
اين فيلم سينمايي قرار بود با نگاهي به رمان «او سلمان شد» نوشته سيدناصر هاشمزاده مقابل دوربين برود. مجدداً سال گذشته در رابطه با ساخت و توليد يك اثر با نام سلمان باز بر سر زبانها افتاد. اين بار قرار بر ساختن يك سريال مطول و موسع درباره زندگي، سرگذشت و سرانجام زندگي اين صحابي رسولالله(ص) آن هم از جانب كارگردان نام آشنايي چون سيد داوود ميرباقري است.
ميرباقري كه در پروندهاش سابقه ساخت سريالهايي همچون«امام علي(ع)» با محوريت زندگي حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)،«معصوميت از دست رفته» با دستمايه قرار دادن احوالات برخي از محبين و دوستداران حضرت امير(ع) همچون شخصي با نام «شوذب» كه خزانهدار دستگاه اموي است و سريال «مختارنامه»- كه در آن به احوالات جامعه اسلامي و مسلمانان پس از قيام اباعبداللهالحسين(ع)، اوضاع سياسي اجتماعي كوفه، قيام توابين و سرنوشت دنيايي قاتلين سيدالشهدا(ع) ميپردازد- را داشته، اين بار ميرباقري گفته است قصد دارد سريال چندين قسمتي در مورد سلمانفارسي با هزينهاي در حدود ۱۰۰ ميليارد تومان بسازد و از مسئولان درخواست كرده است كه در انتشار و گسترش اين اثر به خارج از مرزهاي كشورمان تلاش و همتي دوچندان به خرج بدهند. اين سريال قرار است در شهرك سينمايي شاهرود كه در اطراف شهر كلاته خيج واقع در جاده شاهرود ـ آزادشهر احداث خواهد شد، فيلمبرداري شود.
سيد داوود ميرباقري در رابطه با چگونگي به وجود آمدن ذهنيت اوليهاش براي ساخت اين سريال ميگويد: من ۱۲ سال پيش تدوين سناريوي سلمان فارسي را انجام دادم ولي آقاي لاريجاني رياست وقت صداو سيما پس از سريال امام علي(ع) نسبت به ساخت سلمان فارسي نگران بود و ساخت اين اثر را به ساختن فيلم مختارنامه مشروط كرد. داوود ميرباقري همچنين در رابطه با شخصيت سلمان فارسي ميگويد: سلمان يك پسر ايراني بود كه به دنبال حقيقت ميگشت. به گمان من اين حقيقت، يافتن خداست و سلمان با رياضتهاي پيچيده در نهايت به اسلام ميرسد و با عشق آرام ميگيرد. من فكر ميكنم حقيقتجويي، مسئله مهم اين روزهاي جهان اسلام است و همچنين فكر ميكنم به اين سريال اين روزها نياز است. نفس اوليه يا به تعبيري ديگر قصد توليد يك چنين محتوا و اثري صرفنظر از ديگر مباحث پيراموني كه ممكن است وجود داشته باشد، محل توجه و تبريك است، اما اين مسئله زماني مهمتر ميشود كه ميرباقري ظاهراً قصد دارد كه اين سريال را همچون مجموعه «مختارنامه» در طول چندين سال(بنابر قول موثق طي ۱۰سال) توليد و آماده نمايش كند. پس از ساخت آخرين سريال عظيم و قابل تحسين ميرباقري(مختارنامه)، در بسياري از صحنههاي اكشن اين سريال سكانسهايي وجود داشت كه به دليل دسترسي نداشتن به برخي تكنولوژيهاي امروزي، گاهاً مصنوعي يا غيرباورمندانه ساخته شده بود.
اين موضوع را شخص داوود ميرباقري در نشستي كه پيرامون اين سريال تشكيل شده بود، اذعان كرده و گفته است: در آن برهه زماني كه ما مشغول گرفتن آن سكانسها بوديم، تكنولوژي زمان پخش آن در كشور وجود نداشت. اين گفتار يكي از ابتداييترين اثرات منفي و مخربي است كه روي يك اثر پر هزينه و سنگين تاريخي بار ميشود. در دنياي امروز بسياري از شرايط زماني و مكاني حال و اكنون است كه ساخت يك سريال يا فيلم سينمايي را ايجاب ميكند. هر چند يكي از دلايل مطول شدن زمان توليد يك سريال فاخر در كشورمان، انحصار مرتفع كردن و انجام تمام امور مربوط به آن اثر صرفاً بر دوش كارگردان است. چه اينكه در مسير ساخت يك اثر تقسيم كار به صورت مجزا صورت نميگيرد و تا كارگردان خودش نباشد، هيچ اتفاق ديگري در اين رابطه صورت نميگيرد. نكتهاي كه جاي دارد به آن اشاره شود اينكه در روزگاري كه تلويزيون اينترنتي و شبكههاي اجتماعي در فضاي مجازي در حال شكلدهي به اذهان و افكار مردم است، ساخت يك سريال با زمان چندين ساله به نوعي هدر دادن فرصتها و هزينهها است. ضمن اينكه كشورهايي مانند تركيه و كرهجنوبي چگونه ميتوانند ظرف مدت كوتاهي سريالهاي پرمخاطب و جذابي(از نگاه مخاطب) را توليد كنند.
اين قصه دور و درازي عمر ساخت سريالهاي تاريخي در مورد سريال حضرت موسي(ع) كه قرار است از سوي فرجالله سلحشور كارگردان سريال «يوسف پيامبر(ع)» ساخته شود هم صادق است. چه اينكه بنا بر اخبار رسيده، ايشان هم قرار است اين سريال را با صرف چندين ميليارد تومان هزينه و در طول چندين سال توليد كند. با اين توصيفات چگونه است كه در برخي از شرايط ما داعيه حرفهاي بودن در كار را چماق بالاي سر ديگران ميكنيم؟ حال اگر قرار باشد ساخت اين سريال هم مانند ديگر آثار تاريخي كشورمان، همچون سريال «كلاه پهلوي» كه چندين سال صرف ساختن آنها ميشود، پس از سالها پخش شود، آيا ديگر قيد شرايط حال حاضر جهان اسلام يا ديگر موارد مورد ادعاي كارگردان محلي از اعراب خواهد داشت؟
اما نكته و محل تأمل اينكه چرا ما در كشورمان عادت و باور كردهايم كه لازمه و زمينه ساخت يك اثر تاريخي يا فاخر صرف چندين سال زمان يا خرج دهها ميليارد تومان پول از محل بيتالمال است، چرا ديگر كشورها اعم از همسايگان و غيره كه از نظر ساختار سينمايي بسيار عقبتر از كشور ما هستند ميتوانند يك اثري مانند «عمر الفاروق» با آن حجم از پروداكشن و بازي را در طول چند ماه بسازد؟ شايد اگر در اين رابطه توليد فيلم«آواتار» را مثال ميآورديم، دوستان توان و تكنولوژي بالاي سينماي هاليوود را به ميان ميآوردند و البته استدلالشان هم تا حدودي موجه بود؛ اما زماني كه يك كشور حوزه خليج فارس كه در حوزه سينما و در مقابل كشورمان حرفي براي گفتن ندارد، يك كار تاريخي و پرهزينه را ظرف چند ماه ساخته و توليد ميكند. آقايان بايد قدري در نحوه و بازه انجام كارهايشان تجديد نظر كنند.