
اين روزها كافي است نگاهي به كنداكتور تلويزيون به خصوص در روزهاي پاياني هفته بيندازيم تا با هجوم تلهفيلمهايي برخورد كنيم كه براي پخش در شبكههاي مختلف سيما در نظر گرفته شدهاند؛ فيلمهايي كه به رغم افزايش روزافزون تعدادشان، هر روز از كيفيتشان كاسته ميشود و در نهايت هم مشخص نميشود علت وجود اين همه تلهفيلمهاي تلويزيون كه نه بيننده چنداني دارند و نه در خاطر مخاطبانش باقي ميمانند، چيست؟
اينكه اولين تلهفيلم تلويزيون چه بود و چه زماني روي آنتن رفت، مشخص نيست اما به طور كلي سال ۷۴ را ميتوان مطلعي براي توليد تلهفيلم در تلويزيون كشورمان به حساب آورد. در اين سال فيلمي با نام «رابطه» با دوربين ويدئويي و به سفارش مخابرات ساخته شد، سپس به آنتن شبكه تهران رفت. سه سال پس از اين اتفاق اما ديگر خبري از توليد تلهفيلم نبود تا اينكه سال ۷۷ فيلم ويدئويي ديگري با موضوع اعتكاف ساخته شد. در اين سالها توليد تلهفيلم بر عهده نهاد خاصي نبود تا اينكه مركز سيما فيلم افتتاح شد و توليد تلهفيلم هم در شرح وظايف آن قرار گرفت.
چرا تلهفيلم زياد شد؟ يكي از مهمترين دلايلي كه از سال ۷۷ به بعد موج توليد تلهفيلم در تلويزيون ايجاد شد، اين بود كه در اين سالها برنامهريزان صدا و سيما ديگر كمتر فيلمي از سينماي خارجي را پيدا ميكردند كه بر اساس مميزيهاي تلويزيون قابل پخش باشد. ظاهر نامناسب بازيگران سينما و موضوعات خاص فيلمهاي امريكايي آن روزگار باعث شد كه احتمال پخش آنها در صدا و سيما هر روز كمتر از روز گذشته باشد. از سوي ديگر فيلمهاي اكران شده در سينماهاي كشور خودمان در آن سالها به رغم سالهاي پيش از آن، به گونهاي بودند كه قابليت پخش در تلويزيون را نداشتند، همچنين با افزايش شبكههاي تلويزيوني از يك طرف و ايجاد لزوم پخش تلهفيلمهاي مناسبتي از طرف ديگر تغييراتي در رويه صدا و سيماييها به وجود آمد. اين رويدادها در كنار هم سبب شد كه مسئولان وقت تلويزيون به فكر آلترناتيوي باشند كه بتوانند از طريق آن زمان پخش فيلم سينمايي را پر كنند. اين شد كه در ابتدا سيمافيلم اقدام به توليد سالانه چند تلهفيلم كرد و پس از دو سال ساخت تلهفيلمها بر عهده خود شبكههاي تلويزيوني قرار گرفت. اين روند در سالهاي دهه ۸۰ با گستردگي بيشتر ادامه پيدا كرد و تلهفيلمهايي كه در رسانه ملي هنوز هم با نام فيلم سينمايي از آنها نام برده ميشوند، در قالب توليدات ۹۰ دقيقهاي براي آنتن شبكههاي تلويزيوني آماده شدند.
در كنار تغييراتي كه در روند توليد تلهفيلم در تلويزيون افتاد، مسئولان اين رسانه بودجهاي كه پيش از اين صرف خريد فيلمهاي سينمايي خارجي و سپس دوبله و پخش آنها ميكردند، به توليد فيلمها اختصاص دادند. اين اتفاق باعث شد توليد تلهفيلم به ممر درآمد براي برخي فيلمسازان دربيايد تا در زمان فراغت از پروژههاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني با دريافت بودجهها، تلهفيلمي را هم بسازند.
توليد ۲۰۰ تلهفيلم در سال!
بر اساس آخرين آمارها سالانه حدود ۲۰۰ تلهفيلم در رسانه ملي توليد و پخش ميشود كه اگر اين عدد را در كنار تعداد روزهاي سال بگذاريم، براي هر يك روز در ميان يك تلهفيلم براي پخش داريم. اين در حالي است كه اگر از مخاطبان در خصوص تلهفيلمهاي پخش شده تلويزيوني بپرسيم، متأسفانه هيچ خاطرهاي از اين فيلمها در خاطر مردم باقي نميماند و حتي در مدت زمان پخش آن نيز بينندگان از تماشاي آنها لذت نميبرند.
بودجه تلهفيلمها بودجه ساخت هر تلهفيلم به صور متوسط ميان ۱۰۰ تا ۱۵۰ ميليون است كه با توجه به عوامل كار متفاوت است. اين در حالي است كه اين روزها با توجه به نرخ تورم ساخت يك فيلم سينمايي كمتر از يك ميليارد تومان نميشود، به همين دليل فيلمساز اگر بخواهد تلهفيلم را با عوامل حرفهاي بسازد، خرجش بسيار بيشتر از دخلي كه در اختيار دارد ميشود و اين باعث شده كه فيلمسازان با كمترين هزينه تلهفيلمشان را توليد كنند. با توجه به چنين روندي انتظار كار خارقالعاده را هم نميتوان داشت و اين اتفاق شايد بيش از هر چيز منتج از رويكرد كمي تلويزيون در ساخت تلهفيلم است.
تلهفيلمسازي؛ آموزشگاه تازهكارها در ابتداي روند توليد تلهفيلمها، معمولاً اين پروژهها به فيلمسازان و كارگردانان نوپا سپرده ميشد و تازهواردهاي دنياي سينما با تلهفيلمسازي به نحوي مشق فيلم ساختن ميكردند. اين اتفاق در كنار استفاده از فيلمنامههاي سطحي باعث شده بود كه تلهفيلمها نتوانند از اقبال چنداني از سوي مخاطبان روبهرو شوند و به نحوي تنها براي پر كردن كنداكتور تلويزيون به آنتن بروند.
تلهفيلمسازي؛ حياط خلوت سينماييها براي درآمدزايي يكي از اتفاقهاي مثبتي كه در سالهاي اخير در عرصه تلهفيلمسازي افتاد، ورود كارگردانان بزرگ سينمايي به اين عرصه بود. به اين ترتيب ما گاه با تلهفيلمهايي روبهرو بوديم كه ساخته سينماگران معروف كشور بودند، اما متأسفانه اين آثار در مقابل هجمه تلهفيلمهاي سطح پايين به اندازهاي محدود بودند كه تجلي چنداني نداشتند و از آنجا كه ديد عمومي مردم نسبت به تلهفيلمها شكل گرفته بود، تلهفيلمهاي كارگردانان بزرگ هم در آتش سطحي بودن همانندهايشان ميسوخت.
بسازبفروشي در بازار تلهفيلمسازي يكي از آسيبهاي ديگر عرصه تلهفيلمسازي اين است كه معمولاً فيلمسازان زماني كه پاي توليد تلهفيلم به ميان ميآيد، دم دستيترين محصول را توليد ميكنند و در اين ميان تنها به اين فكر ميكنند كه با كاهش هزينههاي توليد، فيلمي بسازند و در اين بين مبلغ بيشتري برايشان باقي بماند. اين ميشود كه حاصل كار تلهفيلمها تلفيقي از فيلمنامه ضعيف و عوامل ضعيف با بودجهاي كم ميشود كه نه كسي تماشايشان ميكند و نه تأثيري بر مخاطب ميگذارند.
در پايان با توجه به اينكه ما با الگوي موفقي در تلهفيلمسازي مانند «روزهاي زندگي» روبهرو هستيم كه توانست جايزه بهترين فيلم جشنواره فجر را از آن خود كند، تلويزيون بايد با تغيير ديدگاه كيفي در ساخت اين محصولات بيش از آنكه به تعداد آنها بينديشد، بايد به كيفيت اين فيلمها بينديشد تا ما با حجم بالاي تلهفيلمهاي نازل و بيحاصل روبهرو نشويم.