کد خبر: 498158
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
امام خميني، احياگر نهضت سيدالشهدا(ع)
سجاد محمدنام
همانطور كه در گذشته گفته شد در نگاه مردم، امام خميني (رحمت‌‌الله عليه) بيش از هر كس، به امام‏حسين (عليه‌السلام) شبيه بود و محمدرضا پهلوي به يزيد بن معاويه. حاصل اين مقايسه آن بود كه مردم در يكسو امامِ نور و در سوي ديگر امام شرّ را مي‏ديدند. به بيان ديگر، در امام عادل زمان، صفاتي را مي‏يافتند كه به اسلام واقعي نزديك‌تر بود و از اين ‏رو، وي را حسين زمان و شايسته دفاع مي‏ديدند. يكي از اين صفات احياگري اسلام ناب، اسلام ولايي است.
امام خميني عاشورا را زنده كرد و حسين بن علي (عليه‌السلام) را از آن زواياي تاريك تاريخ كه گرد و غبار رفتار ناهنجارمان درطول قرون، چهره تابناكش را پشت ابرهاي تيره مخفي ساخته بود، وارد صحنه كرد. 

آن روز عده‌اي مي‌گفتند اين حركت‌ها براي چيست؟ اين مشت به سندان كوبيدن است؛ ما با دست تهي در برابر چه كسي مقاومت كنيم؟ برويم باز هم برگرديم به گوشه مساجد و تكيه‌هاي خودمان و همان جا زمزمه كنيم و توسل داشته باشيم، همين و همين.
چرا بيرون آمديم و چرا مبارزه و پرخاش كرديم؟ عده‌اي بنا كردند سمپاشي كردن. شايد درست مثل سمپاشي كه بعد از شهادت حسين بن علي عليه السلام مي‌كردند. عده‌اي از مردم هم كه ظاهراً مسلمان بودند اما روح اسلامي در شريان آنها جريان نداشت، آنها هم مي‌گفتند چرا حسين بن علي (عليه‌السلام) رفت؟ و چرا فرزندان و ياران خود را به كشتن داد؟ مگر توانست با هفتاد و دو نفر در برابر آن خيل عظيم دشمن ايستادگي كند؟ اما نمي‌دانستند از همان روزي كه خون حسين بن علي (عليه‌السلام) بر سرزمين كربلا ريخت پايه حكومت طاغوت لرزيد و خاندان آن حضرت ايستاده بودند و مي‌ديدند كه زينب بالاي سر برادرش آمده و با او زمزمه مي‌كند، منقلب شدند و آن دگرگوني روحي و شرمندگي آغاز شد، آن رخنه در صفوف دشمن و طاغوت آغاز شد. 

بعد قدم به قدم، هركلامي كه زينب مي‌گفت، ام‌كلثوم مي‌گفت، امام سجاد (عليه‌السلام) در مسجد شام مي‌فرمود، و نيز گريه‌ها و عزاداري‌ها و خطبه‌هاي آنها حامل پيامي بود كه اين قطرات خون شهيدان را بر سر و روي مردم مرده و خواب‌آلوده عصرشان پاشيد و خون شهيد در رگ و پوست اين امت به جريان افتاد و چيزي نگذشت كه موج اين حركت به تدريج دودمان بني‌اميه را بر باد داد.
مردم ما هم به دنبال شهدايي كه داده بودند، مرتب اين طرف و آن طرف تظاهرات بود، كشتار بود، دژخيمان حمله مي‌كردند و عده‌اي نگران بودند كه آيا محرم چه خواهد شد؟ و آيا امام درباره محرم چه دستوري خواهند داد؟ چند روزي به محرم مانده بود كه بيانيه امام صادر شد. امام در اين بيانيه فرمود: «محرم ماه پيروزي خون بر شمشير است.» مو بر بدن‌ها راست شد كه: امام چه فكري براي اين مردم كرده است؟ چگونه مي‌خواهد مردم را جلوي گلوله بفرستد؟ مي‌خواهد در ماه محرم سيل خون به راه بيندازد؟ 

به دنبال اين بيان امام و بسيج او، چگونه جلسات ما پرشكوه، پرحرارت و پرتپش و چقدر جالب بر پا شد؛ در تاسوعا و عاشورا چه راهپيمايي عظيم و اجتماع باشكوهي برپا شد؛ درميان حمله دشمن و در قلب توطئه دشمن در سراسر كشور، ميليون‌ها نفر به راه افتادند، همه يكپارچه و همه با يك شعار و با يك پيام و همه در يك قيام. به خوبي ملموس و محسوس بود كه چگونه عاشورا و تاسوعا سرنوشت‌ساز است. پشت دشمن را لرزاند، پشت ابرقدرت‌هاي پشتوانه استبداد را هم لرزاند.
بالاخره معلوم شد كه حسين بن علي (عليه‌السلام) رهبر عظيم‌الشأن عدالت گستر و انقلابي اسلام چگونه الهام داد و چگونه جامعه را بسيج كرد. آري، نهضت ما بيش از هر چيز از حادثه كربلا جان گرفت و از آنجا مايه گرفت و تغذيه و هدايت شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار