کد خبر: 498156
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به قيام‌هاي شيعيان پس از شهادت امام حسين (ع)
علي مهمان‌نواز
واقعه عاشورا موج سهمگينى از مخالفت و نگرانى روحى و احساس گناه را برانگيخت. اين موج بر همه افراد و گروه‌هاى اسلامى چيره شد و آنان را وادار كرد تا براى از ميان بردن حكومت اموى دست به فعاليت سياسى و ايجاد تشكل‏هاى اجتماعى بزنند. از عاشورا تا پايان دولت اموى، تاريخ امت اسلامى آكنده از قيام‏ها و انقلاب‏هاى فردى و اجتماعى برپا شده عليه حكومت امويان است كه قيام امام حسين(ع) به طور مستقيم يا غيرمستقيم در همه آنها تأثير داشت. بنابراين مى‏توان گفت: عاشورا، رقم زننده آغاز فروپاشى حكومت امويان بود.
برخي از انقلاب‌هايى كه تأثير مستقيم از قيام امام حسين(ع) داشتند را به طور مختصر بررسي مي‌كنيم. 

اولين قدم‌هاي مقاومت
قيام عبدالله بن عفيف ازدى؛ اين مؤمن مجاهد براى يارى اهل بيت(ع)، عليه پسر مرجانه به پا خاست و سرمستى پيروزى ظاهرى او را به شكستى دردناك تبديل كرد. وى به طور ناشناخته در ملأعام و با تندى، زشتى رفتار وى با فرزندان پيامبر(ص) را يادآور شد و پسر مرجانه را رسوا كرد. رويارويى بى پرده ميان او و پسر مرجانه در شكستن عامل ترس در دل‏هاى مردم و تشويق آنان به قيام، تأثير بسيار زيادى داشت.
يك قيام فردى ديگر نيز در تاريخ ثبت شده است. نقل شده مردى از قبيله بكر بن وائل به نام جابر كه در مجلس يزيد حاضر بود، هنگامى كه متوجه شد سر پسر دختر رسول خدا(ص) در برابر ابن زياد قرار دارد برخاست و خطاب به يزيد گفت:«به خدا سوگند با خود عهد مى‏كنم اگر ۱۰ تن از مسلمانان را بيابم كه عليه تو بپا خاسته‏اند، با آنان قيام كنم.» 

مقدمه واقعه حره
قيام مدينه؛ اين انقلاب از رويدادهاى سال ۶۳ هجرى است كه مردم مدينه ‏طى آن در آن شهر قيام كردند و عامل يزيد بن معاويه، يعنى عثمان بن محمد بن ابى‏سفيان را بيرون راندند و در داستان مفصلى كه به واقعه دردناك حَره به دست مسلم بن عقبه مُرى منتهى شد، خواستار خلع يزيد شدند. وى براى سه روز قتل عام مدينه را مباح كرد و شمار زيادى از ساكنانش را كشت و چهار هزار تن از آنان را تبعيد كرد. تا آنجا كه ابن مُرى ملعون، «مسرف» لقب گرفت. اين فاجعه نيز در انگيزش و شعله‏ور ساختن احساسات مردم عليه حكومت بنى اميه تأثيرى بسزا داشت.
دلايل چندى موجب شعله‏ور شدن آتش اين انقلاب شد كه مهم‏ترين‌شان شهادت امام حسين(ع) بود. زينب، دختر على(ع)، پس از رسيدن به كوفه با جديت هر چه تمام دست به كار انقلاب و آماده‌سازى دل‏ها براى اين كار و انگيزش مردم مدينه عليه حكومت يزيد كرد. به طورى كه حاكم وقت مدينه، عمرو بن سعيد اشدق، از گسستن رشته امور و شورش مردم بر يزيد شكايت كرد و او در پاسخ نوشت كه زينب را از مردم جدا نگه دارد. 

