کد خبر: 494857
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
گفتگوي «جوان» با سردار احمد فتوحي، جانشين و همرزم شهيد مهدي زين‌الدين با انگيزه سي‌امين سالگرد عمليات محرم
عمليات محرم با چه اهدافي انجام گرفت، گويي اين عمليات نيم نگاهي نيز به عدم الفتح در عمليات رمضان نيز داشت؟ 

بله، ‌عمليات محرم بزرگترين عمليات پس از عدم الفتح در رمضان بود. در اين زمان قواي نظامي كشورمان در پي آن بود تا با كسب موفقيت در جبهه‌هاي جنگ جو سنگين رواني دشمن را بشكند و از طرفي به فضاي عمومي داخل كشورمان نيز نشان دهد كه هنوز ابتكار عمل در جبهه در دست نيروهاي خودي است. پس از عمليات فتح المبين و همچنين فتح خرمشهر در الي بيت المقدس، به هر دليل عمليات رمضان با موفقيت انجام نشد. اين وضعيت مي‌توانست در افزايش روحيه دشمن و تحليل روحيه خودي تاثيرگذار باشد. لذا فرماندهان عمليات محرم را در آبان ماه ۱۳۶۱ مصادف با ماه محرم و حدودا چهار ماه پس از رمضان در منطقه عملياتي شرهاني و ارتفاعات حمرين طراحي كرده و به اجرا گذاشتند. 

صرفنظر از بعد معنوي و بازيابي روحيه رزمندگان، ‌اين عمليات چه اهدافي را دنبال مي‌كرد؟ 

ارتفاعات حمرين با بلندي‌هايي چون ۴۰۲ يا۱۷۲ و ۱۷۵ در مرز استان‌هاي خوزستان و ايلام قرار دارد كه علاوه بر اشراف بر منطقه، ‌مي‌توانست با آزادسازي جاده عين خوش به موسيان، ارتباط بين جبهه‌جنوبي و شمالي ما را برقرار كند. اين ارتفاعات حدود ۱۰ كيلومتر در امتداد مرز گسترش دارند كه البته كل عمليات در وسعتي در حدود ۴۰ كيلومتر خط مرزي انجام گرفت. اين را هم اضافه كنم كه دشمن با توجه به تجربه عمليات رمضان و ايجاد موانع مستحكم، ‌در اين عمليات نيز سعي كرد تا با ايجاد موانع و بخصوص كانال‌هاي عريض و طويل، مانع از نفوذ نيروهاي ما شود. عزيزاني كه در اردوهاي راهيان نور شركت مي‌كنند حتماً در شرهاني به عنوان منطقه عملياتي محرم كانال بسيار طويل برجاي مانده از دشمن را ديده‌اند. اين كانال به قدري عرض دارد كه مي‌توانست در صورت عبور يك تانك، ‌آن را به درون خود بيندازد و به اصطلاح كل آن را ببلعد. اما همين كانال‌ها يكي از كمك‌هاي دشمن براي پيروزي در اين عمليات بود. 

جريان كمك كانال‌ها به پيروزي رزمندگان ما در اين عمليات چه بود؟ 

تيپ ۱۷ علي بن ابيطالب(ع) به فرماندهي شهيد مهدي زين‌الدين يكي از يگان‌هاي شركت‌كننده در اين عمليات بود. من هم در اين عمليات جانشين تيپ بودم و به اين ترتيب وقتي كه منطقه را شناسايي كرديم و به كانال‌هاي دشمن برخورديم، برخي از دوستان عنوان مي‌كردند اين كانال‌ها مشكلاتي را براي عبور نيروها فراهم خواهد كرد. اما شهيد زين‌الدين با نبوغ نظامي خود حرفي را زد كه خيلي باعث تعجب ما شد. او گفت فكر مي‌‌كند اين كانال‌هاي يك فرصت براي‌ماست. به اين ترتيب كه مي‌توانيم نيروها را درون اين كانال‌ها از ديد دشمن پنهان كنيم و در يك غافلگيري به آنها ضربه بزنيم. اتفاقا همين طور هم شد و شب هشتم آبان ماه ۱۳۶۱ يعني يك روز قبل از آغاز عمليات سه گردان از بچه‌هاي تيپ ۱۷ را به كانال‌ها هدايت كرديم. اين گردان‌ها آن شب و روز بعدش را در همان كانال مخفي ماندند و شامگاه نهم آبان ماه به ناگاه از درون كانال‌ها بيرون آمدند و در يك غافلگيري بلندي ۴۰۲ به عنوان يكي از مهم‌ترين بلندي‌هاي ارتفاعات حمرين را آزاد مي‌كنند. غافلگيري دشمن به قدري بود كه خيلي از آنها حتي فرصت نكرده بودند از خود دفاع كنند. چون اصلا فكر نمي‌كردند نيروهاي ما به اين اندازه به آنها نزديك شده باشند. در صورتي كه اگر كانا‌ل‌ها نبودند و بچه‌هاي ما مي‌خواستند از خط خودي به دشمن بزنند، حداقل مي‌بايست چند ساعت بعد به خط دشمن مي‌رسيدند. 

يكي از ماجراهايي كه از اين عمليات نقل مي‌شود، شهادت تعدادي از رزمندگان در طغيان رودخانه دوئيرج است، موضوع از چه قرار بود؟ 

قرار بود رزمندگان تيپ ۱۴ امام حسين(ع) بعد از بچه‌هاي لشكر ۱۷ وارد منطقه عملياتي شوند. اما وقتي يگان‌هايي از اين تيپ در كنار رودخانه دوئيرج در نزديكي دهلران اتراق مي‌كنند. شب هنگام اين رودخانه طغيان مي‌كند و باعث مي‌شود تعدادي از بچه‌هاي تيپ ۱۴ امام حسين(ع) را آب با خود ببرد. بعدها اجساد مطهر بعضي از اين بچه‌ها در نواحي دورتر از رودخانه گرفته مي‌شد. همين اتفاق نيز باعث شد كه شكافي در بين نيروهاي ما و بچه‌هاي تيپ ۱۴ ايجاد شود، اگر مرحله اول عمليات را از نهم تا ۱۲ آبان در نظر بگيريم، در اين مقطع اين شكاف ايجاد شد و از روز دوازدهم به بعد با تلاش مجدانه رزمندگان و فرماندهان، رخنه ايجاد شده رفع شد و با قدرت بيشتري عمليات را ادامه داديم. 

به طور كلي عمليات محرم چند مرحله داشت؟ نتايج عمليات چه بود؟ 

همان طور كه گفتم وقتي سه گردان از تيپ ۱۷ علي بن ابيطالب(ع) با مخفي شدن درون كانال‌ها به ارتفاعات زدند، دشمن غافلگير شد و در همان مرحله اول توانستيم برخي از بلندي‌ها نظير ۴۰۲ را آزاد كنيم. از ۱۲ آبان به بعد و با پرشدن شكاف بين نيروها نيز تا ۲۵ آبان مرحله دوم طول كشيد تا اينكه در روز ۲۵ آبان دو بلندي ۱۷۲ و ۱۷۷ كه مشرف بر منطقه بود را طي يك نبرد يك هفته‌اي از دست دشمن خارج كرديم و به اين ترتيب مرحله سوم نيز با موفقيت به انجام رسيد. مرحله سوم يا همان آزادسازي دو ارتفاعي كه گفتم سخت‌ترين مرحله اين عمليات بود كه واقعا كربلاي ديگري را در محرم خلق كرد. اما به هرحال با ايثار شهدا و جانبازان اين عمليات، توانستيم ارتفاعات حمرين را آزاد كنيم و با برقراري ارتباط جبهه جنوبي و شمالي، دشمن را از تسلط بر بخشي از مرزهاي كشورمان به دور برانيم. همان طور كه قبلا هم اشاره شد اين عمليات در شرايط عدم الفتح عمليات رمضان، از لحاظ شكست روحيه دشمن و بالابردن روحيه خودي واقعا مؤثر بود. چنانچه جذب نيروها پس از اين عمليات بيش از گذشته شد و با تقويت يگان‌ها برخي از تيپ‌ها نظير تيپ ۱۷ علي بن ابيطالب و تيپ ۱۴ امام حسين و تيپ ۲۵ كربلا تبديل به لشكر شدند و خود را براي عمليات‌هاي بعدي چون والفجر مقدماتي بيش از پيش تقويت كردند. 

