
خبرحضور بنيامين بهادري خواننده جوان پاپ در مراسم دعاي عرفه مثل توپ صدا كرد و خبرگزاريهايي چون فارس آن را در صدر اخبار خود قرار دادند و عكس و اظهارنظرهاي او را منتشر كرده بودند اما چرا به جايي رسيدهايم كه حضور يك خواننده در مراسم مذهبي همهمان را متعجب كرده است؟! چرا بايد چنين مواردي ميان هنرمندان ما كمياب و انگشتشمار باشد كه اينطور به چشم بيايد؟! مگر نه اينكه بنيامين هم يكي مثل بقيه ايرانيان مسلمان است. انگار او يك تازه مسلمان خارجي است و در اين مراسم اقرار به مسلماني كرده كه با ديدنش در فضاي مراسمي مذهبي به وجد آمديم؟! اوكه در ابتدا از خوانندگان زيرزميني بوده توانست با آثارش ميان مردم محبوبيتي پيدا كند؛ چه آنكه برخي آثار وي مذهبي هستند و در مورد كربلا و محرم خوانده كه طرفداران زيادي هم دارد. افرادي مثل بنيامين كم نيستند مانند محسن چاووشي يا محسن يگانه. آنها هم خوانندگان جواني هستند كه رگههاي خوب مذهبي دارند؛ اين افراد از اين لحاظ ويژگي خاص و ممتازي دارند كه تقريباً ميشود گفت موسيقيشان زيرزميني است ولي در عين حال بدون هيچ ادعايي نسبت به اداي دين خود به ارزشها، شهدا و اعتقادات بيتفاوت نبودهاند. هيچكس به چاووشي سفارش كاري براي فلسطين را نداد اما او خودش خواند و سي.دي او خوب گرفت يا محسن يگانه كه درآثارش ميتوان، نمونههاي خوب و ارزشي را ديد.
اما در اينجا سؤال كلي ما اين است كه چرا به غير از اين خوانندگان زيرزميني، ديگر خوانندگان در مراسم مذهبي حضور نبايد داشته باشند كه از شركت يك خواننده جوان پاپ در مراسم عرفه اينقدر تعجب كنيم؟ چرا خوانندگاني كه بيست و چهارساعته آنتن پخش رسانه ملي در اختيارشان است و از سوي ارشاد هم مجوز دارند در اينگونه برنامهها ديده نميشوند تا براي همه حضورشان عادي جلوه كند؟! افرادي كه اغلب سازمانها و نهادهاي مختلف برايشان دعوتنامه ميدهند و چرا اينجاها كه خبري از دعوتنامه رسمي با پول و سكه نيست حضور مردمي ندارند كه اگر بود مطمئناً عكسهاي حضورشان همه جا را پرميكرد.
اين موضوع در جامعه اسلامي ما تنها به خوانندگان خلاصه نميشود بلكه در مورد بازيگران و هنرپيشهها هم مصداق دارد؛ كم شده است در جايي گفته شود بازيگر يا هنرپيشه مشهوري حتي نيمهمشهور و درجه چندمي در يك مراسم عمومي مذهبي حضور داشته است كه در اين صورت عكاسان خبرگزاريها و سايتها حتماً سوژه داشتند! و در بوق و كرنا ميزدند. اين در حالي است كه اگر در اينترنت سرچ كنيم اسم برخي بازيگران در فلان پارتي و فلان محفل به وفور ديده ميشود؛ بنابراين اگر قرار است چنين افرادي الگوهاي نوجوانان و جوانان ما باشند چرا تنها براي مدسازي لباس و آرايش و زندگي بايد الگو شوند و در امور ديني و مذهبي از اين الگوها خبري نيست؟! آنچه مسلم است حركت بنيامين بهعنوان يك جوان هنرمند پاپ بسيار قابل تقدير و ارزشمند بود و اين نشان ميدهد هنوز هم هستند افرادي كه در اين جامعه بزرگ هنري به مسائل اعتقادي و ارزشي پايبندند، اما سخن اصلي اين است چرا اينگونه حضور بايد كم و انگشتشمار باشد؟! ضعف كار از كجا نشأت ميگيرد؟! آيا اين را بايد به پاي مردم نوشت يا مسئولان فرهنگي و هنري؟! اينكه افراد را تنها به آموزش مسائل هنري تشويق ميكنند بدون اينكه مايههاي ديني و مذهبي او را قوام بخشند يا اينكه خانمي محجبه وقتي وارد دنياي هنر و بازيگري ميشود بعد از چند سال از حضورش، قيافهاش با حجاب اوليه او ۱۸۰درجه تفاوت كرده است؟! و اينكه... آقايان اينها خروجي فعاليتهاي فرهنگي و هنري شماست بهخصوص سازمان عريض و طويل صدا و سيما كه تنها به بعد آموزش هنري و بزرگنمايي هنرمندان رسانهاي پرداخته است و از بعد پرورش معنويت غافل شدهاند.
به اميد روزي كه امثال بنيامينهاي ما در چنين مراسمي حضور پررنگتري داشته باشند. منظورمان اين نيست كه بيايند و در مصاحبههايشان بگويند ما در جلسات دعا و روضهخواني شركت ميكنيم و نشريات زرد هم تيتر بزرگ بزنند اينها مذهبي هستند. اين حناها ديگر رنگي ندارد. فراموش نميكنيم چند سال پيش يكي از مجريان حرمتشكن مشهور تلويزيوني در همان اوان آغازين شهرتش در يك برنامه تلويزيوني بهعنوان مهمان حضور پيدا كرده بود، مجري آن برنامه با مادر اين آقاي مهمان تلفني تماس برقرار كرد، در آن تماس تلفني مادر اين مجري حرمتشكن امروز مدام از خلوص نيت، قرآن خواندن شبانهروزي پسرش و دعا خواندنهاي او ميگفت؛ فرزندي كه بعدها درمخالفت با ارزشهاي اسلامي خودي نشان داد و به شهرت رسيد! شايد موضوع اين گروه از بازيگران و هنرمندان با بحث مذهب بهترين مصداق براي شعر اين بيت مشهور باشد: مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطار بگويد و بنيامين بهادري با حضور بدون سر و صداي خود در مراسم عرفه (كه البته از چشم مردم و خبرنگاران دورنماند) مصداق مثبتي براي اين شعر است.