سخنرانيهاي اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي در خراسان شمالي را بدون اغراق ميتوان نقطه عطفي در تاريخ انديشه و فلسفه جمهوري اسلامي تلقي كرد، زيرا ناخداي كشتي انقلاب گويي در ميان گرداب بحرانها، تحريمها و بسياري از مسائل ريز و درشت تحميلي و داخلي، عزم خود را براي پيش راندن اين كشتي به سوي ساحل اخلاق، فرهنگ و در نهايت تمدن طيبه با ملت وفادارش مطرح نموده و افقهاي جديدي از حركت تاريخي ملت ايران را به ديدگان مشتاق و پر محبت جوانان ايران اسلامي عرضه كردند. ديدار با جوانان و دانشجويان خراساني ظاهراً فرصت طلايي بود كه تبيين تاريخي معظمله از زيربناي حركت فرهنگي جامعه به مسير تمدن اسلامي، اين بار واضحتر از زمانهاي ديگر سبك زندگي و فرهنگ عمومي را مورد بازكاوي قرار دهد. پيش از آنكه فرصت لبيك به اين پيام و راهبرد امين انقلاب امام، در فرصتي مناسب و به طور جامع و كامل فراهم شود، تبيين محورهاي تحول مورد مطالبه به صورت مجمل بسيار مهم است كه در اينجا به پنج سرفصل اصلي ميپردازيم:
۱- فناوري و پيشرفت اقتصادي به چه درد ميخورد؟
يكي از مسائل بسيار شبههزا در تاريخ نظام اسلامي اين بود كه برخي از خاستگاه تكنوكرات خود اينگونه القا ميكردند كه مهمترين اهداف اصلي انقلاب و نظام پيشرفت علمي و فناوري براي تبديل شدن كشور به يك قدرت اصلي در زمينههاي فناوري و اقتصاد بود. در واقع اين يك مغالطه بسيار خطرناك بود كه برخي از ديدگاه خود به ثمر رسيدن اهداف انقلاب اسلامي را به تبديل شدن اقتصاد ايران به چيزي شبيه اقتصادهاي هفت كشور بزرگ صنعتي جهان منوط كرده بودند و باز چه جفاي بزرگي در حق انقلاب اسلامي و خون شهدا بود كه بخواهيم اهداف جمهوري اسلامي را به عكس اين گروه به نحوي تبيين كنيم كه گويي هيچ تمدن و ارزش اقتصادي و رفاهي با اهداف انقلاب سازگاري ندارد. مطلب بسيار مهمي كه به صراحت توسط رهبر انقلاب مورد بازگويي و بازشناسي قرار گرفت، تبيين اين حقيقت بسيار مهم بود كه همه تلاشهاي ما در عرصههاي علمي، سياسي و اقتصادي روبنايي براي دستيابي به حيات طيبه و تمدني است كه در آن امنيت و بستر زندگي مؤمنانه فراهم شود، يعني همانطوري كه اسلام بايد در اداره كشور متكفل معيشت و رفاه جامعه اسلامي باشد، اين بدان معني نيست كه فراهم كردن رفاه و فناوري و اقتصاد به معناي هدف غايي اسلام در اداره اجتماع باشد و قطب نماي حركت اقتصادي هم بايد روز به روز و ساعت به ساعت با فقه و اخلاق و ايمان تنظيم گردد.
۲- تطبيق موضوع عقل معاش و اخلاق در اسلام و پديده سبك زندگي
يكي از سؤالاتي كه همواره به ويژه در محافل دانشگاهي مطرح ميگردد اين موضوع مهم و اساسي است كه وقتي به دنبال پديده نوظهوري به نام سبك زندگي ميرويم و قصد بوميسازي آن را داريم، بايد به سراغ كدام يك از بخشهاي معارف و فلسفه اسلامي برويم. موضوع اين قدر حساس بود كه برخي نشاني خانه فقه را به عنوان مرجع تعيين تكليف سبك زندگي اسلامي ميدادند و برخي در لابهلاي متون فلسفي به دنبال آن ميگشتند، حال آنكه بر اساس آنچه رهبر انقلاب مطرح فرمودند: مسائلي كه تحت عنوان اخلاق و نمودهاي عقل معاش در اسلام مورد اشاره قرار گرفته مبناي مهم سبك زندگي هستند. اين تبيين داراي دو خط برجسته نسبت به نظريات قبل است؛ اولاً همانطوري كه از اصطلاح مزبور پيداست سبك زندگي يا همان عقل معاش در اسلام پديدهاي عقلاني و كاملاً فكري و تنظيم كردني است و ثانياً به دليل تلازم با اخلاق اسلامي فربهتر از هنجارهاي فقهي و حقوقي محض است. چنين نگرهاي ميتواند، سبك زندگي مطلوب تمدن ما را فراتر از هنجار يعني به رغم جديت، لطيف و قابل انعطاف تبيين نمايد.
۳- آسيبشناسي و علتيابي مسائل فرهنگ عمومي
يكي از مباحث بسيار مهم مطروحه در سخنان اخير معظمله، توجه به اين موضوع بود كه تهاجم فرهنگي و ساخت محصولات هنري عموماً چه بخشهايي از فرهنگ و زندگي ما را نشان ميرود؟ طرح چنين مسئلهاي و بيان اين موضوع كه روانشناسان، جامعهشناسان و متفكران غربي براي حمله به فرهنگهاي مورد تهاجم بسياري از عوامل آسيبزاي آن را شناسايي و از آن سوءاستفاده ميكنند، يكي از اساسيترين مباحث مغفول مانده در حوزه فعاليتهاي فرهنگي ماست. به عبارت سادهتر، هنگامي كه از تهاجم فرهنگي و هنري سخن گفته ميشود، هنگامي كه از تمسخر و تحريف هنجارها سخن گفته ميشود، زماني كه دشمن سعي در بد جلوه دادن جامعههاي مورد دشمني خود دارد، كمتر كسي علاوه بر خشم و بيانيه دادن و سخنراني و كنفرانس و مسابقه و جشنواره به اين فكر ميكند كه چه صفت يا صفاتي از ما دستمايه چنين سوءاستفادهاي است.
كاريكاتور ما از روي كدام يك از وجوه شخصيتي ما كشيده ميشود. در چه صفتي از صفات ما اغراق ميشود و كدام يك از مشخصههاي رفتار و منش ما مورد طمع بيگانگان قرار گرفته كه براي ما شايعهپردازي، خبرسازي و... ميكند؟ بنابر اين آسيبشناسي فرهنگي مهمترين كاري است كه در كنار رصد تحركات دشمن از اهميت قابل توجهي در شرايط هر جنگي برخوردار است.
۴- خردورزي، اخلاق و حقوق، سه پايه سبك زندگي اسلامي
درباره ضروريات پرداختن به فرهنگ عمومي بومي كه شامل رفتارها، عقايد و گرايشهاي جامعه و در يك كلام سبك زندگي ديني است، تاكنون هم بسيار گفته شده است اما در عين حال در عرصه عمل بيشترين گرفتاريهاي ما از اين نقطه و مبدأ مهم ناشي ميشود كه از كجا شروع كنيم. رهبر معظم انقلاب در سخنراني تاريخي خودشان بعد از نقد بسياري از پايههاي رفتاري و گفتاري جامعه و ترسيم شرايط موجود جامعه به ترسيم خطوط و نقشه راه در اين زمينه پرداخته و سه محور خرد، اخلاق و حقوق (هنجارهاي اسلامي و فقهي) را نقاط آغازين تدوين و تشريح سبك زندگي اسلامي در تمدن طيبه معرفي كردند؛ اين كه الگوهاي عقيدتي، رفتاري و گرايشهاي مورد ترويج بايد در اين سه الگو مورد تطبيق و ارزيابي باشند.
۵- هشدار درباره تقليد و تحجر
در پايان سخنان آيتالله العظمي خامنهاي، يكي از موضوعات بسيار مهم، اخطار شديد درباره كندروي و تندروي در زمينه توجه به سبك زندگي اسلامي بود. ايشان صراحتاً اعلام كردند كه مقصود ايشان و همه دلسوزان كشور از طرح سبك زندگي اسلامي ضرورتاً «غربستيزي» نيست و به همين دليل در عين اينكه بايد از تقليد و اطاعت كوركورانه از هنجارهاي غربي به بهانه كارآمدي و توسعهاي بودن دوري كرد، بايد مواظب بود كه خطر تحجر و واپسگرايي و به ويژه ورود غيرعلمي و نامناسب به مباحث علمي و بيتوجهي به دستاوردهاي علمي غرب به ويژه در حوزه علوم انساني گريبانگير حوزههاي فكري و فرهنگي جامعه نشود و به بهانه اينكه ما در تعارض با برخي از مواضع فرهنگي غرب هستيم، منكر فكر و تجربه و روشهاي علمي درست و دستاوردهاي آن شويم.