به عنوان يك مهندس ارشد با چه انگيزهاي امكانات شهر را رها ميكنيد و در كسوت يك جهادگر بسيجي وارد مناطق محروم ميشويد؟ اين امر ريشه در يك ضرورتي دارد كه خود آن باز ريشه در گذشته حقير دارد. يعني چه؟ رشد و نمو ما چون در مناطق روستايي بوده است و با كشاورزي از نزديك خو گرفته بوديم. در كار ارتباطي كه كم و بيش با كشاورزان و روستاييان داشتيم براي خود حقير مشكلات كشاورزان و ضعفهايي كه در كار آنان بود آنقدر مسئله شد كه جزو دغدغههايم به شمار ميرفت. به طوري كه رشته دانشگاهيام را هم بر همين اساس و دغدغه شخصيام انتخاب كردم تا با خواندن و تحصيل در رشته كشاورزي بتوانم علت مشكلات و ريشه معضلات كشاورزي و كشاورزان را پيدا و در رفع آن كمك كنم. اين دغدغه در من وجود داشت كه بحث اردوهاي جهادي را متوجه شدم و فهميدم كه يك بستري وجود دارد تا بتوانيم وارد ميدان كار در روستاها شويم و از نزديك درگير كار شويم.
لذا از اين فرصت استفاده شد براي اينكه بتوانيم يك خدمتي به كشاورزان و مردم كم بهره آن مناطق بكنيم و از طرفي ديگر براي ارتقاي دانش و معلومات كشاورزي خودمان از اين شرايط به وجود آمده استفاده كنيم. به اصطلاح هم به خودمان كمك كنيم و هم به اهالي مناطق محروم.
لطفاً تعريفي از حضور يك مهندس در اردوهاي جهادي بسيج سازندگي به ما بدهيد. اگر با ديدگاه جهادي بخواهيم اين تعريف را بكنيم، ميتوانيم اينطور بگوييم كه اولين شرط حضور يك جوان اخلاص در عمل است. متعهد نسبت به فعاليتي كه انجام ميدهد و همچنين نسبت به علمي كه دارد. يعني نسبت به آن امكانات و شرايطي كه در اختيارش قرار دادهاند تا يك مثلاً مهندس كشاورزي شود، تعهدي دارد و آن تعهد را امروز در كار جهادي و خدمت به خلق خدا انجام ميدهد. اما بهترين تعريف را حضرت آقا نسبت به جهادگران بسيجي كردهاند كه حضور يك جوان مؤمن و متشرع در مناطق محروم خود مظهر مجسم آيههاي قرآن است و شما ميتوانيد بحث تخصص علمي جهادگران را به اين تعريف اضافه كنيد.
طبق گفته خودتان معضلات و مشكلات مردم و اهالي روستا، به خصوص كشاورزان از قديم جزو دغدغههاي شما به حساب ميآمد و اكنون به عنوان يك كارشناس ارشد در بحث كشاورزي كه ميداني هم وارد عمل شدهايد، نظرتان را در مورد برخي مشكلات مردم مناطق محروم به ما بگوييد. اصليترين معضل آنها برميگردد به نوع مديريت كشاورزي در كشور ما، يعني بحث مديريتي حال حاضر با مشكلات موجود همخواني ندارد. حدود سي و چهار سال از انقلاب ميگذرد قبل از آن هم مديريتي بوده اما در حال حاضر با گذشت اين همه سال هنوز به نقطه ايدهآلي در كشاورزي نرسيدهايم. هنوز مشكل اصلي توسط عزيزاني كه سيستم را مديريت ميكنند شناخته نشده است. بودجهاي كه در بحث ترويج وجود دارد، در بخشي كه در ارتقاي سطح دانش كشاورزان نقش اساسي دارد بايد باز مورد توجه قرار گيرد و نتيجه عدم اين توجه را در مناطق محروم به وضوح مشاهده ميكنيم. وزارت جهاد كشاورزي فقط يك اسم جهادي است. بايد روحيه جهادي از پايينترين شخص تا بالاترين مدير به وجود بيايد. آن وقت است كه خروجي مطلوب را ميتوان شاهد بود.
حضور مهندسان و افراد تحصيلكرده از بعد كيفي و تخصصي كردن اردوهاي جهادي چه ميزان مؤثر است؟ اين مسئله را ميتوان از دو بعد بررسي و نگاه كرد. بعد اول خود اشخاص مختصص هستند. آنها با كسب دانش به صورت تئوريك و بالا بردن سطح علمي خود، وارد يك عرصه ميداني ميشوند كه هر چه را آموختهاند، هم به معرض آزمايش ميگذارند و هم براي اجراي آن بايد به ساير كتب و اسناد و آرشيوي كه دارند نگاه بيندازند. اين خود باعث بالا رفتن و ارتقاي سطح علمي دانشجويان و متخصصان جهادگر ميشود.
براي منطقه هم، يك كار سازمان يافته وجود ندارد، اما تأثير آن در همان منطقه باعث بالا رفتن آگاهي مردم و روستاييان نسبت به كاري كه انجام ميدهند ميشود و حداقل آنها دانشي نسبت به كار و پيشه خود به دست ميآورند.