفتند:‌«اى دختر پاكان! بس كن كه با گفتارت دل‌هاى ما را سوزاندى و گلوها و سينه‌هاى ما را كباب كردى و درون ما را شعله‏ور ساختى. » آنگاه آن بانو ساكت شد.
اللهوف، ص۱۹۴
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار