کد خبر: 493480
تاریخ انتشار: ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۵
بازكاوي آسيب‌هاي نزاع‌هاي خياباني(9)
محمد خرمي
 در خبر مربوط به مردادماه سال گذشته اين سازمان اعلام كرد بيش از ۵ ميليون پرونده نزاع در ۱۰ سال اخير تشكيل شده است. بر اساس پرونده‌هاي ارجاعي به سازمان پزشكي قانوني در دهه ۸۰ (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹)، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نفر بر اثر اصابت سلاح سرد جان خود را از دست داده‌اند كه به طور متوسط در هر سال هزار و ۱۱۹ نفر با اين نوع سلاح كشته شده‌اند. نظر به اهميت موضوع، «جوان» تلاش مي‌كند در گفت و گو با كارشناسان اين موضوع را بازكاوي نمايد. نهمين بخش از اين گفتار، گفت‌و‌گو با منصور اخلاق پور، جامعه شناس است.

يكي از آسيب‌هاي اجتماعي بروز درگيري‌هاي خياباني است. اين درگيري‌ها با انگيزه‌هاي متفاوتي به وقوع مي‌پيوندند و در برخي موارد پيامدهاي ناگواري به دنبال دارند. دليل بروز اين درگيري‌ها را چه مي‌دانيد؟
نزاع‌هاي خياباني در جامعه ما علل مختلفي دارد. به لحاظ اجتماعي، يكي از دلايل آن فشارهاي محيطي است كه شامل محيط اقتصادي، محيط اجتماعي و. . . مي‌شود. اين فشارها سبب مي‌شود آستانه تحمل افراد كاهش پيدا كند. يكي از دلايل اين امر، از لحاظ روانشناسي اجتماعي، بحث محروميت‌ها مي‌باشد. زماني كه انسان‌ها نتوانند نيازهاي خودشان را در روابط اجتماعي سالم پيدا كنند، تلاش مي‌كنند به شيوه‌هاي ديگري متوسل شوند تا به خواسته‌هاي خودشان برسند و اين احساس محروميت باعث يكي از رفتارهايي مي‌شود كه از آن تحت عنوان رفتارهاي خشونت آميز ياد مي‌شود و به شكل‌هاي مختلف مثل بلند كردن صدا، دست به يقه شدن‌ها و استفاده از سلاح‌هاي سرد و... بروز پيدا مي‌كند. وقتي برخي انسان‌ها نتوانند در قالب‌هاي تعيين شده به خواسته شان دست پيدا كنند، سعي مي‌كنند از طريق زور به نيازهايشان برسند. از دلايل ديگري هم كه باعث مي‌شود افراد با هم درگير شوند عدم تحكم قانون است. اگر افراد جامعه‌ احساس كنند در چارچوب قانون مي‌توانند به حق خودشان برسند كمتر شاهد نزاع خواهيم بود اما اگر احساس كنند قانون ضمانت اجرايي لازم را ندارد، سعي مي‌كنند خارج از چارچوب قانون به دنبال حق خود باشند. اين امر قطعا مي‌تواند رفتارهاي پرخاشگرانه را به دنبال داشته باشد. زندگي شهري، افزايش جمعيت شهرها و... خود مزيد بر علت است كه نزاع‌هاي خياباني گسترش پيدا كند. اگر افراد در جامعه‌ خود را با جوامع ديگر مقايسه كنند و به اين نتيجه برسند كه حق شان ضايع شده و دچار محروميت شده‌اند، منجر به پرخاشگري مي‌شود كه عمده دليل اين موضوع سست بودن قانون و عدم حمايت از محرومان است.