حمله به نخستين عاملين قتل امام
قيام توابين؛ اين قيام صرفاً بازتاب قيام امام حسين(ع) و جز تأثر از اين قيام نشان ديگرى در آن به چشم نمى‏خورد. آنچه موجب برپايى آن شد احساس گناه و پشيمانى و افسوس خوردن مردم به خاطر يارى نكردن امام حسين(ع) و انقلابيون ديدند كه ننگ و گناهشان جز با كشتن قاتلان حسين(ع) يا كشته شدن در اين راه پاك نمى‏شود. رهبر اين قيام سليمان بن صُرد خزاعى بود. وى پس از عاشورا در سال ۶۱ هجري دست به كار فراهم ساختن زمينه‌هاى سياسى و اجتماعى اين قيام شد. اين كار تا هنگام مرگ يزيد به صورت پنهانى بود، ولى پس از مرگ وى آشكار شد. انقلابيون در سال ۶۵ ه. به سوى قبر امام حسين(ع) به راه افتادند و پس از رسيدن به آنجا، يكباره فرياد آه و ناله سر دادند، چنان كه به اندازه آن روز گريه كننده ديده نشده بود. آنان در كنار ضريح آن حضرت(ع) مى‏گفتند: «خدايا، حسين(ع) شهيد فرزند شهيد، هدايت شده پسر هدايت شده و راستگوى پسر راستگو را بيامرز، بارپروردگارا! ما گواهى مى‏دهيم كه بر دين آنان و در راهشان هستيم. با قاتلانشان دشمن و با دوستانشان دوستيم. پروردگارا، ما پسر دختر پيامبرت(ص) را رها كرديم. پس گذشته‌هايمان را ببخش و توبه ما را بپذير و بر حسين(ع) و ياران شهيد و راستگوى او ببخشاى، ما گواهى مى‏دهيم كه بر دين آنان و آنچه آنها به خاطرش كشته شدند هستيم و اگر تو ما را نيامرزى و بر ما نبخشايى از زيانكاران خواهيم بود.»
سپس عازم شام شدند و با گروه‌هايى از سپاه اموى در منطقه عين الورده در يك رويداد خونين و وحشتناك درگير شدند كه پيامدهاى سنگين آن، پايه‌هاى حكومت اموى را به سختى لرزاند. توابين، نخستين و مهم‏ترين عامل قتل امام حسين(ع) را حكومت دانستند و نه اشخاص و افراد. اين باور درستى بود و از همين رو به آن دسته از قاتلان حسين(ع) كه در كوفه بودند توجهى نكردند و عازم شام شدند. در اين انقلاب، جامعه اسلامى پديده اجتماعى تازه‏اى را كه پس از يك دوره سستى فراگير- كه در دنياطلبى و مرگ‏گريزى چهره نموده بود- بار ديگر برانگيخته شد تجربه كرد و آن روحيه جانبازى و فداكارى و طلب مرگ بود. سستى و دنياطلبى آفتى بود كه بر اثر تباهكارى‏هاى عمدى امويان، در دل‏هاى امت اسلامى رخنه كرده بود. هر كس در خطبه‌ها و سخنان رهبران قيام توابين تأمل بورزد به روشنى درمى‏يابد كه چگونه قيام امام حسين(ع) انبوه مفاهيم عجز و سستى و شكست و دورويى را درهم شكست و به جاى آن روحيه استقامت، آزادگى و شهادت‏طلبى را جايگزين ساخت. 

قصاص قاتلين عاشورا
قيام مختار؛ مختار بن ابى عبيده ثقفى به سال ۶۶.ه در عراق به خونخواهى حسين(ع) قيام كرد و عموم مردم آن سرزمين كارش را مورد تأييد قرار دادند. مردمى كه آرزوهايشان مبنى بر گرفتن انتقام خون حسين و اصلاح اجتماعى را به وسيله عبدالله زبير برآورده شده نديدند، به وى پشت كردند و به مختار پيوستند. ابن زبير عليه سلطه امويان در عراق قيام كرد، ولى حكومت او براى عراقيان بهتر از حكومت امويان نبود. زيرا قاتلان حسين(ع)، مثل شمر بن ذى الجوشن، شبث بن ربعى، عمربن سعد و عمرو بن حجاج و ديگران همانند دوران بنى‏اميه، جزو مقربان درگاه بودند. همان طور كه عدالت اجتماعى مورد نظرشان نيز تأمين نشد آنان خواهان اجراى سيره على‌بن‌ابى‏طالب(ع) در جامعه بودند، سيره‏اى كه پيوسته از آن ياد مى‏كردند و مشتاق آن بودند و هنگامى كه عبدالله بن مطيع عدوى، عامل ابن زبير در كوفه قصد داشت ميان آنها با روش عمر و عثمان رفتار كند مردم زير بار نرفتند. اين امر سبب شد كه مردم به ابن زبير پشت كنند و قيام مختار را كه شعار «يا لثارات الحسين» سر مى‏داد مورد تأييد قرار دهند. مختار قاتلان امام حسين(ع) و ياران وى را مورد تعقيب قرار داد و همه را كشت، به طورى كه ۲۴۸ تن از آنها را در يك روز به قتل رساند و از فرماندهان و سردارانشان حتى يك نفر را باقى نگذاشت. 

شكاف بين امويان و سرنگوني حكومت
قيام زيد بن علي(ع)؛ پايان يافتن قيام مختار به دست ابن زبير روحيه انقلابى شيعه را نتوانست سست كند و چندين قيام ديگر مانند قيام زيد بن على(ع) در سال ۱۲۲.ه و پس از آن قيام پسرش يحيى بن زيد به وسيله آنان برپا گرديد. شكاف ايجاد شده در درون حكومت امويان پيوسته روبه گسترش بود و ناتوانى آن روبه فزونى نهاد تا آنكه سپاهيان ابومسلم خراسانى، در سال ۱۳۲.ه به طور كامل آن را نابود ساختند.
از همه آنچه گفته شد، اين حقيقت براى ما نمايان مى‏شود كه واقعه عاشورا آغاز فروپاشى حكومت اموى بود، بلكه مى‏توان گفت: آن چيزى كه به حكومت امويان پايان بخشيد عاشورا بود. زيرا در جداسازى ميان امويت و اسلام به طور كامل موفق شد.
اما قيام‏هايى مثل قيام عبدالله بن زبير، قيام مطرف بن مغيره و قيام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث گرچه به طور مستقيم از قيام حسينى(ع) متأثر نبودند، ولى به طور غير مستقيم از آن تأثير پذيرفته بودند. اينان جرئت قيام عليه حكومت اموى را از نهضت امام(ع) گرفتند و زمينه قيام آنها هنگامى فراهم شد كه عاشورا در جداسازى امويت از اسلام توفيق يافت و چارچوب دينى موهوم امويان را درهم شكست؛ امرى كه موجب شد چنين قيام‏هايى از پشتيبانى همگانى امت اسلامى برخوردار شوند.

برگرفته از كتاب
با كاروان حسيني از مدينه تا مدينه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار