
از «ژانگ ایمو» در چین به عنوان فیلمسازی بلندپرواز یاد ميشود که در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی با ساخت آثاری چون «جو دو» و «فانوس سرخ را بیاویز» توانست تحسین همگان را برانگیزد. ژانگ در سال ۲۰۰۰ میلادی نیز با فیلم «قهرمان» در گیشه سینماهای سرتاسر جهان توفانی به پا کرد. اگرچه المپیک چین و کارگردانی شدن مراسم افتتاحیه آن به دست «ژانگ ایمو» متأخر از مراسم افتتاحیه المپیک لندن و کارگردانی آن از سوی «دنی بویل» است اما افتتاحیه تماشایی بازیهای المپیک «بجینگ» در سال ۲۰۰۸ هنوز از یاد جهان نرفته و آن را به توانایی و قابلیت چینیها در تبلیغ تاریخ واقف ساخته است تا جایی که هنوز بزرگترین مبلغان تاریخ بر این میزان از قابلیت غبطه ميخورند. ژانگ و کارگردانی متبحرانه بازیهای المپیک چین همچنین ثابت کرد که دولت چین این کارگردان مشهور پرورشیافته از دل یک خانواده ناسیونالیسم چینی را که پیشتر به عنوان کارگردانی کینهتوز و خرابکار شناخته میشد، مورد تأیید خود قرار داده است.
«گلهای جنگ» آخرین اثر ژانگ نیز توانست طی هفتههاي گذشته سینماهای انگلیس را قبضه کند و به فروش قابل توجهی دست یابد. این فیلم با داستان حماسی قتلعام «نانجینگ» در سال ۱۹۳۷ با بودجهاي گزاف برابر با ۱۰۰ میلیون دلار ساخته شده است و در عین حال از حضور «کریستین بین» تکستاره سینمای هالیوود که این روزها با فیلم «بت من» در ردیف بازیگران درخشان و پرکار سینماست، بهره ميبرد. تقریباً نیمی از دیالوگهای فیلم «گلهای جنگ» به زبان انگلیسی است. تاکنون هیچ فیلم چینی به این اندازه خود را برای صفآرایی در عرصه رقابت جهانی در سطح سینمای هالیوود آماده نکرده و هیچ فیلم چینی نیز این چنین همچون «گلهای جنگ» با شکست سنگین در گیشههاي امريكا مواجه نشده است.
«گلهای جنگ» به رغم بودجه کلان در ساخت این فیلم، «کریستین بیل» و روابط عمومی که هزینههاي بسیاری را خرج تبلیغ فیلم کرده است، نتوانست در سینماهای امريكا به فروش خوبی دست پیدا کند. منتقدان در مواجهه با این فیلم به هیچ وجه روی خوبی از خود نشان ندادند: فیلم خیلی طولانی است، بیش از حد ملودرام است یا بیش از حد سبک وزن است. «بیل» مجبور به انکار این موضوع شده است که فیلم چینی «گلهای جنگ» یک فیلم تبلیغاتی است، اگرچه بودجه ساخت این فیلم از سوی دولت چین و تحت حمایت بانکهای دولتی این کشور تأمین شده است. با این حال فیلم پرهزینه «ژانگ» از نظر میزان اثرگذاری و موفقیتش به هیچ وجه هم سطح آثاری چون «شهر مرگ و زندگی» و نیز «لوچوان» دو فیلم محصول ۲۰۰۹ میلادی که هر دو به موضوع مشترک با آخرین اثر «ژانگ» ميپردازند، تلقی نمیشود. «گلهای جنگ» نماینده چین در بخش فیلمهای خارجی جشنواره فیلم اسکار ۲۰۱۲ بود اما نتوانست در این بخش نامزد دریافت این جایزه شود تا به جای آن «جدایی نادر از سیمین» ایران تندیس طلایی اسکار را از آن خود کند، هر چند ظاهراً این فیلم توانست رضایت جشنواره «گلدن گلوب» را جلب کرد. براساس گزارشها، آمار و شمار تماشاگران «گلهای جنگ» در سینماهای امريكا مأیوسکننده بوده است. در سال ۲۰۰۴ «قهرمان» ژانگ توانست به رتبه اول پرفروشترین فیلمها در سطح سینماهای امريكا دست پیدا کند و ۵۴ میلیون دلار بفروشد اما «گلهای جنگ» ژانگ تنها ۳۱۱ هزار دلار فروخته است. حوادث این فیلم در دسامبر ۱۹۳۷ و در «نانجینگ» و سپس در پایتخت چین اتفاق ميافتد و دورانی را به نمایش ميگذارد که طی آن سربازان ژاپنی، چین را تحت کنترل خود درآورده بودند. «کریستین بیل» نقش یک متصدی فاسد کفن و دفن را ایفا ميکند که باید همچون یک کشیش رفتار کرده و از کلیسای کاتولیکی که هم دختران صومعه و هم گروهی از زنان بدکاره از ترس و وحشت جنگ به آن پناه بردهاند، دفاع کند.
در طول زمستان سال ۱۹۳۷، نیروهای ژاپنی طی یورشی عنانگسیخته و بدون مواجهه با هیچ مقاومتی از سوی چینیها به غارت، آتشافروزی، شکنجه و قتل روی ميآورند اما بدترین جنایتی که در قبال چینیها مرتکب ميشوند آزار و اذیت زنان و مردان است که طی آن ۲۰ هزار زن چینی مورد این حمله ناجوانمردانه قرار ميگيرند و مردان نیز زندهزنده در آتشهای فروزان گداخته یا با اسپریهای اسید صنعتی ميسوزند. سربازان ژاپنی در فیلم در یک بازی غیرانسانی چینیها را با شمشیرهای خودشان ميکشند و در این قتل عام نیز ۱۰۰ نفر کشته ميشوند. در مجموع آمار کشتهشدگان چینی در این قتل عام به ۲۶۰ هزار تا ۳۵۰ هزار نفر ميرسد.
«ژانگ ایمو» و «جاناتان لندرس» تولیدکننده فیلم در گفتوگو با رسانهها از فیلم جدیدشان به عنوان فیلم «هولوکاست چین» یاد کرده و گفتهاند که موضوع آن به شکلی باورنکردنی حس ناسیونالیستی نسلهای مختلف چین را برميانگیزد. «ژانگ ایمو» در صنعت سینمای چین و به خصوص بعد از اجرای افتتاحیه بازیهای المپیک در این کشور مردی شناخته شده است و اکنون برای ساخت فیلمی که بتواند از مرزهای این کشور عبور کند قدرت و امکانات کافی را در اختیار دارد. بالاترین سطح قدرت در چین طی چند سال گذشته مدام بر لزوم بهرهوری از تمام ابزار رسانهاي برای ارتقای تصویر چین در جهان تأکید دارد. «ژی جین پینگ» معاون رئیسجمهور چین و شخصی که از او به عنوان رهبر آتی چین یاد ميشود، چند ماه پیش به هالیوود سفر کرد تا شخصاً بر شرایط انعقاد توافقنامه همکاریهای تنگاتنگ میان صنعت فیلم چین و امريكا نظارت کند.
اما چرا «گلهای جنگ» ژانگ شکست خورد؟ به عقیده منتقدان و کارشناسان دنیای سینما، «گلهای جنگ» ژانگ نتوانست با مخاطبان امريكاییاش ارتباط برقرار کند چراکه شاید این فیلم بیش از اندازه خشونتآمیز بود. شاید بازاریابی خوبی برای آن صورت نگرفته بود و از سوی دیگر معمولاً فیلمهای آسیایی خیلی سخت در سینماهای غربی ميفروشند. شاید دلایل شکست اثر «ژانگ» این باشد چرا که گفته ميشود «گلهای جنگ» آنقدرها هم فیلم بدی از آب درنیامده است. تصویربرداری آن به خوبی انجام شده و فیلم به رغم خط داستانی ساختگیاش اثرگذار است. فروش «گلهای جنگ» در چین موفقیتآمیز بوده و ظاهراً این فیلم توانسته بودجه ۱۰۰ میلیون دلاریاش را جبران کند اما اینکه شکست آن در سینماهای امريكا، تولیدکنندههاي چینی یا حتی دولت چین را از وارد شدن به عرصه جهانی باز ميدارد یا خیر، بسیاری از کارشناسان معتقدند به طور قطع در آینده باز هم چهرههاي شناخته شده غربی از عالم بازیگری و فیلمسازی در تولیدات آسیایی حضور خواهند داشت. دولت چین به صنعت جهانی فیلم و سینما مينگرد و طولی نخواهد کشید که مخاطبان انگلیسی زحمت خواندن سطرهای طولانی زیرنویس فیلمهای چینی را به خود خواهند داد!