در صحبت‌هايتان به درگيري‌هاي سخت در آزاد‌سازي دو ارتفاع ۱۷۲ و ۱۷۵ كرديد، مگر چه اتفاقي در آن دو بلندي رخ داد كه مي‌‌شد صحنه‌هايي از عاشورا در آن ديد؟ 

هرچند در دو مرحله اول و دوم عمليات توانستيم به بسياري از اهداف خود برسيم، اما دو ارتفاع ۱۷۲ و ۱۷۵ اشراف خيلي خوبي روي منطقه داشتند و مادامي كه آنها در تصرف دشمن بود، ‌نمي‌توانستيم بگوييم كه عمليات با موفقيت انجام گرفته است. به همين خاطر در مرحله سوم سعي كرديم اين دو بلندي را از لوث وجود دشمن پاك كنيم. اما بعثي‌ها هم به اين راحتي‌ها نمي‌خواستند ميدان را خالي كنند. پس به شدت مقاومت مي‌كردند. شايد در طول يك هفته دو يا سه بار اين بلندي‌ها بين ما و آنها دست به دست شد. براي به تصوير كشيدن اين شرايط بايد دامنه يك كوه را در نظر بگيريم كه طي روز از آتش دشمن و خون بچه‌هاي ما رنگين مي‌شد و باز روز بعد همين صحنه تكرار مي‌شد. ما شب هنگام به دشمن مي‌زديم و بلندي‌ها را فتح مي‌كرديم. كارهايي چون پاكسازي و حفر گودال و سنگر و اين طور مسائل را هم انجام مي‌داديم. اما روز بعد دشمن با استفاده از برتري تجهيزاتي خود، كل منطقه را تبديل به يك ميدان آتش مي‌كرد و ما مجبور به عقب‌نشيني مي‌شديم. بعد آنها روي بلندي مسلط مي‌شدند و سپس در روزهاي بعدي باز ما قله را پس مي‌گرفتيم. اين وضعيت سه بار تكرار شد تا اينكه ديگر دشمن وادار به تسليم شد و بار ديگر خون مجاهدان بر شمشير متجاوزان پيروز شد. 

انجام عمليات در ماه محرم به عنوان يكي از مقدس‌ترين ماه‌ها نزد مسلمانان و بخصوص شيعيان چه تاثيري روي روحيه رزمندگان داشت؟ 

اصلا دفاع مقدس ما ريشه در عاشوراي حسيني داشت و نام و ياد و شيوه و مسلك حسين(ع) را مي‌شد در سراسر جبهه‌ها و لحظه به لحظه آن مشاهده كرد. از همين رو قرار داشتن عمليات در آستانه دهه سوم محرم، درحالي كه رزمندگان عزاداري‌ها و ذكر مصيبت‌هاي عاشورا و تاسوعا را پشت سرگذاشته و روحيه مضاعفي گرفته بودند، يكي از عوامل موفقيت در عمليات محرم بود. طوري كه انبوه موانع دشمن در همان اولين يورش‌ها شكست و بدترين ضربات به توان عملياتي و روحيه دشمن وارد شد. 

شهيد زين‌الدين يكي از فرماندهان تأثيرگذار در عمليات محرم بود، علاوه بر اشاره به تاثير حضور ايشان در اين عمليات، از خصوصيات اخلاقي اين سردار شهيد بگوييد. 

همان طور كه گفتم طرح مخفي شدن نيروها در كانال‌هاي حفر شده توسط دشمن يكي از ابتكارات مهم شهيد زين‌الدين بود كه باعث پيروزي سريع ما در همان اولين مراحل عمليات شد. علاوه برآن نبوغ نظامي ايشان به حدي بود كه يادم است در عمليات كربلاي يك يعني در سال ۶۵ و تقريبا دو سال پس از شهادت زين الدين، طرح‌هاي عملياتي ايشان همچنان مورد استفاده ما قرار مي‌گرفت و راهگشاي ما در طراحي‌هايمان بود. شهيد زين الدين را به جرئت مي‌توان يكي از خاكي‌ترين فرماندهان دوران دفاع مقدس نيز دانست. بارها او را ديدم كه چطور مثل يك نيروي شناسايي ساده بر پشت تويوتاها و كنار ساير نيروها مي‌نشست و به شناسايي مي‌رفت. يا در صفوف نمازها و حضورش در كنار رزمندگان، هيچ فرقي بين خود و آنها قائل نمي‌شد و با تواضعي مثال زدني رفتار مي‌كرد. آشنايي‌ام با ايشان از دوم مردادماه ۱۳۶۱ كه فرمانده تيپ شد تا ۲۷ آبان سال ۶۳ كه به شهادت رسيد، به طول كشيد و طي اين مدت از نزديك نفس گرم او را احساس مي‌كردم. در تمام اين مدت نيز هيچگاه شيوه گمنامي و كار براي رضاي خدا را فرو نگذاشت و همواره در همان خط حركت كرد. 

مسلما هر عملياتي مملو از صحنه‌ها و رويدادهاي تأثيرگذاري است كه چون خاطراتي در ذهن رزمندگان برجاي مي‌ماند، ‌از عمليات محرم چه خاطراتي در ياد داريد؟ 

چه خوب است به عنوان خاطره، يادي كنيم از سه تن از مسئولان تيپ ۱۷ علي بن ابيطالب(ع) كه در همين عمليات محرم به شهادت رسيدند. اولي شهيد كامران آقا حسيني مسئول مهندسي تيپ است. يك جوان دانشجو و تحصيلكرده كه قبل از عمليات به من مي‌گفت دوست دارد درسش را ادامه بدهد و مي‌خواهد پس از عمليات به دانشگاه برگردد. وقتي كه عمليات شروع شد در اثناي درگيري‌ها او روي بلدوزر داشت خاكريزي را مهيا مي‌كرد. رو به من گفت اين خاكريز را كه تمام كنم مي‌روم. با يادآوري حرف‌هاي پيش از عملياتش فكر كردم قصد ترك ميدان جنگ و بازگشت به شهر را دارد. اما همين كه كار خاكريز تمام شد يك خمپاره درست در كنار بلدوزرش اصابت كرد و او را به شهادت رساند. آن وقت بود كه تازه متوجه شدم منظور او از رفتن نه به شهر بلكه به جمع كاروان شهدا بود. دومي شهيد مهدي محب شاهدي يكي از فرماندهان گردان ما بود. او كه از نوجواني پدرش را از دست داده و در فقر و سختي پرورش يافته بود. يكي از توانمندترين سرداران جنگ به شمار مي‌رفت. شايد يك هفته يا ۱۰روز بيشتر از ازدواجش نمي‌گذشت كه چشم بر روي تمامي ظواهر دنيا بست و با شركت در اين عمليات جاودانه شد. شهيد رفعت الله علي مرداني هم ديگر فرمانده گردان تيپ ۱۷ علي بن ابيطالب(ع) بود كه در عمليات محرم به شهادت رسيد. او به عنوان فرمانده گردان امام حسن(ع) يكي از سه گرداني را كه در كانال‌هاي دشمن مخفي شده بودند را هدايت مي‌كرد. روز عمليات او و نيروهايش به عنوان اولين رزمندگان بلندي ۴۰۲ را آزاد كرده و برفراز آن ايستادند. همان لحظه با من ارتباط بي‌سيم برقرار كرد و گفت: كمر عراقي‌ها را شكستيم. من در سنگر ديدباني دشمن برفراز قله ۴۰۲ هستم. رفعت الله تنها چند لحظه بعد در همان جا به شهادت رسيد اما هنوز پيام فتح او از پس گذشت ۳۰ سال در حافظه‌ام طنين انداز است. يادشان گرامي‌باد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار