
در همين اثني باخبر شديم كه نصيريان در كشور تركيه اقامت كرده و در آنجا به امر توليد ميپردازد، بنابراين از آنجايي كه «دست ما كوتاه و خرما بر نخيل» بود، منتظر فرصتي بوديم كه در اين باره پرس و جو كنيم. عاقبت در چند روز گذشته باد به گوشمان رساند كه اين هنرمند به كشور بازگشته است. بيگمان حدس ميزنيد كه با شنيدن اين خبر چه سيري را براي گپ و گفتي كه در ادامه آمده، طي كرديم. آن را بخوانيد.
در ابتدا از فعاليتهاي هنريتان در كشور تركيه بگوييد. راستش اين روزها در كشور تركيه به سر ميبرم، در اين مدت دو فيلمنامه بلند سينمايي انيميشن را تمام كردهام. گرچه بايد بگويم براي توليدشان هيچ فكري نكردهام، البته اين فيلمنامهها را به موازات فعاليتي كه در يك شركت ترك در زمينه آگهيهاي تلويزيوني انيميشن دارم، نوشتهام و به جز آنها چند تابلوي نقاشي را هم تمام كردهام كه در پايان تصميم دارم در يك گالري در تركيه نمايشگاه داير كنم.
دو فيلمنامهاي كه به آنها اشاره كرديد را براي كارگرداني خودتان نوشتهايد؟ بله، اما هنوز خيلي جدي در مورد كار روي آنها فكر نكردهام. فقط آنها را آماده كردهام كه اگر روزي روزگاري امكان توليد در ايران دوباره فراهم شود، آنها را كار كنم، چون فيلمنامه در نهايت بايد تبديل به فيلم شود اما در حال حاضر اصلاً ذهنيت توليد ندارم.
به ياد دارم كه شما روي محدوديتهاي اكران فيلم انيميشن «قلب سيمرغ» كه به نوعي اولين كار انيميشن بلند سينمايي محسوب ميشد با متوليان امر درگيري زيادي داشتيد. آيا رفتنتان به كشور تركيه به خاطر محدوديتها بود يا خير؟ نه. اصلاً اين دو مقوله به هم ربطي ندارند. ماجراي رفتن من به تركيه از اينجا شروع شد كه يك پيشنهاد كار در تركيه داشتم و اين پيشنهاد همزمان بود با فشارهاي روحي و روانياي كه به خاطر اكران قلب سيمرغ داشتم، به خاطر همين تصميم گرفتم با پذيرفتن پيشنهاد تركها تنوعي در كارهايم ايجاد كنم.
چه مدتي درگير اكران قلب سيمرغ بوديد و چند سال روي توليد اين فيلم زمان گذاشتيد؟ چهار سال روي توليد قلب سيمرغ زمان گذاشتيم، يعني چهار سال با بهترين متخصصان انيميشن ايران كه هر كدام در حوزه كاري خود بهترين بودند كار كرديم و همه منتظر اكران فيلم بودند اما اين اتفاق نيفتاد.
در مورد عدم اكران فيلم بيشتر توضيح دهيد.
راستش من نميدانم چرا اين اتفاق افتاد و فيلم تا به حال اكران نشده، فقط اين را ميدانم كه متوليان توليد قلب سيمرغ حتي يك برنامهريزي مديريتي در حوزه تبليغات براي خودشان هم نداشتند، يعني بيايند و بگويند ما از اين مقطع كار را شروع كنيم. اين مقدار خرج كنيم، درباره اكرانش اينگونه عمل كنيم تا با اكران خوب آن وسيله معرفي خودمان را فراهم كنيم. دست آخر به رغم وعدههايي كه ميدادند هيچكدام از اين قضايا عملي نشد.
با اين توضيحات اين سؤال به ذهن متبادر ميشود كه شايد فيلم مشكل مميزي داشته و دچار خط قرمزهايي بوده كه مانع از اكران آن شده است. اينطور نيست؟ نه. من با اطمينان ميگويم تمام دوستاني كه در اداره وزارت ارزشيابي ارشاد مشغول هستند فيلم من را ديدهاند و آن را تأييد كردهاند و حتي يك كلمه در مورد حذف يك فريم كار نگفتهاند و اين مشخصكننده اين است كه همه اين موارد با دقت انجام شده است و ما تمام سعيمان را كردهايم كه فيلم كسي را ناراحت نكند، مثلاً يك روز دوستان ما در مركز گسترش سينمايي تجربي ميگفتند فيلم را اكران ميكنيم، يك روز ديگر ميگفتند براي اكران فيلم بايد درصد پولي كه براي توليد گذاشتهايد را بيشتر كنيد. روز بعدش ميديديد چك برگشت ميخورد دو روز بعدش مديران با هم دعوا ميكردند و يكي فيلم را ميخواست آن يكي نميداد، حتي يكي از دوستان ما آمدند و گفتند من فيلم را به طور كامل از مركز گسترش ميخرم ضمن آنكه درصد كمي مركز گسترش در كار مشاركت داشته باشد كه نگويند اين فيلم، فيلم مركز گسترش نيست، من فيلم را ميخرم و اكران آن را به عهده ميگيرم. براي اين كار رقم بسيار بالايي هم براي خريد فيلم به مركز پيشنهاد شد اما دوستان ما در مركز گسترش اول موافق بودند. بعد گفتند نه، فردايش گفتند ببينيم چه ميشود؟ دو روز بعد اصلاً مرا به دفتر مدير مركز گسترش راه ندادند.
با اين اوصاف شما فكر ميكنيد به چه دليلي يك مركز اقدام به مشاركت در توليد ميكند و پس از آن به جاي ديده شدن توليدش به اقدامي معكوس مبادرت ميكند؟ معاونت سينمايي وزارت ارشاد به خصوص مركز گسترش سينماي تجربي تنها به فكر كميت در توليد هستند، يعني به محض اينكه قلب سيمرغ در جشنواره فيلم فجر دو سال پيش شركت كرد، ديگر اين آقايان خودشان را پس كشيدند و انگار دغدغهشان يك اكران در اتفاق مهمي مثل جشنواره فيلم فجر بود و پس از آن گويا ديگر كار و وظيفهشان تمام شد و اين به خاطر ارائه بيلان كاري است و در مورد قلب سيمرغ هم ديگر بيلان كاريشان پر شده بود و براي فعال نشان دادن خود به جاي پرداختن به قلب سيمرغ كار ديگري را شروع ميكردند، براي همين اصلاً برايشان مهم نيست كه فيلمساز به چه روزي افتاده و چه بر سرش آمده. آيا پولش از بين رفته يا نه به هدفش رسيده يا نه. فقط برايشان مهم اين است كه بگويند در دوره رياست ما مثلاً دو فيلم بلند سينمايي انيميشن كار شده است.
با اين همه از كار در كشور تركيه راضي هستيد؟ خير. براي من شرمآور است كه بچه ايران باشم و بايد براي خدمت به كشور ديگري بروم. اين اوضاع را مديران وقت سينمايي براي من و امثال من به وجود آوردهاند. بعد از اينكه من به تركيه رفتم، يكي از من نپرسيد تو كه فيلمساز اين مملكت هستي چرا كارت را در ايران تعطيل كردهاي و به تركيه رفتهاي؟
در مقايسه با برخوردهايي كه از مسئولان و مديران ايراني تشريح كرديد،برخورد مسئولان و افراد ترك با شما چگونه بود؟
زماني كه آنها فيلم مرا ديدند برخوردي با من كردند كه اصلاً در ذهن من نميگنجيد. به جرئت ميتوانم بگويم حرمتي كه تركها به من گذاشتند خستگي چهار سال توليد و دو سال دوندگي براي اكران را از تن من درآورد. من از اين بابت خوشحال نيستم، بلكه متأسفم از اين بابت كه يك كار را با عشق و علاقه به كشور و فرهنگ كشورم ساختهام اما از طرف كشور ديگري تقدير ميشوم.