
بعدازظهر يكي از همين روزهاي محرم بود كه از شبكه سوم برنامهاي پخش شد؛ موضوع برنامه درباره اردوي دانشآموزي بود كه در آن روحانيون جوان همراه ارتباط دوستانه و خوبي با دانشآموزان داشتند و آن اينكه در قالب بازي تئاتر، به بچهها آموزش احكام و مسائل شرعي ميدادند، به اين شكل كه يكي از طلاب بدون لباس، احكامي مثل غسل يا وضو گرفتن را اشتباه انجام ميداد و اصرار هم داشت درست است، بعد روحاني ديگري كه ملبس بود با خلق و خوي خوش طريقه درست را به او ياد ميداد. بچهها حين خنده و شادي دقت ميكردند تا نكات درست را هم ياد بگيرند، در واقع به اين شكل آموختههاي بچهها در كتابهاي درسي بازآموزي عملي ميشد، آن هم به شكل بازي و طنز تا بهتر در ذهن آنها ماندگار شود زيرا چه بسا اين مطالب را بيشتر به صورت محفوظات امتحاني بلد هستند ولي تنها در حد يادگيري درسي و نمره آوردن و اغلب اوقات، موارد استفاده و كاربرد آن را نميدانند و به دليل اينكه به اقتضاي سني داراي حجب و حيا هستند، در انجام امور شرعي و احكام دچار مشكل ميشوند ولي با شيوه اجراي تئاتر طنز بهطور حتم يادگيري بهتر انجام ميشود؛ اصلي كه در روانشناسي نيز به آن تأكيد زيادي شده است، يعني آموزش به كمك تئاتر زيرا در اين قالب آموزشي به غير از اينكه فضاي شاد و مفرحي براي افراد نسبت به امور ديني و شرعي مهيا ميشود، درست و غلط بودن اجراي احكام را هم ميفهمند و در ذهنشان بهتر ثبت ميشود، از سويي مسائل ديني و احكام بعضاً به دليل اينكه با نگاهي كارشناسانه و تخصصي براي افراد گفته شده كمي ثقيل و خستهكننده بهنظر ميآيد، اما اگر با توجه به اقتضائات سني نوجوانان اين مسائل را كالبدشكافي هنري كنيم، مطمئناً تا سالهاي سال در ذهنشان باقي ميماند و نسبت به انجام آن سهلانگار نخواهند بود، البته شيوه آموزش احكام به شكل تئاتر در آن اردوي دانشآموزي به وسيله روحاني جوان كاري قابل ستايش بود و جاي آن دارد كه چنين افراد مطلع و آگاهي نسبت به مسائل شرعي و احكام نه فقط در فضاي اردوي دانشآموزي، بلكه در تمام كشور هنرشان را تسري دهند و از چنين شيوه آموزشي در جاهايي ديگر هم استفاده شود زيرا هنوز كه هنوز است بسياري از جوانان حتي ميانسالان احكام شرعي خود را نميشناسند و نسبت به آن كاهل و بيتوجه هستند، بعضي از افراد بهخاطر نبود آموزش درست در دوران مدرسه و ناتواني خواندن نماز حتي از ورود به نماز جماعات بيم دارند چون احكام آن را نميدانند و نگران اشتباه خواندن آن هستند، لذا بعضاً وجود كاستي در امر آموزش احكام چه در مدارس و چه توسط والدين باعث شده تا نوجوانان و جوانان ما نسبت به انجام واجبات شرعي سستي نشان دهند و جدي نباشند، بنابراين به عهده ساير بخشهاست تا اين نقص را جبران كنند.
چه اشكالي دارد تا مساجد، حسينيهها و پايگاههاي بسيج حتي در اين ايام سوگواري اباعبداللهالحسين(ع) كه حسينيهها و مساجد خيلي عظيمي از نوجوانان و جوانان را در دل خود دارند از تئاتر مذهبي براي آموزش احكام بهره ببرند، زيرا همگان به خوبي ميدانيم كه يكي از اهداف امام حسين(ع) در قيام تاريخي كربلا احياي سنت امر شعائر ديني بود و چه زماني و مكاني بهتر از تكايا و حسينيههاي منسوب به امام حسين(ع) است تا بتوانيم واجبات ديني را به زباني همهفهم و گويا در قالب تئاتر مذهبي حتي طنز بيان كنيم. بهطورحتم چنين فضاهايي بهترين موقعيت هستند تا متوليان و مديران هيئتها زماني را قبل از شروع برنامه به چنين اموري اختصاص دهند و آموزش احكام و نماز داشته باشند. حجتالاسلام قرائتي در يكي از برنامههاي خود خاطره جالبي تعريف ميكرد، اينكه سالها پيش در مسجدي يك روحاني واعظ، مردم مسجد را به چند قسمت تقسيم كرده بود يك قسمت جوانان، يك قسمت سالمندان و يك قسمت كودكان زيرا معتقد بود هركدام اقتضاي سني خود را دارند. جوانان نياز به شور و حال، سالمندان نياز به ادعيه و كودكان نياز به آموزشهاي مختص به سنشان دارند تا هم احكام و مسائل شرعي را ياد بگيرند و هم خسته نشوند.
اصولاً طرح و بيان احكام شرعي و واجبات نوجوانان بهخصوص آنها كه در سنين آغازين تكليف هستند، كار بسيار هنرمندانه و حساسي است زيرا بايد تمام مقتضيات سني و شخصيتي نوجوانان را در نظرگرفت تا شيريني مباحث اعتقادي و شرعي را بچشند و تا پايان عمر با طيب خاطر نه از سر اجبار يا اهمال انجام دهند و چه چيزي بهتر از اجراي عملي در قالب تئاتر آن هم تئاترهاي طنز و جالب تا برايشان بيشتر مقبوليت پيدا كند، لذا به نظر ميرسد تعامل و ارتباط دوسويه بين حوزههاي علميه و اهالي هنر در اين عرصه بايد بيش از پيش باشد تا بتوانند در تبادلي فكري و عملي شيوههاي خوبي براي ارائه احكام و شرعيات ارائه دهند، البته از نقش صداوسيما هم نبايد غافل ماند، زيرا چه بخواهيم و چه نخواهيم اين روزها تلويزيون از اعضاي اصلي خانوادهها تبديل شده است و نقش مهمي رابه عهده دارد، بنابراين هنگامي كه سخن از آموزش مسائل شرعي در قالب تئاتر طنز به ميان ميآيد، بايد از طريق صداوسيما فضاي انتقال و بيان ايجاد شود.
فرض بگيريد تلويزيون در دست معاندين بود، آيا آن زمان ايدهها و طرحهاي مختلفي كه جايش در صداوسيما خالي است به ذهنمان نميخورد، شايد امروز نياز داريم تا اين تصور را كه چون تلويزيون در دست مديران اسلامي كشور است ديگر دغدغهاي نيست را از ذهن دور كرده و به توليد و ساخت ايدههاي مثبت و سازنده به وسيله اين رسانه مهم بينديشيم. خيلي وقتها كارهاي بزرگ توسط مردم عادي صورت ميگيرد، همانگونه كه با يك تلفن ساده يكي از مخاطبان تلويزيون به اين سازمان ايده زيباي صلوات برمحمد و آل محمد در آغاز بخشهاي خبري شكل گرفت و به موجي فزاينده در استفاده از صلوات در زندگي روزمره و فعاليتهاي اداري انجاميد، هر كدام از ما جدا از مسئولان و طراحان تلويزيون ميتوانيم در شكلگيري يك موج ديني ديگر سهيم باشيم.