کد خبر: 490650
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۹
معاون اجتماعي ناجا در گفت وگو با «جوان» از پيگيري استانداردسازي رفتار پليس مي‌گويد
حامد حسين‌عسكري
احساس خاص ما آدم‌ها نسبت به «پليس» فقط مخصوص دوران كودكي‌مان نيست كه در بازي «دزد و پليس»، عاشق نقش دومي بوديم و بر سر آن با هم دعوا مي‌كرديم؛ وقتي هم كه بزرگ مي‌شويم، با ديدن پليس در كوچه و خيابان و رسانه و هرجاي ديگر، احساس دوگانه‌اي شبيه «بيم و اميد» پيدا مي‌كنيم، حال و هوايي كه يك طرف آن، احساس احترام و تكيه و اعتماد نسبت به كساني است كه آموزگار نظم و امنيت هستند و امين جامعه و طرف ديگر آن هم، بيم از برخي آفت‌هاست كه ممكن است دامن هركسي را با هر لباس و منصبي بگيرد، اما اگر دامنگير «سبزپوشان شب‌بيدار» شود، زهر آن بيشتر از هر زمان ديگري كام مردم را تلخ مي‌كند؛ آن هم مردمي كه در ايران زندگي مي‌كنند.
 
كشوري با تاريخ و تمدني كهن كه مردمانش از ۳۳ سال پيش، طرحي نو در تاريخ زندگي خود درانداختند و باقي ماندن «اسلام» را در پستوها و روي تاقچه‌ها تاب نياوردند و با دادن جان و مال خود، «اسلام» را ملاك و معيار نظام سياسي و اجتماعي خود قرار دادند. حالا در چنين جامعه‌اي كه قرار است، اسلام و مسلماني و خداترسي شاه‌بيت زندگي و مرام مردم باشد، وقتي از «پليس» و شخصيت آن صحبت مي‌كنيم، شرايط و اوضاع و احوال با همه دنيا تفاوت پيدا مي‌كند؛ اينجا ديگر صحبت از پليس فدرال امريكا و پليس مخوف آلمان و... نيست، اينجا حرف از «پليس مسلمان» يا همان «پليس در تراز جمهوري اسلامي» است؛ يعني فرزندان خود مردم مسلمان ايران كه قرار است حافظ نظم و امنيت آنها باشند. براي بررسي و تشريح ويژگي‌هاي شخصيتي و رفتاري پليس مسلمان و آفت‌هاي پيش روي آن، با «سردار بهمن كارگر»، معاون اجتماعي نيروي انتظامي به گفت‌وگو نشستيم؛ سردار سبزپوش ناجا كه به تازگي با حفظ سمت، «رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس» نيز شده است، در اين گفت‌‌وگو به جاي تعبير «مسلمان» براي يك پليس مطلوب، تعبير ديگري را پيشنهاد داد كه در نوع خودش جالب بود. جالب‌تر و خواندني‌تر اينكه، صادقانه از آفت‌هايي گفت كه شايد همين حالا هم بر سر راه او و هر فرمانده ارشد ديگري باشد و فقط مردهاي ميدان هستند كه پشت اين ديوهاي خطرناك را به خاك مي‌رسانند. سردار كارگر در اين گفت و شنود، گريزي هم به گشت ارشاد و حرف و حديث‌هاي آن و فتنه ۸۸ و كارنامه پليس در مقابله با آن زد كه شنيدن و خواندنش خالي از لطف نيست. 


سردار! از نظر شما «پليس مسلمان» به چه كسي مي‌گويند؟ 

به نظر من، بهتر است بگوييم، «پليسي كه شايسته نظام جمهوري اسلامي باشد» كيست؟ يعني، بايد از اين موضوع كه يك پليس، «مسلمان» باشد عبور كنيم و به اين مقوله جامع‌تر و گوياتر برسيم كه شخصيت پليس، بايد معرف نظام جمهوري اسلامي باشد. 

منظورتان از اين عبارت چيست؟! 

