
گاهي اوقات تنها يك جمله كوتاه ميتواند كار يك نوشته مطول و بلند را بكند و روي مخاطب اثرگذاري داشته باشد، چنانچه در ميان نوشتههاي اغلب نويسندگان و بزرگان جملاتي از اين دست وجود دارد كه يا خود مجزا كردهاند يا اينكه بعدها بهصورت كتابي آنها را جدا كردهاند. مانند كتاب «بينش جلال آلاحمد» كه جملاتي كوتاه و موجز از آثار جلال توسط عزيزالله عليزاده گردآوري و تنظيم شده است. اين بار مرحوم دكتر سيدحسن حسيني جملاتي كوتاه را به همراه كاريكاتور جمعآوري نموده و نام آن را «برادهها» گذاشته است.
كتاب «برادهها» شامل نثرهاي كوتاه و بديعي است كه برگرفته از تراوشهاي ذهني و جهانبيني اين نويسنده متعهد كشورمان است. او بسيار هنرمندانه و بدون هرگونه تعارفات رايج نگارنده، نويسنده، شاعر و... را زيرذرهبين گذاشته و ضعفهايشان را نمايان ميسازد. حسيني بهويژه بين هنرمند واقعي با هنرمندنما تفاوت قائل شده و اين دو را از هم جدا ميكند، همانطور كه شاعر خلاق و شاعر معمولي را از هم متمايز ميكند.
دكتر حسيني در مقدمه كتاب آورده است:«برادهها سادهترين نامي است كه ميتوان بر اين مجموعه نهاد و شايد هم برازندهترين تراشههاي فكر درگوشه و كنار كارگاه خيال و برادههاي قلم در كف آهنگري محقر تشبيه و تمثيل سخت مختصر است اما مفيد بودنش را نميدانم. اميدوارم كه مضر نباشد. در اين دفتر سخن از هر دري رفته است اما يقين ندارم در هر سري بگيرد.» كتاب حاضر كمحجم و كوچك است و شايد بتوان آن را در يك نشست دو ساعته خواند اما اثرات بلندمدتي ميتواند روي خواننده بگذارد. در قسمتي از كتاب چنين ميآيد: كاش ميتوانستيم براي دلهاي تاريك، آفتاب انشعاب بگيريم، هنر پنجرهاي است رو به باغ ناشناختهها، ايمان اين پنجره را باز ميكند. شك آن را ميبندد و الحاد با كاغذي سياه آن را ميپوشاند. يك شاعر خلاق از خدا الهام ميگيرد و يك شاعر معمولي از يك شاعر خلاق! هنر نردباني است كه به بام حقيقت منتهي ميشود، به شرط آنكه آن را به ديوار ايمان تكيه دهي.» ناقدان چون رسولان خداوند تا دندانشان نشكند، سخنشان بر سر زبانها نميافتد.
جملات كوتاه سيدحسن حسيني كه بههمراه كاريكاتور آمده و در قالب كاريكلماتور هستند، هركدام به شكل تلنگري و نيشتري ميباشند، مانند: نقد در هنر مثل آينه جلوي اتومبيل است. راننده- هنرمند- بايد به كمك آن مواظب پشت سرش باشد، ولي يكسره در آن نگاه نكند، چراكه در اين صورت انحراف از جاده و خطر تصادف در كمين اوست. سرمايهداري اسلامي مثل عرقفروشي اسلامي است، وقتي لياقت و جربزه شهيد شدن در تو نباشد، شروع ميكني به نقد و ارزيابي انگيزه شهدا! حسود كرمي است كه سرانجام زير پاي خودش له ميشود! سقوط بد است، حتي در يك دره سرسبز و دوستداشتني! اگر هميشه رو به جلو حركت كني، از چاله چولههاي پشت سرت در اماني، هيچ مكاني آنقدر شلوغ نيست كه در آن نتوان با خدا خلوت كرد، متن كامل سفرنامه راقم اين سطور از اروپاي مدرن: تعجب، تفكر، تنفر! در سينه بيشتر سران كشورهاي عربي يك شهرك يهودينشين ميتپد، در جناح مؤمنان شرط پيروزي، سپيدي باور است نه سياهي لشكر...
كتاب «برادهها» مجموعهاي از تأملات اجتماعي و ادبي و مربوط به نقد ادبي است و در سه بخش كلي تنظيم شده است: «هنر، هنرمند و نقد هنري»، «شعر و شاعران» و «گوناگون».
مرحوم دكتر سيدحسن حسيني، در رشته تغذيه ليسانس و در رشته ادبيات فارسي فوقليسانس و دكترا گرفت. وي به زبان عربي مسلط و با زبانهاي تركي و انگليسي آشنا بود. در سال ۱۳۵۸، حوزه انديشه و هنر اسلامي را بههمراه محمدرضا حكيمي و رخصفت، آقاي تهراني و آيتالله كاشاني راهاندازي كردند.
در بخش ادبيات و شعر، او و قيصر امينپور فعاليت ميكردند. از سال ۱۳۶۷، در دانشگاه الزهرا، به تدريس ادبيات فارسي و ادبيات عرب پرداخت. مدتي نيز به تدريس در دانشگاه آزاد مشغول بود، ولي گويا مسند استادي به مذاق ايشان خوش نيامد، از اين رو داوطلبانه تدريس را كنار گذشت و از سال ۱۳۷۸ در واحد ويرايش راديو شروع به فعاليت كرد. در چهارمين همايش چهرههاي ماندگار نيز در سال ۱۳۸۳ از ايشان تجليل شد. دكتر حسيني در سالهاي آخر عمر، مشغول كار پژوهشي روي سبكشناسي قرآن و زبانشناسي حافظ بود. سرانجام در نهمين روز از فروردين سال ۱۳۸۳، بدرود حيات گفت. امام خامنهاي همواره به اين شاعر فرزانه نظر لطف داشتند و در ديدار با اعضاي مجمع نويسندگان مسلمان، قلم اين شاعر عزيز را ستودند. ايشان در پي درگذشت اين شاعر و هنرمند فرزانه، پيام تسليتي صادر فرمودند كه نشاندهنده علاقه قلبي ايشان به دكتر سيدحسن حسيني است.
دكتر حسيني نوشتن كتاب «برادهها» را در خرداد ۶۵ تمام كرده كه با استقبال خوبي هم مواجه شده و تاكنون به چاپ هشتم هم رسيده است. اين كتاب توسط انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنري چاپ و منتشر شده و با ۷۱ صفحه، در قطع رقعي به بازار كتاب عرضه شده است.