
جايي كه در آن تحرك هنوز جريان دارد، جايي كه در آن معدود شب روان با هدفتر ميرانند. شبي كه در آن پليس و بيمارستان و پايانه تعطيلي ندارد.
كسي از راه ميآيد و كسي از راه ميرود، اما چون سكوت و خلوتي برقرار است، جريان خون اجتماع در آرامش بيشتري روانه ميشود و آدمها و چيزهايي كه در اين ساعات آرامش زمان و زمين در تب و تابند بيشتر به نظر ميآيند. اما با اين حال در وراي اين جامعه آرام و خفته، دنيايي انسان ساخته وجود دارد كه با خفتن آدمها در پرده شب، گويي تحرك بيشتري به خود ميگيرد و آدمها گاه در ميان بستر نيز در آن به سرعت باد از اين سوي گيتي به آن سوي ديگر روانه ميشوند. زندگي در دنياي مجازي گرچه در كشور ما سابقه كمتر ۲۰ ساله دارد اما در اين سالها جاي پشت بام تابستان و كرسي زمستان را براي تنهاييهاي شبانه پر كرده و شبنشيني به سبك اينترنت، گوشهاي از فرهنگ جهاني امروز ما را تشكيل داده است.
شناخت اين دنياي زيستي كه در آن رسانهها بيش از هر چيزي داراي نقش و اثرند، براي فهم كليت فرهنگ و تمدن بشري، امري لازم و بسيار با اهميت است. چه اينكه اين سبك زندگي به زودي با تسري به همه ابعاد زندگي باعث تغييرات ملموس و بعضاً نگرانكننده در فرهنگ عموم و سبك زندگي ميگردد.
زماني براي رهايي تمركز بحث اين مجال به نيمههاي شب متمركز بر رهايي جامعه در اين ساعات از تكاليف و برنامههاي عادي است و همين رهايي زماني در جلوهگاه فكري به بعد عملي نيز تسري پيدا ميكند، شخصيتي رها از همه اجبارهاي زيستي براي افراد شكل ميگيرد و اين شايد مهمترين جذابيت فضاي اينترنت براي افراد است.
در اينجا اينترنت به عنوان ابزار كار، بانك و وسيله ارسال و مراسلات يا ديگر كاركردهاي آن مطرح نيست، بلكه در ساعات نيمه شب ساحتي براي تشكيل يك جامعه فربه رها از همه قيدهاي اجبار است. در واقع انسان بدون هيچ محدوديتي در اين زمان ميتواند زن يا مرد باشد. ازدواج كرده باشد يا نه و حتي سن و سالي هم براي خودش انتخاب كند. فرهنگ دنياي مجازي هم بر همين اساس، آگاهانهتر از زمانهاي مشابه در دنياي واقعي است زيرا كاربر اينترنت قبل از ورود به آن همه چيز هويت جديدش را خودش انتخاب كرده است. او براي خود، هويتي ميسازد كه دروغ نيست، چون متناسب با ميل و كشش دروني اوست و واقعيت هم ندارد، چون ممكن است به خاطر آزادي بيشتر، برابر با هويت حقيقياش نباشد و به اين خاطر چه خوب نام اين زندگي، زندگي مجازي نهاده شده است. بررسي فضاي مجازي و كنش افراد در آن به ويژه در ساعات فراغت شب به اين دليل اهميت دارد كه افراد به دليل همين رهايي، خالصترين رفتارهاي خودشان را بروز ميدهند و ميتوان بر اين اساس خيلي خوب به اين معنا نزديك شد كه فرهنگ عمومي جوانان ما يعني دانش، گرايش و رفتار آنها به چه سمت و سويي ميرود.
بزرگراه شلوغ تنهايي در شهر تهران بزرگ، بزرگراه شهيد همت يكي از پرترددترين اتوبانهاي شهر است كه در نيمههاي شب هم از يك نقطه آن در هر دقيقه ۱۰، ۱۵ خودرو رد ميشود اما با اين حال تصور اين هم بسيار دشوار است كه در يك قالب وبلاگ فارسي مانند بلاگفا به تنهايي، حال آنكه در قالبهاي زياد ديگري مانند پرشين بلاگ، بلاگ اسكاي، ميهن بلاگ و... نيز خدمات وبلاگ فارسي ارائه ميشود، در ساعات انتهايي شب در هر دقيقه گاه بيش از ۱۰۰ وبلاگ به روز ميشوند. به فاصله يكي دو ثانيه كه در صفحه نخست اين بلاگر، صفحه را بهروزآوري ( رفرش) كنيد، متوجه ميشويد كه به چه سرعتي وبلاگهاي روزآمد شده تغيير ميكنند. ورود به يكي از اين وبلاگها، آغاز سفر در يكي از شخصيترين رسانههاي گروهي است. رسانهاي كه به قدر حوصله سازندهاش زيبا، پر امكانات و حتي چند رسانهاي است و به اندازه مهارتهاي ارتباطي صاحبش به جاهاي ديگر وصل شده است. در عين حال هويت مجازي هر يك از وبلاگنويسان، اجازه داده كه متناسب با دغدغههايشان به سمت و سويي كه ميخواهند بروند.
يكي از مشخصات ديگر رسانهاي دنياي وبلاگ نويسان، اظهار نظر يا كامنت گذاشتن است. در بررسيهاي جديدي كه در پاياننامههاي رسانهاي در خصوص وبلاگهاي فارسي در يك مقطع زماني صورت گرفته، تحقيقات بوم نگاري(ethnographic research) - و نه آماري- نشان ميدهد، اظهارنظرهايي كه براي هر مطلب صورت ميگيرد، ضرورتاً درباره همان مطلب نيست. بلكه گويي محاوره و مكالمهاي بين افراد با صاحب وبلاگ است و بنابر اين تقريباً هيچ ربطي به متن وبلاگ ندارد و اين نشان ميدهد كه عمدتاً مطالب وبلاگها خوانده نميشود و وبلاگنويس طبيعتاً در دنياي مجازي با خودش حرف ميزند.
دنيايي كه بايد مدام رصد شود وبلاگنويسي و حضور در سالنهاي چت به ويژه در ساعات پاياني شب، همانطوري كه در اين مجال مورد اشاره قرار گرفت، پشت صحنه واكنشهاي جامعه و به ويژه جوانان به زندگي و روزگار خود آنهاست و به همين دليل بررسي دقيق آنها روشي هوشمندانه براي رصد افكار عمومي جوانان و سليقههاي رسانهاي آنهاست. به عنوان مثال، يكي از اين بررسيها كه به مقدار زيادي جنبه روانشناسي و زيباييشناسي فرهنگي دارد، گرايشهاي بصري وبلاگ نويسان به قالبهاي مختلف است. نكته بسيار هشدار دهندهاي كه در دنياي اينترنت هر كسي را متأثر ميكند، توليد و عرضه قالبها و تمهاي وب به صورت رايگان از سوي اماكني نامعلوم است كه وبلاگهاي جوانان را بيش از پيش به سمت فضاهاي بصري سياه، خشن و بعضاً جنسي هدايت ميكند. يعني در اين فضاي مجازي بسيار ديده شده كه قالبهاي بسيار خشن و مهيج، با عكسهاي بعضا موهون يا به ظاهر عاشقانه به رايگان در اختيار افراد قرار داده ميشود.
زمينه ذهني اكثريت جوانان ما گرچه مذهبي است و نمايههايي از اين زمينه در قالب گرايش به خدا، اذكار مقدس و تبريك و تسليتهاي ديني را ميتوان در وبلاگهاي ايراني به فراواني ديد، با اين حال شيوع اپيدمي قالبهاي نامقدس رايگان عمدتاً وارداتي در دنياي وبلاگ، تضاد عجيبي را رقم زده كه بايد درباره آن به خوبي فكر كرد و درباره پيامدهاي فرهنگي آن- يعني تهاجم فرهنگي از راه قالب بلاگ- بسيار هوشيار بود. يكي ديگر از زمينههاي فرهنگي بزرگراه تنهايي دنياي مجازي براي افراد، استفاده از كدنويسيهايي است كه ميتواند رنگ، صدا و فيلم را در خدمت رسانه نوظهور قرار دهد.
شايد اين بزرگترين حسن وبلاگهاي فارسي است كه در مجموع اين صداهاي شاد و غمگين، عشق، موضوع اول نغمههاي ايراني است و در واقعيت هويت ذهني، هنوز جوان ايراني موسيقيهاي عمدتاً زيرزميني غيراخلاقي را نپذيرفته است.
در ميان موضوعات هم باز عشق، موضوع اول است و باز بررسي محتوايي تحليلها نيك نشان ميدهد كه چقدر جامعه ما در موضوع و حيطه عشق نيازمند اطلاعات درست و مشاورههاي ارزشمند است و به نحوي آحاد جامعه احساسي ما در اين زمينه، كاملاً بدون قالب و بدون ارزش به زيست عمدتاً زيرزميني خود ادامه ميدهد. البته با ادبياتي خاص كه حاصل شكستن قواعد اصلي ادبيات، كوتاه نگاري، تغيير رسم الخط به منظور جلب توجه بيشتر و بالاخره نمادها و نمايههاي نوظهوري است كه هر روز توسط همين وبلاگ نويسها اختراع ميشود يا توسط آدمهايي كه خيلي زودتر از ما به فكر كنترل فرهنگ وبلاگنويسان افتاده بودند به نحو كاملاً نفوذي القا ميگردد.
ما و زير پوست رسانه ويژگي اصلي وب تعاملي بودن آن است و اين وجدان رسانهاي است كه به شدت هوشمند شده و ميتواند در عين تأثيرپذيري از جامعه ما به جامعه ما در بلندمدت فرهنگ، ادبيات، سليقه، گرايش و فهمي تازه از دنياي مجازي و در نهايت دنياي حقيقي بدهد. واقعيت اين است كه تصميمسازان و برنامهريزان سايبري ما روشي جز فيلترينگ و مسابقه گذاشتن براي حضور در دنياي مجازي را برنگزيدهاند و اين دو متأسفانه از سادهترين عواملي است كه حالا مدتها جامعه نه از آن تأثير گرفته و نه به آن فكر ميكند.