پليس به صورت شبانه‌روزي با مردم سر و كار دارد و وظيفه‌اش هم استقرار «نظم و امنيت» در جامعه است و قرار است كه حامي مردم باشد؛ اين نكته، براي پليس يك سرمايه است. يكي از مسائلي كه ما در نيروي انتظامي نسبت به آن دقت مي‌كنيم و امسال هم به عنوان شعار سال ناجا در نظر گرفته‌ايم، مقوله «سرمايه اجتماعي» است كه بر اساس آن، شعار «سرمايه اجتماعي؛ اساس اقتدار ما» را طراحي كرده‌ايم تا نشان دهيم كه به دنبال ايجاد سرمايه اجتماعي و گسترش آن هستيم؛ اين سرمايه حاصل نمي‌شود، مگر از طريق ارتباط با مردم؛ يعني بايد با مردم ارتباط داشته باشيم و اعتماد آنها را جلب كنيم و در مرحله بالاتر، حس مشاركت را در آنان ايجاد كنيم؛ بنابراين، مي‌توانيم بگوييم كه «مردم» سرمايه پليس هستند و با توجه به اينكه نظام سياسي ما هم برآمده از رأي مردم و يك حكومت مردمي است، بنابراين شخصيت نيروي پليس بايد شايسته چنين نظام و حكومتي باشد.
ابتداي امسال در ديداري كه با مقام معظم رهبري داشتيم، ايشان تأكيد كردند شاخص كاري پليس، بايد رضايت مردم باشد و رضايت مردم هم زمينه‌ساز رضايت الهي است. 

رضايت مردم با اجراي قانون به دست مي‌آيد. در رابطه با پليس، سه موضوع «مشروعيت، مقبوليت و محبوبيت» را مطرح مي‌كنند؛ پليس ما در حال حاضر مشروعيت و مقبوليت را دارد، ما الان بايد به دنبال افزايش محبوبيت آن باشيم، اگر اين محبوبيت حاصل شود، مشاركت مردم نيز جلب مي‌شود، يعني مردم خودشان پليس خودشان مي‌شوند؛ البته الان هم خيلي از تخلفات توسط خود مردم به ناجا گزارش مي‌شود؛ اين مسئله نشانه آن است كه مردم به پليس اعتماد دارند. 

بسيار خب! اگر به اين نتيجه برسيم كه بايد موضوع «پليس در تراز جمهوري اسلامي» را دنبال كنيم، حالا چنين پليسي چطور شناخته مي‌شود؟ 

براي تعريف شاخص‌ها و ويژگي‌هاي پليسي كه در تراز جمهوري اسلامي باشد، ما امسال در معاونت اجتماعي ناجا يك دكترين (مجموعه قواعد و اصولي كه اعتقاد به آنها جامعه‌محوري را به دنبال دارد) تعريف كرده‌ايم كه در آن، ۱۰ اصل مهم براي كاركنان نيروي انتظامي قيد شده كه مهم‌ترين آنها، «خدامحوري، دين‌محوري و ولايت‌محوري» است؛ يعني نيروي پليس در جمهوري اسلامي بايد نماد «رحمت» و در عين حال «اقتدار» نظام ولايي باشد و در افكار عمومي نيز، زيبندگي يك پليس ولايي را داشته باشد. «مردمي بودن و جامعه‌محوري» هم از ديگر اصولي است كه در اين دكترين براي پليس شايسته جمهوري اسلامي ضروري عنوان شده است. 

سردار! قدري شفاف‌تر توضيح بدهيد؛ منظورتان از «جامعه‌محور بودن» يك نيروي پليس چيست؟! چون به نظر مي‌آيد كه اين عبارت خيلي «كلي و مبهم» است و معلوم نيست كه واقعاً چه فايده‌اي به حال مردم و پليس دارد! 

وقتي مي‌گوييم وظيفه پليس حفظ «نظم و امنيت» مردم است، بايد اين نكته را هم بدانيم كه «امنيت» يك مسئله اجتماعي و همگاني است كه بر اساس آموزه‌هاي ديني، مسلمانان همگي بايد در ايجاد و حفظ آن نقش داشته باشند؛ اين نقش‌آفريني عمومي، به شرطي محقق مي‌شود كه پليس ما «جامعه‌محور» باشد، يعني مقبوليت اجتماعي داشته باشد؛ اگر مردم پليس را نپذيرند و او را از خودشان ندانند، قطعاً از حمايت و همدلي آنها خبري نخواهد بود و در اين صورت هم، دچار مشكل مي‌شويم! پليس ما بايد باور كند كه مردم بر او نظارت دارند و تمام حركات او را با دقت زير نظر دارند.
پليس شايسته نظام جمهوري اسلامي كه مي‌گوييم بايد جامعه‌محور باشد، بايد دقت كند كه مسائل اجتماعي را «امنيتي» نكند؛ يعني، در حل مسائل و معضلات امنيتي از روش‌هاي اجتماعي و بدنه مردمي كمك بگيرد، نه اينكه براي رفع يك مسئله اجتماعي، دست به دامن روش‌هاي خشك و امنيتي شود؛ اين كار هم بايد با برآوردهاي دقيق اجتماعي كه پشتوانه علمي و مطالعاتي دارد، انجام شود. 

مثلاً، معضلي مانند «اعتياد» را در نظر بگيريد؛ پليسي كه باهوش و جامعه‌محور است، مي‌آيد و وضعيت فعلي چنين پديده‌اي را در جامعه به دقت رصد مي‌كند و وارد فاز «پيشگيري اجتماعي» و سپس «پيش‌بيني اجتماعي» براي مراحل بعدي اين پديده مي‌شود، يعني الان ديگر بايد از مقوله پيشگيري اجتماعي عبور كنيم و به مرحله پيش‌بيني اجتماعي و انتظامي برسيم، يعني بايد بدانيم كه مثلاً در پنج سال آينده با چه تهديدات فرهنگي و اجتماعي مواجهيم. وقتي مجموعه اين نكات و شاخص‌ها با هم محقق مي‌شود، به پليس شايسته و بايسته نظام جمهوري اسلامي مي‌رسيم؛ چنين پليسي، براي مردم قابل اعتماد و اطمينان است. 

نكته ديگري كه بايد به آن توجه كنيم، تأثير مسائل سخت‌افزاري بر نوع عملكرد پليس و رضايت مردم است؛ در اين رابطه، پليس بايد از مدرن‌ترين تجهيزات روز برخوردار باشد تا توان بازدارندگي داشته باشد و مردم نيز با ديدن او در خيابان، احساس امنيت (آرامش) كنند؛ احساس امنيت، خيلي مهم‌تر از خود امنيت است، وجود اين احساس در ميان مردم به عوامل مختلفي مثل تجهيزات پليس، گفتمان غالب در ناجا و فضاي رسانه‌ها برمي‌گردد، دقيقاً به همين خاطر بود كه ما شعار سال قبل نيروي انتظامي را «سهم من در امنيت و آرامش» انتخاب كرديم تا به اين نكته تأكيد كنيم كه وقتي امنيت وجود دارد، مردم بايد بودن آن را احساس كنند تا به آرامش برسند؛ در واقع، همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، امنيت در سه بعد «اجتماعي، اخلاقي و رواني» بايد با هم محقق شود. 

به نظر شما، الان پليس ما در چه شرايطي قرار دارد؟ چقدر با شاخص‌هاي «پليس تراز جمهوري اسلامي» فاصله دارد؟ 

پليس ما الان در اين مسير قرار دارد و وارد اين عرصه شده است؛ در دهه اخير، رويكرد پليس ما «جامعه‌محور» بوده و از «پليس تهديدمحور» عبور كرده است؛ در حالي كه، قبل از انقلاب پليس را فقط تهديدمحور بار آورده بودند، چون مردم را تهديد مي‌دانستند، اما پليس جمهوري اسلامي مردم را فرصت مي‌داند.
البته بايد توجه داشته باشيد كه اقتضائات زماني هم در تحقق اين شاخص‌ها نقش دارد، يعني چون پليس با مردم سر و كار دارد، مجبور است براي حفظ نظم و امنيت آنها كارهايي بكند كه شايد تأثير ديگري داشته باشد، مثل اعمال قانون در پليس راهور و جمع‌آوري موتورسيكلت‌ها؛ پليس اين كارها را براي حفظ نظم و امنيت انجام مي‌دهد، اما بالاخره اين اتفاقات تأثير رواني خاصي در بخش‌هايي از جامعه دارد كه ممكن است نگاه خاصي را متوجه پليس كند، ولي به رغم همه اين مسائل، با اندازه‌گيري‌هايي كه ما طي شش سال گذشته داشته‌ايم، احساس بروز جرم در جامعه از نگاه مردم رو به كاهش بوده و در مقابل، احساس امنيت در نگاه آنان افزايش داشته است؛ اين در حالي است كه احساس ناامني خيلي سريع در جامعه رشد مي‌كند ولي رشد احساس امنيت خيلي كند است. 

شما معتقديد كه پليس ما الان در مسير دستيابي به شاخص‌هاي «پليس شايسته جمهوري اسلامي» قرار دارد؛ بدون تعارف بگوييد كه دقيقاً در كجاي اين مسير قرار دارد؟! چون كسي كه قدم اول را برداشته، در مسير اهداف و آرمان‌ها قرار دارد و كسي كه قدم آخر را برداشته، او هم در اين مسير قرار داد، اما مسلم است كه اين دو خيلي با هم تفاوت دارند! 

پليس ما الان در نيمه اين راه قرار دارد؛ يعني، براي كسب ملاك‌ها و معيارهاي پليس در تراز جمهوري اسلامي، موفقيت‌هاي زيادي داشته و نيمي از راه را رفته است، اما همچنان جاي كار و تلاش دارد تا به نقطه مطلوب برسد. 

سردار! مي‌دانيد يكي از بلاهايي كه ممكن است دامنگير كارمندان دولت ‌شود و مأموران ناجا هم از تهديد آن در امان نيستند، «رشوه» است؛ به نظر شما، پليس شايسته جمهوري اسلامي، چطور بايد با اين پديده مواجه ‌شود؟ 

خب، طبيعي است كه به شدت با اين آفت (رشوه) برخورد مي‌كند! جاي ترديد نيست! البته توجه داشته باشيد كه در گذشته، موضوع رشوه بيشتر از جانب پليس مطرح مي‌شد، اما امروز رد پيشنهاد رشوه از طرف پليس به شدت بيشتر شده است؛ يعني شأن كاركنان ناجا تغيير كرده و شكايت‌هايي كه الان مي‌شود، به ندرت بابت رشوه است. 

با اين حساب، شكايت‌هاي مردم بيشتر بابت چه چيزي است؟ 

الان بيشتر انتقادات وارده از طرف مردم، از رفتار نيروهاي پليس است كه ما هم به خاطر همين مسئله، به دنبال استانداردسازي رفتارهاي پليس هستيم. 

خودتان فكر مي‌كنيد علت بدرفتاري برخي از نيروهاي پليس چيست كه تبديل به عامل اصلي شكايت‌ها شده است؟ 

شايد يكي از دلايل اين مشكل، كمبود تجهيزات تخصصي پليس باشد كه تأثير قابل ملاحظه‌اي در انجام سريع و درست وظايفش دارد؛ مثلاً ممكن است در يك مورد اعلام سرقت، پليس خيلي سريع سر صحنه حاضر شود و بررسي‌هايش را شروع كند، اما به خاطر نداشتن برخي تجهيزات و ابزارهاي خاص، نوع كار و رفتارش آنطور كه مدنظر مردم است، نباشد و مثلاً تندي بكند، در حالي كه پليس نبايد سختي و خستگي كار را بروز دهد؛ البته ما داريم روي اين مسائل هم كار مي‌كنيم تا آن را درست كنيم.
اگر رفتار مناسب با مردم در نيروهاي پليس نهادينه شود و حتي در مواقع لازم از مردم عذرخواهي هم بشود، خيلي در نگاه مردم تأثير مثبت خواهد داشت؛ مثلاً در اجلاس غيرمتعهدها كه شهريور ماه در تهران برگزار شد و پايتخت پنج روز تعطيل بود، انصافاً پليس رفتار خيلي خوبي با مردم داشت؛ طوري كه «تشكر از مردم» به خاطر همراهي و همكاري آنها و «عذرخواهي از مردم» به خاطر سختي‌ها و كاستي‌ها در بين كاركنان باب شد؛ به اين شكل كه در اكثر نقاط فعاليت پليس، بنر نصب كرديم و از همكاري مردم تشكر كرديم، اين كار باعث شد كه كاركنان هم اين روش را واقعاً ياد گرفتند. مثال ديگر هم به فتنه ۸۸ برمي‌گردد؛ پليس در مواجهه با فتنه ۸۸ واقعاً درخشيد، يعني به رغم همه فشارهايي كه بر ما بود، حتي يك مأمور هم نداشتيم كه درانجام مأموريت خود ترديد كند! 

مردم چه واكنشي در مقابل رفتار پليس نشان مي‌دادند؟! 

مردم خيلي فهيم هستند و شرايط خاص را درك مي‌كنند؛ در همان درگيري‌ها و برخوردهايي كه پيش مي‌آمد، اگر جاهايي اعتراض بحقي نسبت به نوع رفتار پليس بود، سريع رسيدگي و ساماندهي مي‌شد، حتي موارد متعددي پيش مي‌آمد كه با وجود بازداشت‌ها، بعد از رفع سوءتفاهم و آزادي فرد بازداشت شده، از پليس تشكر هم مي‌كردند. 

سردار! يكي از اقدامات نيروي انتظامي كه نكات ريز اجتماعي و فرهنگي بيشتر در آن قابل بحث است، موضوع «گشت ارشاد» است كه به گفته پليس، براي ارتقاي امنيت اخلاقي انجام مي‌شود؛ صرفنظر از مخالفت‌ها و موافقت‌هاي صورت گرفته با اين طرح، خودتان چه نمره‌اي به رفتار پليس در گشت ارشاد مي‌دهيد؟ 

مردم بايد به گشت ارشاد نمره بدهند، ولي اگر قرار باشد من نمره بدهم، در اين حوزه به پليس ۱۷ مي‌دهم! سه نمره ديگر را هم نگه مي‌داريم كه اشكالات طرح را برطرف كنيم. 

سردار «۱۷»؟! شايد بعضي‌ها بگويند دست بالا نمره مي‌دهيد! 

نه! واقعاً دست بالا نگرفتم! ببينيد، من معاون اجتماعي ناجا هستم، اساساً معاونت اجتماعي را گذاشته‌اند كه از درون انتقاد كند و نيروي انتظامي را به چالش بكشد، نه اينكه از آن تعريف كند، نمره‌اي‌هم كه گفتم، بي‌حساب نبود؛ ما افكارسنجي مي‌كنيم و با نگاه رسانه‌اي و رصدي مسائل بين پليس و مردم را دنبال مي‌كنيم؛ الان هم با صراحت مي‌گويم كه در رابطه با گشت ارشاد، اگر حركت پليس و استقامت آن نبود، الان وضعيت خيلي بدتر از اين بود! البته از طرف ديگر هم نبايد وضعيت الان حجاب و عفاف را وخيم بدانيم، من معتقدم كه اين مسئله در كشور ما رو به بهبود بوده است! 

خيلي‌ها مخصوصاً از ميان علما و متدينين، بر عكس شما قضاوت مي‌كنند؛ شما چه استدلالي داريد كه وضعيت حجاب و عفاف در كشورمان رو به بهبود است؟! 

بهترين استدلال براي اين موضوع، توجه به نوع اقدامات دشمن در اين حوزه است؛ يعني مقايسه ميزان و نوع تهاجم‌ها با وضعيت موجود جامعه ما. وقتي بيش از ۵۰ كانال غيراخلاقي ماهواره‌اي دارند عليه ما كار مي‌كنند، نمي‌توانيم بگوييم وضعيت الان حجاب و عفاف وخيم است. 

صرفنظر از اين مسائل، تا به حال عملكرد پليس را در رابطه با «گشت ارشاد» ارزيابي كرده‌ايد؟ 

بله، قطعاً! ما مدام اندازه‌گيري و افكارسنجي عمومي داريم؛ در كنار اينها، رصد شبكه‌هاي خارجي و ماهواره‌ها و نوع نگاه و قضاوت آنها را هم به صورت مستمر انجام مي‌دهيم. ببينيد، ما الان در حال «جنگ نرم» هستيم، يعني جنگي كه درست مثل بمب شيميايي «خاموش و بي‌سر و صدا» عمل مي‌كند؛ در اين جنگ كسي موفق است كه «پيشگيري» و «پيش‌دستي» كند، ما هم در نيروي انتظامي و مخصوصاً در معاونت اجتماعي، در هر دو حوزه‌كار كرده‌ايم. به طور كلي، من معتقدم كه مجموعه نظام، در حوزه جنگ نرم موفق عمل كرده است، البته طبيعي است كه در اين جنگ هم مثل «جنگ سخت»، تلفاتي داشته‌ايم، اما برايند كلي كار موفقيت‌آميز بوده است؛ اگر در اين جنگ شكست قطعي داشتيم، الان در حوزه بيداري اسلامي نگاه ملت‌هاي منطقه به سمت جمهوري اسلامي نبود. 

