بيشتر از آن جهت كه مطبوعات درباره جزئيات جنايتي كه بر سر او آمد، اطلاعرساني كردند. خواستگاري سمج پس از آنكه با مخالفت او روبهرو شد، در كمال بيصفتي به صورتش اسيد پاشيد. او در اوج جواني صاحب چهرهاي متلاشي شده و هولناك شد. چهرهاي كه تمام آرزوهاي اين دختر را بر باد داد. دادگاه رأي به قصاص داد. ثمره قصاص حداقل كوري چشم مرد اسيدپاش بود. اما آمنه او را بخشيد در لحظهاي كه مرد اسيدپاش گريان به پاي او افتاده و فرياد ميكشيد. مرد اسيدپاش قرار به پرداخت ديهاي شد كه شايد يك دهم هزينههاي درمان او را نيز تأمين نميكرد.
دردسرتان ندهم. به تازگي خبر رسيده كه «مجيد»- مرد اسيدپاش- آزاد شده است، با سپردن وثيقه او پس از اعلام بخشش شاكي، از پرداخت ديه سرباز زد. اما از جنبه عمومي جرم به ده سال زندان محكوم شد. شش ماه به دليل تمكين به رأي از اين ده سال كم شد. يك سوم باقيمانده در عيد فطر امسال مشمول عفو شده و مابقي را در سالهاي قبل گذرانده بوده است. او به ۵/۴ سال تبعيد نيز محكوم شده بود اما فعلاً با وثيقه آزاد است. پنج سال پيش ديه آمنه ۱۲۸ ميليون تومان مقرر شد. مجيد بعد از بخشش پذيرفته بود ۵۰ ميليون آن را بدهد و هيچ پولي نداده و حالا هم كه آزاد شده است. باري هدفم از نقل اين حكايت، توجه دادن قانونگذار و مسئولان قوه قضائيه، نه به اين پرونده خاص كه به اين جنايت هولناك رو به گسترش است. جانيان چنين پروندههايي چطور مشمول عفو، ميشوند؟ نظر به جديد بودن و آثار بسيار مخرب اين جنايت كه گاه آثار آن بياغراق از مرگ براي قرباني و اطرافيانش آزاردهندهتر است، قانونگذار بايد، سزايي متناسب با آن پيشبيني كند.
در پرونده ديگري كه به تازگي در اين باره خواندم، در سايتهاي خبري آمده بود، مردي معتاد كه زن و دختر خردسالش را در اوج فقر و آزار و تنبيه بدني، رها كرده و حتي وسايل خانه را فروخته و صرف اعتيادش ميكرده، پس از تهديد زن به جدايي، شبانه و در خواب به چهره زن و دختر پنج سالهاش اسيد ميپاشد. زن ادعا كرده بود، وي نيز با وثيقه آزاد شده و مرتب خودش و برادرش آنها را تهديد ميكنند كه شكايتشان را پس بگيرند و گرنه دوباره همين بلا را بر سرشان آورده و اين بار هر دو را ميكشند!
بايد عكسهاي مربوط به خانه مخروبه و فقر هولناك و چهرههاي متلاشي اين مادر و دختر بدبخت را ميديديد! به نظر شما آن دختر پنج ساله با آن قيافه و عذاب اليمي كه كشيده است و مادرش بدبختتر از او، چه سرنوشتي خواهند داشت؟ آيا براي چنين جنايتي، چند سال زندان كافي است؟ كدام ديه ميتواند اين چنين جنايت وحشتناكي را براي قرباني جبران كند؟ آيا اين مجازاتهاي سبك با مجرمان تبهكار و جاني بالفطرهاي كه به صورت انساني بيگناه و حتي زن و دختر خود اسيد پاشيده و آنها را از هستي ساقط ميكنند، سبب نميشود تا چنين جنايتي شيوع يابد و مجرمان از ارتكاب آن نترسند؟ آقاي اژهاي! شما را به خدا كاري كنيد قوانين مربوط به اين جرم وحشيانه، بنا به ضرورت به درستي تدوين شده و هر چه زودتر به مرحله اجرا درآيد تا شاهد اين فجايع غيرانساني در اين مملكت نباشيم. انشاءالله