
در اين ميان در كنار صحبتهايي كه درباره اين موضوع در برنامه هفت مطرح شد، چند سالي است كه كارشناسان فرهنگي از آسيبهاي قابل توجه اين حجم توجه جوانان به بازيگري ميگويند، به طوري كه اغلب اين كارشناسان از تأثيرات چشمگير اين موضوع در مسائل فرهنگي جوانان صحبت ميكنند. عليرضا پرتو، استاد دانشگاه و كارشناس مطالعات فرهنگي در اين زمينه ميگويد: عمر و نيروي جواني همان طور كه بايد صرف ساخت كشور شود بايد فرهنگساز هم باشد، يعني به طور مشخص اين جوانان جامعه هستند كه با صرف وقت خود در امور مختلف فرهنگ جامعه و الگوهاي آن را با توجه به زندگي در عصر جديد شكل ميدهند. با اين تصور ميتوان فرض كرد كه وقتي بخشي از جوانان جامعه دائماً تمام زندگي خود را به بازيگر شدن اختصاص بدهند، چه چيزي در انتظار فرهنگ جامعه است.
وقتسوزي فرهنگي، آفت جوانان فرهنگساز پرتو ميافزايد: وقتي كه بسياري از جوانان براي بازيگر شدن در آموزشگاهها ميگذارند، در واقع اوقاتي است كه از جيب فرهنگ اين مملكت صرف ميشود چراكه جوانان هميشه به دليل پشتوانه قوي فكري و انديشهاي كه دارند ميتوانند با اختصاص وقت به مطالعه وامور اين چنيني فرهنگ جامعه را ارتقا دهند، حال اگر همين وقت آن هم در اوج جواني صرف حضور در آموزشگاههاي بازيگري شود بايد به تدريج منتظر يك بيسوادي فرهنگي در جامعه بود. از طرف ديگر علاقه شديد به بازيگري آن هم در شرايطي كه سينما پتانسيل اين حجم را ندارد ميتواند هم براي خانواده و هم جوانان هزينههايي به باور آورد كه نهايتش دلسردي و سرخوردگي است. همچنين به باور اين كارشناس مطالعات فرهنگي، هجوم سيل عظيمي از جوانان به آموزشگاه ميتواند براي فرهنگ ما نمادهاي كاذب منفي به وجود آورد، يعني اگر يك فرهنگشناس از بيرون به جامعه ايراني نگاه كند و رفتار جوانان را در اينباره مورد بررسي قرار دهد، ممكن است اين گمان برايش به وجود آيد كه تمام فرهنگ ايران در سينما خلاصه ميشود و اين سينماي محدود به جاي اينكه جزئي از فرهنگ و هنر محسوب شود، به عنصري تجاري تبديل شده است؛ عنصري كه جوانان آرزوهاي مادي خود را تنها در آن جستوجو ميكنند. اين استاد دانشگاه در پاسخ به اينكه آيا در كشور ديگر هجوم به چنين بخشهايي از فرهنگ وجود ندارد؟ پاسخ ميدهد: در كشورهايي مانند هند وامريكا كه به طور ميانگين سالانه ۸۰۰ فيلم ميسازند، اين گرايش در جامعه به سمت هنر هفتم وجود دارد اما بايد توجه داشت كه ظرفيت اين هجوم جوانان هم در سينماي اين دو كشور بسيار بالاست اما در جامعه ايران ظرفيت محدود تنها توانايي پذيرش تعداد محدودي از مشتاقان اين عرصه را دارد و همين مسئله يعني اينكه بخش قابل توجهي از جوانان وقت خود و جامعه را ميسوزانند. از سوي ديگر در كشورهاي پيشرفته معمولاً همه بخشهاي فرهنگ پا به پاي هم پيش ميروند وافزايش ظرفيت هر كدام از بخشهاي فرهنگي در اثر استقبال عموم جامعه اتفاق ميافتد اما در جامعه ايران براي افزايش ظرفيت سينما بايد دولت هزينه كند واين به معناي اين است كه دولت در صورت سرمايهگذاري بيشتر در اين بخش از فرهنگ بايد در مسائل بنياديتر كمتر سرمايهگذاري كند واين به ضرر كل جامعه خواهد بود.
پاي فرهنگ ميلنگد همچنين در كنار اين مسائل بايد به اين موضوع هم توجه داشت كه در چند وقت اخير برخي خبرها در مورد سوءاستفاده از افراد در آموزشگاههاي بازيگري منتشر ميشود كه اين نشان از تبعات همين موج قابل توجه استقبال به سينماست. عليرضا پرتو، كارشناس فرهنگي در اين زمينه به اين مسئله اشاره ميكند كه با وجود ادامه يافتن اين استقبال و عدمهدايت استعدادهاي جوانان بايد منتظر اين بود كه الگوهاي فرهنگي جامعه هم در بازيگران خلاصه شود و اين به منزله اين است كه جامعه به سوي ليبراليسم فرهنگي گام برخواهد داشت چراكه وقتي آمال و آرزوهاي بخش قابل توجهي از جوانان به سمت سينما جلب شد، بايد منتظر گسترش فرهنگ ماديگرايانه در ميانه جوانان بود. در واقع با توجه به همين موضوع بايد استعدادهاي جوانان هدايت شود، اما در اين ميان علاوه بر مسائل فرهنگي مورد نظر در اينباره بحث بر سر تقسيم نيروي جوانان در حوزههاي مختلف فرهنگي هم از صحبتهايي است كه خود اهالي هنر هفتم مطرح ميكنند، به عنوان نمونه در چند وقت اخير بحث برسر فيلمنامههاي با كيفيت وهمچنين تدوينهاي حرفهاي از موضوعاتي محسوب ميشود كه بيش از هر زمان ديگري مورد توجه صاحبنظران در اينباره است، به ويژه كه بسياري از صاحبنظران در اين زمينه براين باورند كه بايد با هدايت جوانان علاقهمند به هنر آنان را به سوي حوزههاي ديگر فرهنگ يا حداقل بخشهاي ديگر سينما هدايت كرد. نويسندگي فيلمنامه و تدوين حرفهاي از مسائل مهمي است كه بسياري بر نياز حضور جوانان در آنها تأكيد ميكنند، به ويژه كه قدرت تفكر جوانان و انديشههاي آنان توانايي فوقالعادهاي در توليد فيلمنامه خواهد داشت؛ فيلمنامههايي كه اين روزها سينما از كيفيت پايينش بسيار متضرر است و هم مسائل موجود نشان ميدهد كه فيلمنامهنگاري نيازمند حضور نيروهاي جديد و خوني تازه ميباشد. اين موضوع هم در بعد فيلمنامههاي محصولات طنز مدنظر است و هم در بعد فيلمهاي جدي كه اين روزها از ضعف ديالوگها در رنج هستند.
حوزه فيلمنامه و تدوين نيازمند خون تازه بايد به اين مسئله توجه كرد كه خلاقيت جوانان در صورت ورود به عرصه فيلمنامه و تدوين ميتواند محتوا و قصههاي جديد در داستان فيلم و همچنين سبكهاي جديدي در جلوههاي ويژه خلق كند كه اين موضوع بيش از هر مسئله ديگري نياز امروز سينماي ايران است. از سوي ديگر حضور نيروي جوان سبب خواهد شد تا در حوزه فيلمنامه تحولات سريعتر رخ دهد چراكه به هر صورت تفكر نسل جوان و سوژهيابي او ميتواند فصلهاي تازهاي در سينماي ايران آغاز كند. از طرف ديگر حضور نسل جوانتر در امر تدوين و جلوههاي سينمايي و يادگيري تخصصي آن هم به تعبير اهالي هنر هفتم از ديگر نيازهاي سينماي ايران است كه تا به امروز به دليل هجوم گسترده جوانان علاقهمند به فرهنگ به بازيگري مورد غفلت قرار گرفته و همين مسئله سبب شده تا سينما با نيروي مازاد در بازيگري و در مقابل ناكافي بودن توان در فيلمنامههاي خوب و ديگر حوزههاي هنر هفتم روبهرو باشد. عليرضا پرتو با بيان اينكه نسل جواني كه به سوي فرهنگ و هنر هفتم گرايش پيدا ميكند، نيازمند انگيزه است، خاطرنشان ميكند: براي سوق دادن جوانان به سوي ديگر حوزههاي فرهنگي و بخشهاي مختلف در هنر هفتم بايد براي آنها انگيزههاي مادي هم ايجاد كرد، در اين ميان به نظر ميرسد تمام مسائل مطرح شده در اينباره نيازمند يك برنامهريزي مشخص و سازماندهي شده دارد تا بودجه هر بخش از پيش تعيين شده و به اين ترتيب حوزههاي مختلف فرهنگي بتوانند جوانان متخصص در امور مختلف را جذب كنند.