سردار! شما به شاخص‌هاي رفتاري و شخصيتي پليس شايسته انقلاب و نظام ما و اين نكته كه مردم بر رفتار پليس نظارت دارند، اشاره كرديد؛ حالا اگر مردم به عنوان ناظران اصلي، رفتار و عملكرد يك نيروي پليس را نپسندند، حرفشان را به كجا بايد بگويند؟ 

تلفن نظارت همگاني ۱۹۷ بهترين راه براي اعلام نظر مردم است؛ در كنار آن، دفتر نظارت همگاني ناجا نيز در تمام شهرها مستقر است؛ حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي هم يكي از دستگاه‌هايي است كه با دريافت اخبار و اطلاعات، به تخلفات كاركنان رسيدگي مي‌كند. 

چقدر مطمئن هستيد كه به تماس‌ها و شكايت‌هاي مردمي رسيدگي مي‌شود؟! 

با يقين مي‌گويم كه ۱۰۰ درصد شكايت‌هايي كه مي‌آيد به همراه انتقادات و پيشنهادات وارده رسيدگي مي‌شود، ولي رضايتمندي مردم از رسيدگي‌ها بالاي ۹۵ درصد است. ما ارزيابي‌هايمان را به صورت روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه انجام مي‌دهيم و در تمام زمان‌بندي‌هايي كه موضوع رضايت مردم از رسيدگي‌ها را رصد كرده‌ايم، به اين عدد رسيده‌ايم. 

سردار! رضايت مردم از اصل رسيدگي ‌و اينكه كسي حرف آنها و درد دلشان را بشنود، خوب است؛ اما بررسي كرده‌ايد كه چند درصد آنها از «نتيجه رسيدگي‌ها» رضايت داشته‌اند؟! 

بله، من هم قبول دارم كه رضايت از نتيجه رسيدگي‌ها يك بحث جداگانه است اما اين موضوع «اصلي» نيست؛ يعني گاهي اوقات شرايطي پيش مي‌آيد كه مردم از مسئله‌اي ناراضي هستند و شكايت مي‌كنند، ولي وقتي كه بررسي مي‌كنيم، معلوم مي‌شود كه نارضايتي پيش آمده «برداشت مردم» از يك موضوع يا شرايط خاص بوده، در حاليكه در آن مسئله خاص، حق با مأمور ناجا بوده است، اما به طور كلي، ميزان رضايتمندي مردم از نتيجه رسيدگي‌ها، الان بالاي ۸۰ درصد است. 

اجازه بدهيد كمي خودماني‌تر سؤالي را از شما بپرسم؛ آيا تا به حال، به «سردار بهمن كارگر» پيشنهاد رشوه شده است؟! 

بله، تا دلتان بخواهد! مخصوصاً طي شش سالي كه رئيس سازمان وظيفه عمومي ناجا بودم، فراوان از اين پيشنهادها به من مي‌شد؛ پيشنهادهاي كلاني هم مي‌كردند! بالاخره شأن مديريتي ما را در نظر مي‌گرفتند و مبالغ خرد را مطرح نمي‌كردند! (مي‌خندد) 

خب، با اين پيشنهادها چطور مواجه مي‌شديد؟ اصلاً چه احساسي به شما دست مي‌داد؟! 

بالاخره ما بچه تهران هستيم ديگر! همان اول كار تا طرف شروع به صحبت مي‌كند، مي‌فهميم چه چيزي مي‌خواهد بگويد! درباره پيشنهادهايي هم كه به من مي‌شد، هدايتشان مي‌كردم! 

هدايتشان مي‌كرديد؟! چطوري؟! 

قابل هدايت‌ها را هدايت مي‌كرديم و با غيرقابل هدايت‌ها هم به شدت برخورد مي‌كرديم!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار