
در خصوص جنگ رسانهاي به نظر ميرسد ما به واحدهاي رسانهاي كوچك اما پرنفوذ در دل دشمن احتياج داريم تا به اين طريق عملياتي كه باعث عقبنشيني و زمينگير شدن دشمن ميشود را در خاك خود او انجام دهيم. با اين تفاسير به نظر شما در غرب در حوزه آفند رسانهاي چه كارهايي بايد بكنيم؟
در زمان جنگ سخت و دفاع مقدس هم چون جنگ ما يك مبناي اعتقادي داشت، به همين علت شريعت ما اجازه هر گونه حركت و فعاليتي عليه دشمن را نميداد. امروز در جنگ نرم دين ما اجازه هر عملياتي را به ما نميدهد اما ميتوان در كنار در نظر گرفتن مسائل اعتقادي عملياتهاي زيادي را عليه آنان انجام داد و بايد هم انجام بدهيم. ما نميتوانيم مانند آنها كه ميان كردها و تركها اختلاف مياندازند، اختلافافكني كنيم، اما ميتوانيم مسائل آنان را تبيين كنيم. مثلاً به سرخپوستها و سياهپوستان در حوزه كشوري و سرزميني آنان بپردازيم. ماجراي يك ميليون سرخپوستي كه كشته شدند را بازگو كنيم. اصولاً نميدانم چرا ما بايد در حوزه دفاع باشيم. آنها شبهه طرح كنند و ما برطرف كنيم. چرا ما نبايد براي آنها ايجاد شبهه كنيم؟
بايد در جايگاه هجوم و حمله قرار بگيريم تا بتوانيم در سرزمينهاي دشمن عملياتهاي موفقي داشته باشيم. اين يك كار كارشناسي ميخواهد يا بهتر بگويم يك سازمان يا نهاد كه فقط وظيفه عمليات نرم در خاك دشمن را داشته باشد. در هر سرزمين بايد شبكههاي محلي با زبان و گويشهاي سرزميني خود ايجاد شود. نيروهايي مانند اطلاعات عمليات زمان جنگ براي اين امر در نظر گرفته شود و بعد از شناسايي عمليات لازم را انجام دهيم. امروز اطلاعات و عملياتيها بايد مانند زمان جنگ همان دانشآموزان و دانشجويان باشند با فرق اينكه به جاي تخصص در بحث تخريب، عمليات سايبر و تاكتيكهاي رزم نرم و اعتقادي را ياد بگيرند. امروز بايد ديدباني و گراگيري و دادن آن به توپخانه را فرا بگيرد، اما به جاي تانك و سنگر مقر سايبري و سايتها و شبكههاي آنها را زير آتش قرار دهند.
رسانههاي ما بعضي مواقع در گفتن حقيقت لكنت ميگيرند. در اين مقطع دشمن همان خبر را آميخته با دروغ منتشر ميكنند. براي اين موضوع چه راهحلي وجود دارد؟
بهترين دفاع همان حمله است. خيليها از نقش شيطان در اين قصه چه در ميان خوديها و چه در روبهرو غافل هستند. در بين خوديها نفوذ كرده و شاخه، شاخه كرده و اما در بين دشمن هم آمده و گفته ۱+ ۵ يعني شيطان در برابر حق به اتحاد مشغول است و در داخل ما را به تفرقه مشغول كرده است. آقا فرمودند جنگ ما جنگ احزاب است. چرا نبايد بگوييم كه شما مسئله نژادپرستي، بردهداري و ... را هنوز از قديم به عنوان ميراث غرب داريد. رسانههاي داخلي وقتي خوراك و خبر درست ندهند و مردم را توجيه نكنند همين ميشود. شما ميگوييد لكنت، من ميگويم بعضيها لال شدهاند. بياييد از تاريخ ايران، ايران اسلامي، انقلاب و ... بگوييد. اما متأسفانه امروز بايد روبهرو را و جبهه دشمن را ول كنيم و به خوديها بچسبيم چون در بعضي مواقع خيانت و ضربهاي كه خوديها ميكنند و ميزنند دشمن كه هيچ تمام اتحاد جبهه كفر هم نميتواند بزند. تا زماني كه كارشناسان معتقد در سيستم وارد نشوند و اداره امور را به دست نگيرند همين مشكلات دامنگير ما است و بيشتر ميشودكه كمتر نميشود. براي جمهوري اسلامي زشت است به عنوان يك كشور محور در مبارزه با امپرياليسم و غرب يك برنامه غرب شناسي در ساعت درست براي عوام و مخاطبان نگذارد.اينكه نسل امروز نميداند ايران چطور اسلامي شد و عقبه انقلاب اسلامي و تفكرات حضرت روحالله را نميداند، براي سيستم رسانهاي و صدا و سيما و تبليغات فاجعه به شمار ميرود.
متاسفانه از قديم دشمن ارزش اين مسائل را بهتر ميداند. او ميداند نسل امروز از دفاع مقدس چيزي نداند چقدر براي او بازدهي دارد و براي ما ضرر. خوديها از همان زمان جنگ هم در اين زمينه كه مهمترين عرصه و محور در تمام محورهاي موجود در كشور است خيلي سرسري و غافلانه برخورد ميكردند كه اين غفلت در خيلي از جاها عمدي بوده است.
آيا زمان جنگ رسانهها و سيستم تبليغات كه در سطح وزارت ارشاد و صدا و سيما حركت ميكردند توانستند جنگ را خوب پوشش دهند؟
در زمان جنگ هيچ كسي در اين زمينه حامي جنگ نبود. ما براي اين مدرك هم داريم و مستندات مطرح ميكنيم. زمان عمليات كربلاي ۵ تلويزيون آمد گفت از عمليات فيلم و تصوير داريد، امشب اطلاعيه آن خوانده ميشود اگر تصوير نباشد،ميگويند دروغ است كه ما تصويرهايي كه شهيد فلاحت و دوستان گرفته بودند را به آنها داديم. آقاي خاتمي مسئول تبليغات جنگ بود. حوزه بينالملل را كه هيچ در حوزه داخلي چه كرد؟ براي ما نمونه بياوريد؟ حوزه داخلي را هم ول كنيد. در جبهههاي خودمان چه كرد؟وقتي صدا و سيماي ما از تبليغات لشكر فيلم عمليات را ميگيرد، ميدانيد يعني چي؟ بايد پرسيد وزارت ارشاد در زمان جنگ آن هم با صرف پول بيتالمال چه كاري انجام داده است؟
در بحث جنگ رسانهاي ما ميتوانيم مانند عمليات فاو عمل كنيم. يعني در جايي كه اصلاً ذهن دشمن نميرسد، وارد شويم. به نظر شما رسانههاي ما در حوزه پدافندي چه كارهايي بايد انجام دهند؟
به نظر من بايد شناسايي كنند در كجا اگر دشمن يك مشت بخورد انگار صد تا مشت خورده است. وقتي من سايتها را مرور ميكنم ميبينم كه بيشتر از آنچه به دشمن ضربه بزنند به خودمان ضربه ميزنند. حركاتي را انجام ميدهند كه ملت دچار تزلزل در ايمانشان ميشوند. برگزيدن انسانهاي معتقد و تشكيل يك نهاد يا سازمان فقط براي اين كار و شناسايي شبانهروزي و عمليات با رعايت اصل غافلگيري، ميتواند جزو وظايف كنوني حزبالله و مسئولين در عرصه پدافند و جنگ رسانه باشد.
رهبري بارها به مقامات دولتي فرمودند سناريوي دشمن را بخوانيد. آيا ما براي سناريوهاي دشمن از قبل برنامهريزي داريم؟
يكي از مشكلات تبليغي در كشور ازدياد گروههاي تبليغاتي و فشار آنها به همديگر و در نهايت عدم نتيجه و بازدهي ميباشد. هر كسي كار خود را ميكند. هيچ مركزيت يا نقطه مركزي براي سازماندهي و تعيين وظايف و تعيين خط درگيري وجود ندارد. فكر نميكنم برنامهريزي داشته باشيم. ما براي خودمان برنامهريزي نداريم چه برسد براي سناريوهاي دشمن برنامه داشته باشيم.