به نظر شما كساني كه مرتكب نزاع‌هاي خياباني مي‌شوند معمولا چه قشري از افراد جامعه را شامل مي‌شوند؟
در نزاع‌هاي خياباني معمولا پتانسيل خشونت در بين جوانان بيشتر است. دليلش اين است كه بيشتر اين قشر از عقلانيت و پختگي رفتار كافي برخوردار نيستند و آستانه تحمل‌شان نسبت به افراد ميانسال يا بزرگسال پايين‌تر است. مضاف بر اين، مقايسه در سنين جواني بيشتر است. وقتي شبكه‌هاي تلويزيوني زندگي هايي را به تصوير مي‌كشند كه از سطح رفاهي بالايي برخوردارند و جوان مخاطب آن است، زندگي خود را با آنچه مشاهده مي‌كند، مقايسه مي‌كند و متوجه مي‌شود كه بين زندگي او و آنچه مي‌بيند چقدر تفاوت و شكاف وجود دارد، اين امر باعث مشغوليات ذهني او مي‌شود، بنابراين اين مهم در زندگي واقعي او نمود نابهنجاري پيدا مي‌كند. پوشش، مسكن و... همه اينها به مانند يك فيلم در مقابل چشمان ما رژه مي‌روند و وقتي خود را با افراد مرفه جامعه مقايسه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه فرسنگ‌ها با واقعيات جامعه فاصله داريم. مضاف بر اين، گرايش جوانان به درون گروه‌هاي همسال هم مؤثر است. خيلي از نزاع‌ها جنبه جمعي پيدا مي‌كند، يعني وقتي كه گروهي جوان هستند، گرايش به نزاع بيشتر در آنها ديده مي‌شود و فشارهاي محيطي و هنجاري كه از جانب گروه هم سن و سال بر افراد وارد مي‌شود نيز از دلايل بروز چنين اتفاقاتي است.

آيا مي‌توان گفت كه افراد آگاه جامعه كه معمولاً تحصيلات بالاي دارند، كمتر درگير مي‌شوند؟
بله، به نظر من سطح تحصيلات افراد در نزاع‌هاي خياباني نقش اساسي دارد. اگر نقشه جرم در كشورمان يا كلانشهرهاي جهان را بررسي كنيد، خواهيد ديد معمولا مناطق حاشيه نشين، بيشتر از ساير مناطق شهري جرم خيز است. معمولا بحث احساس محروميت در طبقات پايين جامعه وجود دارد؛ طبقاتي كه كمتر به خواسته‌ها و نيازهايشان در چارچوب‌هاي مشخص دست پيدا مي‌كنند يا اينكه ساختار اجتماعي‌ـ اقتصادي جامعه به آنها اين اجازه را نمي‌دهد كه بيشتر پيشرفت كنند و اين امر منجر به احساس محروميت بيشتري در آنها مي‌شود. اين افراد كه قادر نيستند در اين رقابت‌هاي اقتصادي و اجتماعي شركت كنند، معمولا افرادي هستند كه از نظر مهارت‌هاي شغلي و تحصيلي داراي مهارت‌هاي كمتري هستند و بيشتر در مناطق فقيرتر زندگي مي‌كنند، البته اين به اين معنا نيست كه هر كسي فقير بود، مجرم باشد يا حالت پرخاشگرانه داشته باشد چراكه خيلي از انسان‌ها هستند كه در فقر به سر مي‌برند اما از اخلاق و رفتار و زندگي مطلوبي برخوردارند. نكته ديگر اينكه اگر تراكم جمعيتي زندان‌ها در كشور بررسي شود، خواهيد ديد كه با افزايش يا كاهش سطح تحصيلات در كشور آمار زندانيان نيز كم و زياد مي‌شود. مجرمان زنداني كه از سطح تحصيلات بالايي برخوردارند، معمولا به دلايل صدور چك و. . . با مشكل مواجه شده‌اند.

زماني كه آمار جرائم سير صعودي پيدا مي‌كند، بحث تشديد جرائم مطرح مي‌شود. آيا با مطرح شدن اين موضوع در مورد جرائم نزاع‌هاي خياباني مي‌توان نسبت به كاهش اين جرائم اميدوار بود؟
نمي توان به تشديد قوانين در اين حوزه پاسخ مثبت داد، بلكه شايسته است جنبه‌هاي حمايت اجتماعي و مددكاري اجتماعي تشديد شود. به نظر من اگر قوانين رايج جامعه خوب اجرا شود مي‌تواند تا حد زيادي نيازهاي فعلي جامعه را برطرف كرد. بحث بر سر اين است كه از همين قوانين حمايتي موجود به دلايل مختلف نظير كمبود بودجه، اعتبارات لازم و. . . از افراد پشتيباني كافي نمي‌شود و حتي كساني هستند كه از امكانات رفاهي حداقلي برخوردار نيستند كه مجموع آن باعث مي‌شود از توانمندي‌هاي اين افراد كاسته شود و خيلي از آسيب‌هاي اجتماعي ديگر مثل نزاع‌هاي اجتماعي شروع و بروز پيدا ‌كند. به اين دلايل به نظر من بايد حمايت‌هاي اجتماعي بيشتر شود و اگر لازم باشد تعريف مجددي از ابزارهاي كنترلي صورت گيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار