
دستمايه قرار گرفتن اين موضوع اگرچه نشاندهنده دغدغه رسانهها و جامعه به يكي از فعالان فتنه ۸۸ است اما بايد اين برگشتن را با نگاهي دقيقتر و موشكافانهتر مورد بررسي قرار داد. اينكه چرا اين اتفاق پس از سه سال و تنها هشت ماه مانده به انتخابات ۹۲ افتاده است؟ مهدي هاشمي چه نقش مهمي را ميتواند در انتخابات سال آتي بازي كند؟ بازداشت مهدي و فائزه هاشمي چه كمكي به نقش انتخاباتي آقاي هاشمي ميكند؟ دستگيري اين دو نفر چه كمكي به پيشبرد پروسه مظلومنمايي اصلاحطلبان ميكند؟ اينها بخشي از سؤالاتي است كه حجتالاسلام موسي غضنفرآبادي، نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس و نماينده سه دوره مجلس شوراي اسلامي به آن پاسخ ميدهد.
تحركات اصلاحطلبان فراز و فرود بسياري را در هشت ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري تجربه ميكند و نشان ميدهد كه اين جريان سياسي هنوز به تصميمي مشخص براي نحوه ورود به عرصه انتخابات نرسيده است، ارزيابي شما از اين فعاليتهاي گسترده چيست؟
بعد از گذشت چندسال كه اصلاحطلبان از قدرت دور بودهاند الان بهترين فرصت ممكن است كه آنها به قدرت برسند و باز هم رداي رياست و مديريت كشور را برتن كنند با توجه به اينكه در اذهان جامعه منفور شدهاند به واسطه عملكرد منفي و نااميدكننده خود در انتخابات سال۸۸.
اصلاحطلبان منتظر هستند تا اگر انشقاقي بين اصولگرايان صورت گرفت به صورت واحد و با يك كانديدا در انتخابات حضور پيدا كنند. آنها از يك تاكتيك جدي براي حضور در صحنه رقابت و به تبع آن پيروزي در انتخابات استفاده ميكنند و آن متوسل شدن و تمسك جستن به برخي از چهرههاي باسابقه انقلاب است. اين جريان سياسي براي پيشبرد اين هدف تا الان به صورت گسترده دست به فعاليت زده است و تصميم دارد تا از چهرههاي درون نظام براي به ثمر نشستن اهداف خود استفاده كند.
نوع تلاشهاي اصلاحطلبان كداميك از گزينههاي تحريم، حضور گسترده با كانديداي مستقل و حضور مشروط با حمايت از يك كانديداي اصولگرا را نزديك به واقعيت ميداند؟
اگر شرايط براي اصلاحطلبان محقق شود قطعاً با يك كانديداي مستقل در صحنه رقابت حضور پيدا ميكنند و مردم و جامعه را هم با ابزارهاي خود تشويق و ترغيب به حضور در عرصه انتخابات ميكنند تا بلكه به همان هدف غايي خود كه كسب كرسي رياست جمهوري است برسند. اين اولين و اساسيترين هدف و استراتژي آنهاست و قطعاً در اين راه از هيچ تلاشي صرفنظر نميكنند.
يكي از لازمههاي اين كار اين است كه اصولگرايان به همگرايي لازم نرسند و با چند كانديداي متفاوت در عرصه انتخابات شركت كنند. اين موضوع اصلاحات را به اين هدف رهنمون ميسازد كه با يك كانديداي مشخص و مستقل بخت خود در سال۹۲ را براي رياست جمهوري بسنجند.
اگر سردرگمي فعلي اين جريان ادامه پيدا كند قطعاً آنها با يك كانديداي مشخص وارد كارزار نخواهند شد و با شكلي محتاطگونه و با حمايت از يك كانديداي اصولگرا كه ميتواند بخشي از مطالبات آنها را هم محقق كند وارد عرصه خواهند شد.
البته شرايط فعلي آنها نشان ميدهد كه آنها متمايل به اين هستند كه از يك كانديداي اصولگرا حمايت كنند و اينگونه به عرصه حاكميت برگردند. برخي از وابستگان به اين جريان سعي دارند خود را وارد جريان اصولگرا كنند و به منتسبين به اين جريان نزديك شوند تا بلكه اهداف خود را از اين طريق پيگيري كنند.
فعاليتها و نقش آقاي هاشمي را در اين پروژه چه ميدانيد. آيا ايشان را ميتوان جزء لاينفك اين طراحيها دانست؟
با توجه به اينكه آقاي هاشمي عملكرد مناسبي در طول سالهاي اخير از خود به جاي نگذاشته و ذهن جامعه نسبت به ايشان مخدوش شده قصد دارد اين ذهنيت را تغيير داده و شايد به نوعي خود را تطهير كند. آقاي هاشمي قطعاً نميتواند در مورد انتخابات و ورود اصلاحطلبان به عرصه بيتفاوت باشد و در اين راستا نقشي را شايد در حد ليدر و رهبر اين جريان حداقل در پشت پرده بازي ميكند البته برگشت مهدي هاشمي را هم ميتوان جزئي از اين پازل دانست به اين معنا كه حجم انتقادات جامعه و سياسيون اصولگرا با دستگيري و بازجويي مهدي به حداقل برسد. ميتوان گفت كه با دستگيري مهدي هاشمي ماهها قبل از انتخابات حالتي فرسايشي از موج تبليغات عليه آقاي هاشمي به عمل ميآورد و باعث ميشود چهره آقاي هاشمي در ماهها قبل از انتخابات۹۲ تطهير و ترميم شود.
فراخواني مهدي هاشمي در اين بستر زماني را بايد به خوبي بررسي كرد و پي برد كه ديگر اهداف اين جريان از اين كار در اين شرايط خاص چيست؟ بازداشت فائزه هاشمي و برگشتن و دستگيري مهدي هاشمي خود گوياي بسياري از نكات است، يكي از اين پيامها اين است كه ميخواهند پرونده مهدي و فائزه و بحثهاي اينچنيني براي انتخابات بسته شود و كولهبار اصلاحطلبان از بار سنگين اينگونه بحثها سبكتر شود.
آقاي هاشمي ميخواهد بدون اين دغدغهها و بحثها با فراغبال و به آساني در انتخابات حضوري محوري داشته باشد و با غروري خاص بگويد بچههاي من دستگير و زنداني شدند و من هم به خاطر نظام و اهداف و آرمانهاي آن حرفي نزدم.
نحوه رسيدگي به اتهامات آقاي مهدي هاشمي بايد چگونه باشد كه مطالبات جامعه پس از چندسال انتظار محقق شود؟
همانطور كه شما اشاره كرديد اتهاماتي متوجه مهدي هاشمي رفسنجاني است، مثلاً برخي متهمان حوادث پس از انتخابات اتهاماتي را نسبت به مهدي هاشمي مطرح كردهاند كه از دستگاه قضايي انتظار داريم قاطعانه به اين اتهامات رسيدگي كند.
البته صرف اينكه فردي نسبت به فرد ديگري موضوعي را مطرح كند، سند محسوب نميشود اما اظهارات افراد ميتواند به عنوان يك قرينه به همراه ديگر مستندات بررسي شود اما مجموعاً مهدي هاشمي بايد نسبت به اتهامات خود با توجه به كيفرخواستي كه دادگاه و نماينده مدعيالعموم تهيه ميكند، پاسخگو باشد.
بسياري از مردم و نمايندگان آنها در مجلس شوراي اسلامي معتقد بودند مهدي هاشمي بايد در بدو ورود به ايران بازداشت شود كه تقريباً اين اتفاق افتاد. به هر روي اگر اظهارات متهمان حوادث پس از انتخابات عليه مهدي هاشمي اثبات شود، وي قطعاً مجرم است در غير اين صورت او باز هم بايد نسبت به ديگر اتهاماتي كه متوجه وي شده، در دادگاه دفاعيه ارائه دهد كه در هر صورت، چه مهدي هاشمي مجرم باشد يا متهم، دستگاه قضايي بايد به اتهامات مطرح شده درباره وي طبق قانون رسيدگي كند.
نحوه اجراي حكم فائزه هاشمي را هم ميتوان مثبت ارزيابي كرد با توجه به اينكه وي دوران محكوميت خود را سپري ميكند؟
همانطور كه در مصاحبههاي قبلي خود ابراز كردهام، وعده آيتالله لاريجاني به عدم مماشات دستگاه قضايي با دانهدرشتها و آقازادهها با بازداشت فائزه هاشمي محقق شد كه اين اقدام براي جامعه ميتواند تأثيرات مثبتي داشته باشد.
وقتي مردم اجراي يكسان قانون براي همگان و عدم تبعيض را ميبينند، به مسئولان اميدوارتر ميشوند؛ آيتالله لاريجاني با تصميم خود براي برخورد با دانهدرشتها مردم را به دستگاه قضايي اميدوارتر كرد. نظام اسلامي تبعيض را برنميتابد، آقاي لاريجاني ثابت كرد كه هيچ فردي در نظام جمهوري اسلامي ايران حقي فراتر از قانون ندارد. بعد از فتنه۸۸ براي مردم سؤال مطرح بود كه چرا با برخي دانهدرشتها و آقازادهها برخورد نميشود.
اقدام دستگاه قضايي در بازداشت فائزه هاشمي رفسنجاني ديرهنگام صورت گرفت و جامعه و دلسوزان نظام زودتر از اينها منتظر رسيدگي و برخورد با وي بودهاند اما اين حركت قوه قضاييه شايسته تحسين است و انتظار ميرود رويه قوه قضاييه در برخورد با دانهدرشتها و آقازادههاي متخلف همچنان ادامه داشته باشد و تنها به اينجا ختم نشود. مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت ايران از اقدامات شجاعانه آيتالله لاريجاني و دستگاه قضايي حمايت خواهد كرد و اين را در آينده نزديك خواهيم ديد. البته عملكرد قوه قضاييه در موضوع اختلاس كه تأثيرات بدي روي جامعه هم داشت را هم بايد مورد توجه قرار داد.
مردم از قوه قضاييه درخواستي جز برخورد بدون اغماض با فساد بزرگ مالي نداشتند و دستگاه قضايي نيز با صدور حكم قاطعانه و منصفانه به مطالبه افكار عمومي پاسخ گفت.
در اين ماههاي اخير رسانههاي معاند و برخيها از داخل سعي داشتهاند هجمه و تخريب عليه قوه قضاييه را رقم بزنند و با اين كار اقدامات مثبت اين قوه را زير سؤال ببرند.
غولهاي رسانههاي ضدانقلاب قصد دارند مانع افزايش رضايت عمومي به دستگاه قضايي شوند و اقدام قاطع قوه قضاييه در صدور حكم اعدام براي چهار محكوم فساد بزرگ مالي موجب رضايتمندي بيشتر مردم از دستگاه قضايي شده است و اين براي دشمنان انقلاب اسلامي قابل تحمل نيست.
برخورد قاطع با محكومان فساد بزرگ مالي مرهون تدابير رئيس قوه قضاييه و دادستان كل كشور است و نظارت آقاي اژهاي بر پرونده فساد بزرگ مالي مردم را نسبت به آينده اين پرونده خوشبين كرده بود و اين را ميشد در سطح اجتماع از عموم مردم شنيد.
برخورد بدون اغماض قوه قضاييه با محكومان فساد بانكي اخير پيامي روشن به ديگر مفسدان اقتصادي دارد. مفسدان اقتصادي بايد بدانند، دستگاه قضايي در بحث فساد مالي اخير ثابت كرد كه ملاحظه هيچ مفسدي را نخواهد كرد.
مجلس شوراي اسلامي از تدابير حجتالاسلام اژهاي در پرونده فساد بزرگ مالي خرسند است و اقدام قاطع دستگاه قضايي را در فساد بانكي مناسب ارزيابي ميكند وبه سهم خود از اقدامات مثبت اين قوه تشكر ميكند.
پس بايد از اين پس منتظر نقش پررنگتر آقاي هاشمي در رهبري جريان اصلاحات باشيم؟
بله همينطور است. از اين به بعد بايد منتظر بيان مواضع معتدل آقاي هاشمي در جهت اهداف و آرمانهاي نظام باشيم، مواضعي كه تفاوت زيادي با رويكرد ايشان در سال۸۸ دارد مثلاً در حوزه سياست خارجي از فشارها و اتهامات نظام سلطه عليه كشورمان اعتراض و مخالفت كند. پرهيز از تنش و بيان مواضع راديكالي و خارج از چارچوب از جمله تاكتيكهايي است كه آقاي هاشمي اتخاذ خواهد كرد. هماهنگ شدن با مطالبات رهبري و جامعه و سعي در اينكه اصلاحطلبان را در درون نظام تعريف كند را هم ميتوان از اين اهداف برشمرد.
هاشمي ميخواهد از اين پس در نقش و قالب يك دلسوز نظام و همراه رهبري خود را نشان بدهد و هماهنگ با موج مردمي اعتماد و اطمينان جامعه را دوباره جلب كند.
دستگيري مهدي و فائزه تا چه حد براي اصلاحطلبان و شخص آقاي هاشمي در جهت دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده ميتواند مثبت و اميدآفرين باشد؟
اين دستگيريها قطعاً براي اين جريان و شخص آقاي هاشمي مثبت و ارزنده است. زماني كه اينها حكم صادره را سپري كنند و دوران محكوميت خود را طي كنند قطعاً فشار رواني از روي اصلاحطلبان و شخص آقاي هاشمي برداشته ميشود.
از اين ديد ميتوان اين دستگيريها را مثبت ارزيابي كرد، بالاخره اين موضوع از دستگير نشدن و موج انتقادات عليه اصلاحطلبان بهتر است.
ميزان تأثيرگذاري اين دستگيريها بر پيشبرد پروژه مظلومنمايي از سوي گروهها و رسانههاي اصلاحطلبان چقدر است؟
قطعاً اين قسمتي از اين پروژه است و در روزها و هفتههاي اخير با نگاه به رسانههاي اصلاحطلب و برخي از رسانههاي وابسته به آنها اين رويكرد موج ميزند. پس از فتنه ۸۸ منسوبين به اين جريان هميشه سعي داشتهاند كه از هر بستر و زماني براي مظلومنمايي استفاده كنند و اين يكي از بهترين فرصتها براي آنهاست.
تأثيراتي را هم روي جامعه گذاشته است؟
شايد در طول يكي دو ماه تأثير نگذارد اما پس از آن قطعاً روي بخشي از جامعه تأثير ميگذارد. البته مردم ما مردم هوشمند و آگاهي هستند و با اين گونه توطئهها اصل را رها نميكنند و تحت تأثير فضاي رواني قرار نميگيرند. تجربه به خوبي اين را اثبات كرده است.
با توجه به مباحث مطرح شده كانديداتوري شخص آقاي هاشمي را چقدر محتمل ميدانيد؟
بعيد ميدانم ايشان ديگر اين كار را انجام بدهند. شايد بخواهند با مطرح كردن آقاي هاشمي فضاي جامعه و ميزان اقبال آنها به اصلاحطلبان را تست كنند. طرح موضوع بيشتر به خاطر زمينهسازي براي موفقيت اصلاحطلبان است تا موارد ديگر.
برخي خبرها حاكي ازآن است كه آقاي موسوي لاري از طرف آقاي خاتمي مأمور رايزني با برخي از استانداران دولت اصلاحات جهت بررسي شرايط حضور در چهارمين دوره انتخابات شهر و روستا بوده.
دليل سرمايهگذاري اصلاحطلبان در اين انتخابات را چه ميدانيد؟
همانطور كه عرض كردم اين جريان تمام تلاش خود را براي بازگشت به حاكميت انجام ميدهد. به هرحال بايد از جايي شروع كنند و كجا بهتر از انتخابات شوراهاي شهر كه حساسيت كمتري از سوي گروهها و دستههاي سياسي روي آنهاست. اينها نشان ميدهد كه تا حدودي اين جريان پي بردهاند كه موفقيت در رياست جمهوري برايشان غيرممكن است و لازمه آن گام برداشتن در جهتهاي ديگر نظير موفقيت در انتخابات شوراي شهر و روستاست.
با توجه به تاكتيكهاي جريان اصلاحطلبي (كه به بخشي از آن شما اشاره كرديد) ميزان موفقيت اين جريان را در انتخابات چقدر محتمل ميدانيد؟
ميزان موفقيت اصلاحطلبان بستگي به چگونگي حضور اصولگرايان دارد به اين معنا كه اگر اصولگرايان اتحاد و انسجام خودشان را حفظ كنند موفق ميشوند و در غير اين صورت احتمال موفقيت اصلاحطلبان كم نيست. اگر اصولگرايان با برنامه و تئوري جلو بروند قطعاً اصلاحطلبان موفق نخواهند شد.
نبايد ناديده گرفت كه اصلاحات قبل از انتخابات خرداد ۸۸ با اصلاحات امروز متفاوت است چراكه آنها قبل از انتخابات شعارهاي ديگري ميدادند اما پس از انتخابات مشي خود را تغيير دادند.
اگرچه شعارهاي اصلاحطلبان، قبل از انتخابات توسط مردم پذيرفته شده باشد اما گروه موسوم به اصلاحطلب شعارها و خط مشي خود را پس از انتخابات تغيير داده و امروز بدون تغيير در منش و رويكرد خود امكان ادامه فعاليت ندارد چراكه مردم از اين گروه سياسي به خاطر عملكردشان در فتنه ۸۸ نفرت دارند.
البته ممكن است كه برخي از اصلاحطلبان هم نيتشان از اصلاحات درست باشد اما آنها هم نظر خود را اعلام نكردند و امروز گروه موسوم به اصلاحطلب مجبورند كه براي ادامه فعاليت سياسي تحت عناوين جديد و تعريف جديدي از اصلاحات در عرصه سياسي فعاليت كنند. گروه موسوم به اصلاحطلب در نگاه مردم به علت عملكرد آنها در فتنه ۸۸ نفرتآميز است و بايد گفت اصلاحطلبان معتقد به نظام ديگر نميتوانند با اين شرايط و با عنوان اصلاحات وارد انتخابات شوند، بلكه بايد تحت عنوان جديدي در اين عرصه فعاليت داشته باشند.
تجربه انتخابات رياستجمهوري دهم بايد اين درس را به ما بدهد كه اعتمادي به بازگشت اصلاحطلبان به عرصه سياسي كشور وجود ندارد.
به عنوان يك اصولگرا عرض ميكنم نبايد اصلاحطلبان را دست كم گرفت و تاكتيكها وحربههاي آنها را ساده انگاشت. بايد بترسيم كه همان اتفاقي كه اصولگراها در دهه ۷۰ سر جريان اصلاحطلبان آوردند برسر اصولگرايان نيايد.
ميزان موفقيتهاي اصولگرايان باتوجه به برنامهريزهاي گسترده جريان اصلاحات را چقدر ممكن ميدانيد؟
مانند گذشته، هدف دشمنان اين است كه تفرقه را در ردههاي پايينتر جريان اصولگرايي دامن زده و از اين طريق آن را به ردههاي بالا بكشانند.
هيچ اختلافي در آرمانها، ارزشها و اهداف در جريان اصولگرايي وجود ندارد و مكر دشمنان براي ايجاد تفرقه در ميان اصولگرايان نه تنها با شكست مواجه خواهد شد، بلكه اتحاد اصولگرايان را هم بيشتر خواهد كرد و روشن است كه ايجاد تفرقه بين اصولگرايان هدف اصلي جريان فتنه و گروه منحرف است.
تقريباً در تمام ادوار انتخابات رياست جمهوري پس از انقلاب تا به حال نتوانستهايم به اتحاد و وحدت كامل دست پيدا كنيم؛ گروههاي مختلف كانديداي خود را معرفي كردند و عده ديگر نيز تحت عنوان اصولگرايي، راست، چپ و غيره وارد صحنه ميشدند و در نهايت هم انتخابات تمام ميشد.
رسيدن به وحدت و معرفي يك كانديداي اصلح از ميان اصولگرايان براي انتخابات رياست جمهوري هم كار مردم را براي انتخاب راحتتر ميكند و هم اميدواري بين مردم ايجاد ميكند و بنابراين بايد به اين سو حركت كرد.
اختلافهاي زيادي ازدرون گروههاي اصولگرا در رسانهها مطرح ميشود. چه بخشي از اين اخبار واقعي است و آيا اين چنددستگي (در صورت وجود) ميتواند تأثيرات بدي را در جامعه و بدنه اصولگرايي به همراه داشته باشد؟
انشقاق و تفرقه در سطح بالا بر لايههاي پايين هم تأثير ميگذارد و به مردم ورود ميكند؛ اختلاف خوب نيست ولو اينكه طولاني مدت هم نباشد و نگراني و انشقاق ايجاد ميكند؛ همه گروههاي اصولگرا خود را ملزم بدانند كه حول محور يك نفر انسجام پيدا كنند و براي انتخابات رياست جمهوري وحدت داشته باشند.
الان خيالمان راحت است اما نبايد آسوده باشيم؛ كار انتخابات رياست جمهوري آسان نيست، هم اصلاحطلبان، هم جريان انحرافي حتماً دست به كار شده و ميشوند و وقتي ببينند كه اصولگرايان انشقاق دارند، عزمشان جزم ميشود و اين ضعف است.
وحدت در انتخابات رياست جمهوري يك ضرورت و ايجاب براي اصولگرايان است، مضاف بر اينكه طمع دشمنان هم وجود دارد و دشمن از اين انشقاق استفاده كرده و سنگ تمام ميگذارند.
درآستانه هر انتخاباتي برخي از افراد و گروهها خود را از ديگر گروههاي اصولگراتر ميدانند، چه مرجعي مسئول سنجش اعتقاد عملي اصولگرايان به آرمانهاي امام است؟
مهمترين شاخصه دلسوزان نظام براي اصولگرايي اثبات التزام عملي افراد به ولايت مطلقه فقيه، آرمانهاي امام(ره) و منويات رهبري است.
التزام عملي افراد بايد روشن و بدون هرگونه ابهام باشد، افرادي كه از اسم اصولگرايي استفاده ميكنند اما در واقع اصولگرا نيستند دچار نفاق هستند. اين افراد نبايد به مجلس آينده راه يابند چراكه اين افراد به اسم اصولگرايي وارد مجلس شدند اما از فتنه دفاع كردند.
تعريف ما از اصولگرايي منطبق با شاخصهاي جامعتين بوده و چتر اصولگرايي را طبق تعريف كميته داوري گسترده ميدانيم.
بحثهاي زيادي پيرامون حضور پررنگ دولت در انتخابات مطرح است. ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
با بيان اينكه رهبر معظم انقلاب نقاط قوت دولت را در خدمت شبانهروزي و بيمنت به مردم و كشور ميدانند و اين بسيار ارزشمند است. همه ملت ايران و دلسوزان انقلاب اسلامي انتظار دارند دولت آقاي احمدينژاد با حفظ روحيه خدمترساني، قوه مجريه را به رئيسجمهور يازدهم تحويل بدهد.
دولت دهم براي اينكه در خاطره ملت ايران به عنوان دولتي سختكوش، مردمي و انقلابي باقي بماند، چارهاي ندارد جز اينكه در مقابل حاشيهها خدمترساني به مردم را تسريع كند و هيچ توجهي به برخي حاشيهسازيها نكند.
روحيه انقلابيگري دولت دهم نه تنها براي ملت ايران بلكه براي ملتهاي مسلمان سراسر جهان خوشايند بوده و حتي ميتوان به جرئت گفت اين دولت محبوبيت خود را از طريق انقلابيگري كسب كرده است؛ لذا اگر قرار است در آينده از آن به نيكي ياد شود، بايد روحيهاي را كه مردم دوست دارند حفظ كند.
از دولت خواستار اين هستيم تا با همكاري و هماهنگي ساير قوا و كمك گرفتن از دلسوزان دولت، نسبت به اتمام پروژههاي نيمهكاره اقدام كرده و تا زمان تنفيذ رئيسجمهور يازدهم ذرهاي از خدمترساني به مردم عقبنشيني نكند.