
«حسين مرتضي» كه حين پوشش انفجارهاي دوگانه در دمشق از نزديك شاهد شهادت مايا ناصر، خبرنگار شبكه ايراني Press TV نيز بوده است، در فاصله كمتر از دو هفته قبل از وقوع اين حادثه نيز به دست تروريستها مجروح و به بيمارستان منتقل شده بود.
حسين مرتضي و مايا ناصر خبرنگاران شبكه العالم و Press TV بعد از وقوع انفجاري در يكي از خيابانهاي دمشق به رسم عادت در تهيه گزارشهاي جسورانه ميدانيشان به صحنه انفجار نزديك ميشوند اما ناگهان از بالاي ساختماني هدف گلوله يك تكتيرانداز قرار ميگيرند.
مرتضي از ناحيه پهلوي سمت راست زخمي ميشود و به زمين ميافتد. گلوله بعدي به گردن خبرنگار شبكه Press TV اصابت ميكند و او در دم در حالي كه آخرين لبخند بر چهرهاش نقش بسته است، جان ميسپارد.
به گفته حسين مرتضي، در آن لحظات بحراني ۱۰ دقيقه طول كشيد تا تكتيرانداز بالاي ساختمان مهار شود و آمبولانس و نيروهاي امدادي به كمكشان بشتابند. او چند هفته قبلتر هم دچار سانحه تيراندازي شده بود.
پيش خودت فكر ميكني كه اين بار بدون شك اعتراف خواهد كرد كه ديگر به صحنه جنگ و خشونت باز نخواهد گشت. هنوز گلوله گرينوف در ميان استخوانهايش جا خوش كرده و تا دو ماه ديگر هم از بدنش بيرون نميآيد اما وقتي پيش از پرسيدن سؤال، خودش ميگويد كه براي بازگشت به سوريه لحظه شماري ميكند، از تعجب خشكت ميزند؛ پيش خودت ميگويي بيدليل نيست كه به او لقب جسورترين خبرنگار العالم را دادهاند. حالا حسين مرتضي از سوريه به سوئيتي در بيمارستان لاله تهران منتقل شده است.
بدون شك براي خبرنگاري همچون او كه ثانيهها را با گذركردن از خط آتش دشمن و خبر خواندن در زير رگبار و گلولههاي تفنگ ميشمارد، خوابيدن و آرام گرفتن روي تخت بيمارستان تحملناپذير است و او اين روزهايش را با پيگيري اخبار شبكه العالم كه از ال سي دي مقابلش پخش ميشود، بيتوته ميكند. خودش به زبان فارسي دست و پا شكسته و آميخته به لهجه عربي ميگويد اولين خبري كه دوست دارد روي آنتن بگويد اين است: من هنوز هستم. گروههاي مسلح نميتوانند صداي من را خاموش كنند. اين مهمترين خبر است. دو سال از رياستش بر دفتر خبري شبكه «العالم» در سوريه ميگذرد. او پيشتر مدير برنامههاي سياسي شبكه العالم بوده است.
دو سال اقامت در سوريه و در جريان حوادث اين كشور بودن براي اظهار نظر درباره ميزان اثرگذاري اين شبكه خبري عرب زبان در كشوري چون سوريه كافي است. حسين مرتضي در اين باره به «جوان» ميگويد: در حال حاضر ميتوان گفت كه شبكه العالم شبكه اول خبري در سوريه است و اين مهم مديون گزارشهاي ميداني «العالم» است.
من اولين نفري بودم كه پا به ميدان گذاشتم و از حوادث سوريه گزارش ميداني تهيه كردم. روزهايي را به خاطر دارم كه براي تهيه گزارش ميداني به حمص رفتم و جز خودم خبرنگار هيچ رسانه ديگري حتي خبرنگاران تلويزيون سوريه هم در آنجا نبودند. اما من به نمايندگي از شبكه خبري «العالم» از نزديك بعضي از حوادث را لمس كردم و گزارشهاي ميداني براي شبكه تهيه كردم. به گفته حسين مرتضي، مردم سوريه به خاطر گزارشهاي ميداني و واقع «العالم» از حوادث اين كشور گرايش ويژهاي به خبرهاي شبكه «العالم» و گزارشهاي لحظه به لحظه او از ميدان جنگ دارند و اين در حالي است كه اخبار و گزارشهاي شبكههاي خبري ديگر معمولاً در دفاتر آنها خلاصه ميشود.
حسين مرتضي همچنين خاطر نشان ميكند: مردم سوريه تعامل زيادي با گروه خبري شبكه «العالم» دارند. اعتماد آنها به ما به عنوان نماينده رسانهاي شبكه «العالم» به نحوي است كه حتي وقتي خبري منتشر ميشود، با من تماس ميگيرند و صحت و سقم خبر را جويا ميشوند. حتي تلويزيون سوريه بسياري از اخبار خود را به نقل از «العالم» منتشر يا بعضاً از اخبار توليدي اين شبكه خبري استفاده ميكند.
از نظر جسورترين خبرنگار شبكه العالم، دشوارترين مقوله كار خبر در مناطق بحرانزدهاي چون سوريه، وجود نداشتن قوانيني در حمايت از اصحاب رسانه است. او ميگويد: خبر مجروح شدن من تقريباً در روزنامهها و رسانههاي مختلف منتشر شد؛ همچنين از نهادهاي بينالمللي حقوق بشر نيز تماس گرفتند و چند ساعتي درباره اين موضوع با من صحبت و اعلام همدردي كردند، اما متأسفانه در مناطق جنگي مقولهاي تحت عنوان حمايت از خبرنگار وجود ندارد.
خبرنگاران در جنگ سوريه لباس مشخصي به تن ميكنند و از روي لباس از شهروندان عادي و نظاميان متفاوت ميشوند، با اين حال ما به اين شكل هدف شليك مخالفين قرار گرفتيم. گروههاي مسلح نميخواهند صداي مخالف خود را بشنوند. در جنگ قانوني براي حمايت از خبرنگاران وجود ندارد و مسئولان گروههاي مسلح در شبكه هايي همچون شبكه «الصفا» در چند برنامه عليه شبكه «العالم» صحبت كرده بودند. خودشان ميگويند كه نظام دموكراتيك و آزاد ميخواهند اما متأسفانه حتي پذيراي يك كلمه از طرف گروه مخالف خود نيستند.
به گفته پزشكان، گرينوف تا دو ماه ديگر مهمان حسين مرتضي خواهد بود؛ اما گويا او قصد ندارد منتظر بيرون آمدن گلوله از بدنش باشد؛ چراكه سعي دارد هر چه زودتر باز هم روي پاهايش بايستد و به مكاني باز گردد كه تاكنون دو بار و با دو گلوله آتشين پذيرايش بودهاند.
با اين حال حسين مرتضي ، خبرنگار جنگ با چهرهاي مصمم و در عين حال رويي گشاده و خندان باري ديگر تأكيد ميكند كه نه تنها نميترسد، بلكه ثانيهها را براي بازگشت دوبارهاش به رسالت خبرنگاري يكي پس از ديگري ميشمارد.