وظيفه كساني كه از جبهه و جنگ خبر دارند يا اهل آن فرهنگ هستند و جبههاياند و از ادبيات و فرهنگ و موسيقي و هنر آگاهي دارند در اين زمينه چيست؟ آيا نبايد در بحث نبرد رسانهاي و جنگ نرم منسجمتر وارد عمل شوند؟
هر چند كمي دير شده است، اما به اعتقاد من ايجاد يك شبكه اطلاعرساني قوي در ميان بچهها خودش از اهم واجبات است. براي مثال نيروي حزبالله سيستان گيلان و تهران هيچ ارتباط و همبستگي با هم ندارند. پتانسيل قوي اما خروجي نداريم. متولي اصلي و مركزي ندارد. سازمانها كار خودشان را ميكنند.
اكنون ميبينيم بچه حزباللهيها صرفاً بعضيهايشان افتادهاند دنبال اينكه فقط درس بخوانند يا كتاب بنويسند. يا دو جا كار كنند و پول بيشتري بگيرند. آيا آنها نبايد كار رسانهاي منسجمتر و كيفيتري انجام دهند؟
همين كه يكي بلند شود و اصل جنگ را بنويسد خودش كلي كار است. تخيلات خودش را ننويسد اصل جنگ را بنويسد. هيچ كس دنبال اصل داستان نيست. آقا بارها فرمودند جنگ بايد تعبير شود. تعبير يعني گفتن اصل ماجرا كه متأسفانه خلأ زيادي ديده ميشود.
به نظر ميرسد در اين زمينه ما به اتاق فكر احتياج داريم. اتاق فكري كه از انسانهايي تشكيل شده باشد كه فرق روزنامه و كتاب و صدا و سيما را بفهمند تا اگر بحثي داريم بدانيم براي چه قشري است و چگونه مطرح كنيم.براي تشكيل اين اتاقها راهحلي داريد؟
وجودش خيلي عالي و الزامي است. اين جلسات كلي مطالب خروجي خواهد داشت. بايد به يك قدرت و مبناي مركزي وصل باشند تا حرفها، مطالب و نظريات بچهها روي زمين نماند. حركاتي كه در دولت خاتمي اجرا شد، شايد كه نه حتماً براي اعتلاي نظام هيچ اثر و سودي نداشت، چون به دولت و قدرت وصل بود اجرا ميشد كه حاصل آن هيچ چيز جز تخريب نبود. پس ما بايد خودمان با تشكيل اتاقهاي فكر، در اين زمينه فعال باشيم.
آيا به نظر شما كساني كه وارد اين عرصه ميشوند نبايد از حيث عملكرد بيشتر شبيه چمران و متوسليان شوند؟ چه كساني با چه ويژگيهايي بايد وارد اين عرصهها شوند؟
حاج احمد و چمرانها دشمن و ذات آن و اهداف و ابزار آن را به خوبي و از خودشان بهتر ميشناختند.
بعضي از ما ابزار را ميشناسيم اما ذات و اهداف ذاتي را نميدانيم و گرفتار ميشويم.
اهالي سينما ابزار را ميشناسند اما ذات و اهداف را نميدانند به همين خاطر در ساختهها و خروجيهاي آنان نه تنها براي ما از دشمن اسير گرفته نميشود بلكه خود اهالي اسير ميشوند. بايد كساني را داشته باشيم كه ابزار و دشمن و اهداف آن را به خوبي بشناسند. بصيرت كافي را داشته و بهنگام عمل كنند. امر ولي را بر هر چيز مقدم بشمارند. رضاي خدا را در نظر گرفته و براي هيچ چيز جز او كاري را انجام ندهند و اخلاص را در بالاترين حد خود به كار برند. انشاءالله موفق ميشويم.