
در تاريخ بشريت پرچم از جايگاه ويژهاي برخوردار است. پرچم نماد گروهي از مردم يا ملتي است كه آنان را از بقيه متمايز ميسازد؛ چنانچه به هنگام جنگها به دليل فقدان وسايل ارتباطي مابين فرماندهي و نيروهاي درگير در ميدان نبرد، پيامها به وسيله پرچم به آنها ارسال ميشد و اگر پرچم سقوط ميكرد، جنگجويان متوجه ميشدند كه ارتش آنان نيز شكست خورده لذا نگهداري از آن همواره اهميت خاصي بين اقوام داشته است. در كشورما نيز پرچم، نماد مهمي از هويت ايرانيان است كه وجود و حضورش نمايندگي ملت ايران و اعتبار و اقتدار آن را تداعي ميكند. لحظههاي برافراشته شدن اين پرچم سه رنگ در ميادين بينالمللي ورزشي و افتخار همه مردم به موفقيت نمايندهاي از كشورمان، هميشه با اشك شوق همراه است ولي بااين وجود متأسفانه تعداد اندكي از مردم كشورمان با مفهوم طرح پرچم آشنايي دارند. چند وقت پيش به يكي از ادارات براي كار اداري رفته بودم. پرچم روي ميز كارمندي كه اربابرجوع زيادي هم داشت بهقدري كهنه وكثيف بود كه ديگر تحمل بيتوجهي نداشتم و معترض شدم ولي آن آقا با كمال خونسردي گفت به ما مربوط نيست اين را بنويسيد و در صندوق انتقادات و پيشنهادات بيندازيد.
پرواضح است كه چنين حرفي نشان از عدم شناخت و بياطلاعي اين كارمند است وگرنه شستن و تميز نگه داشتن پرچم كوچك روي ميزكارسختي نيست كه نياز به پيگيري اداري و انداختن در صندوق انتقادات و پيشنهادات داشته باشد؟! چيزي كه نشاندهنده هويت يك جامعه است وقتي اين قدر بيارزش ميشود چه مفهومي دربردارد. عرق ملي در هر مرز و بومي پرچم را به يكي از مهمترين اركان هويتي تبديل ميكند به شكليكه توهين به پرچم همانند توهين به مقدسات و ناموس تلقي ميشود. اينكه در مراسمي پرچم كشوري برعكس گذاشته شود نشاندهنده اوج توهين به آن كشور است اما متأسفانه نه تنها اين نمادها و مفاهيم بينالمللي در ايران كمتر معرفي شده، بلكه گاه شدت اين كمكاريها به قدري است كه بينندگان خارجي را از نظر تفسير و تحليل به اشتباهات جبرانناپذيري وادار ميكند. همين نوع اهمالورزها نسبت به پرچم را اغلب بر سر در برخي ادارات و مراكز هم ميتوان ديد؛ پرچمهاي فرسوده و كثيفي كه دل آدم را به درد ميآورد مگر در ايام مناسبتي مهمي چون ٢٢بهمن كه پرچمها تعويض و شسته شوند، در غير اينصورت توجهي به وضع پرچمها نميشود و البته مثل هميشه پيكان اين عدم آشنايي و بيتوجهي بيش از هر چيز به سمت رسانهها بهخصوص رسانه ملي نشانه رفته كه هنوز نتوانسته است نمادهاي مهم اينچنيني را براي جامعه به خوبي معرفي كند و بنماياند.
آقايي كه خودش توليدكننده پرچم است ميگفت:«اي كاش نه به خاطر جلوگيري از ورشكستگي من و ما كه براي احترام به نماد و عزت ايراني در اين باب توجهي ميكردند. پارچههايهاي آستر كت را به نام پرچم وارد بازار ميكنند. با كمال تأسف حتي يك بند از استاندارد مربوطه را اجرا نميكنند. به نظر شما اين مظلوميت نيست؟ هويت هر ملتي را در پرچم تداعي ميكنند پس لطفاً به آن بيتوجه نباشيد.»
آري در حالي كه كشوري مثل تركيه بر سر در اكثر خانهها و مغازهها پرچم كشورشان نصب شده است، آن وقت پرچم جمهوري اسلامي كه تنها نماد مليگرايي نيست، بلكه به نام الله مزين شده و كاملاً ديني است؛ اينقدر در غربت و گمنامي قرار دارد. به طور حتم براي اين امر نياز به فرهنگسازي و اطلاعرساني است. اول بار در يكي از برنامههاي صبحگاهي شهيدي، فرد مجري و تهيهكننده برنامه از پرچم استفاده كرد و مفصلاً به اهميت اين نماد ارزشي و ملي در كشور پرداخت. شايد از آن روز بود كه كمكم در برخي از برنامههاي رسانه ملي از پرچم هم استفاده كردند.
يكي از استادان فيلمسازي ميگفت: «شما در هيچ فيلم امريكايي و هاليوودي نميبينيد كه پرچم وجود نداشته باشد. آنها هميشه سعي ميكنند تا دو المان مهم را در فيلمها و مجموعههاي تلويزيوني خود استفاده كنند؛ يكي پرچم و ديگري كليسا كه حتي اگر كليسا هم در فيلمهايشان نباشد مطمئناً پرچم وجود دارد. اين در حالي است كه در فيلمها و سريالهاي تلويزيوني ما از اين نماد ملي و مذهبي كمتر يا اصلاً استفاده نميشود چه برسد به فرهنگسازي». حتي در مراسم افتتاحيه و اختتاميه جشنواره كودك هم كه اخيراً در اصفهان برگزار شد جاي خالي پرچم ايران به وضوح قابل لمس بود زيرا متأسفانه با وجود تمام پرچمهاي نمادين جشنواره و گل و پروانه هيچ اثري از پرچم ايران در مراسم نبود حتي در بخش مصاحبه خبرنگار تلويزيوني شبكه با برندگان جشنواره هرچه ورانداز كرديم پرچم كوچكي هم نديديم گويي قرار نيست تا از اين نماد ديني و ملي با افتخار ياد كنيم و آن را براي نسل آينده باارزش و مهم جلوه نماييم؟! جالب است وقتي حرف از پرچم زده ميشود برخي از روشنفكرنماها ميگويند پرچم يعني مليت، قوميت و به معناي نژادپرستي است. ما بايد به انديشههاي جهاني فكر كنيم شايد حرف آنها درست باشد اما سؤال اينجاست كه آيا در مورد باستانگرايي كه همين روشنفكرمآبها در مقابل اسلام اينقدر به طبل آن ميزنند نبايد اين حرف را زد؟! از سويي ديگر چرا بين اين همه فاكتور براي بحث نژادگرايي و قوميتگرايي پرچم بايد هدف چنين حرفهايي باشد در حالي كه در كشور آرمانها و ايدهآلهاي همين گروه كه ادعاي امپراتوري بر جهان را ميكنند توجه به پرچم يك ركن اساسي و فرهنگساز مهم بهشمار ميآيد. پرچم را نه تنها در توليدات امريكايي بلكه در بيشتر كشورهاي دنيا مثل ايتاليا، فرانسه، انگليس و حتي كره و... ميتوان ديد. آنها وقتي محصولي سختافزاري توليد ميكنند پرچم كشورخودشان را به عنوان نشان كشور سازنده در قسمتي از محصول و كارتون بستهبندي آن ميگذارند، اين مسئله جدا از محصولات فرهنگي و رسانهاي مثل پوشاك، لوازمالتحرير، اسباببازي و... است. اين باور بايد در ما به وجود بيايد كه پرچم يك ابزار نظامي نيست كه تنها در برنامههاي صبحگاهي نظاميان به عنوان مراسم روتين برافراشته شود. متأسفانه در كشور همايشهاي زيادي برگزار ميشود چه در سطح ملي و فراملي و چه در سطح محلي كه اغلب پرچم در آنها وجود ندارد اما وقتي به فيلمهاي هاليوودي يا آموزشي و يا سايتها نگاه ميكنيم حتي در روستاهاي كوچك و دورافتاده پرچم به عنوان نماد مهم به نمايش گذاشته ميشود.
بيشك نهادينه كردن و فرهنگسازي عناصرهويتي بايد به وسيله رسانه كه در رأس آن سينما و تلويزيون هستند، صورت گيرد تا كودكان و نوجوانان ما ياد بگيرند كه نسبت به هويت ملي و ديني خود حساس و دقيق باشند و اجازه ندهند تا كوچكترين بيحرمتي در مورد آنها اتفاق بيفتد. اگر در مراسم ملي پرچمهاي كوچك كاغذيشان پاره شد و روي زمين افتاد روي آن راه نروند و به آن بيتوجه نباشند، اگر پرچمي به اهتزاز درآمد كمي مكث كنند و احترام بگذارند و... اينها آموزشهاي مستقيم و غيرمستقيمي هستند كه بايد در جامعه تسري پيدا كند تا پرچم جمهوري اسلامي از غربت بيرون بيايد. زيرا پرچم نماينده هويت ديني و غرور ملي ماست نه فقط يك تكه پارچه رنگي.