
پس از سنگ قبر و تسبيح، سجاده و ... چيني، به تازگي چشممان به كارگر چيني هم روشن شد و تعدادي از آنها به ايران آمدند! چينيها؛ آنها همه جا هستند. چند سال قبل سفري به «آلباني» رفته بودم؛ كشوري كه به آن «افغانستان» اروپا ميگويند. اين كشور چندين دهه را در انزواي مطلق در دل اروپا گذراند. «انورخوجه» ديكتاتور معروف آن، وفادار به نوعي از كمونيسم بود، اما نه شوروي سابق و نه مائوئيسم چيني را قبول داشت. انزواي آن دوران آلباني از كره شمالي اين روزها هم بدتر بود.
بديهي است پس از فروپاشي شوروي و باز شدن درهاي ممالك بلوك شرق، آلباني نيز چنين شد. انورخوجه مرد و «تيرانا» پايتخت آلباني با خيل سرمايهداران و سرمايهگذاران غربي روبهرو شد. با گذشت چند سال، دوباره پاي برادران كمونيست انورخوجه به آلباني باز شد اما اين بار سوغات آنها كتاب كاپيتال ماركس و انواع سوسياليسم نبود. آنها چيني بودند و دستاوردشان، تسخير برقآساي تمام بازارهاي اين كشور كوچك بود. عين همين اتفاق در افغانستان افتاد. پس از آنكه چند دهه جنگ و خونريزي تمام شد و حامد كرزاي قدرت را به دست گرفت، غربيها رسماً به آنجا لشكركشي كردند. آنها با سيلي از نيروها و امكانات نظامي به اين سرزمين هجوم آوردند اما اين چينيها بودند كه پيروز شدند!
بله! اندك امنيتي كه ايجاد شد، آنها با انواع اجناس و اتباعشان آمدند. كابل بهچشم برهمزدني پر شد از رستورانها، فروشگاهها و كالاهاي چيني. اكنون قدرت دوم دنياي كمونيسم، ميرود كه به نخستين قدرت سرمايهداري جهان تبديل شود! چند هفته قبل وقتي اقتصاددانان جهان، بدهيهاي امريكا را بيشترين رقم در تاريخ آن و در مرحله خطرناك ارزيابي كردند، «هوجين تائو» رسماً اعلام كرد پكن حاضر است با نرخ ۸ درصد، تمام اوراق قرضه امريكاييها را بخرد. شايد اين يك بلوف بوده باشد، اما حتي طرح اين ادعا نشان از عمق توانايي مالي اين غول نوظهور جهاني كه در محافل سياسي دنيا به حق اژدهاي زرد شهرت يافته، دارد!
چينيها به جاي استفاده بيدليل از ماشين و مكانيكي كردن بيحساب روشهاي توليد، به گونهاي حساب شده از نيروي انساني در كارگاههاي كوچك اما بيشمار بهره ميبرند. اينگونه هم مشكل بيكاري جمعيت عظيم خود را حل كرده و هم هزينه توليد را به شدت كاهش داده و غولهاي توليد جهان را با اين جادو به زانو درآوردهاند. به تازگي آنها همراه با اجناس، اتباع خويش را نيز صادر ميكنند! سياست تازه، فروش اجناس چيني در فروشگاههاي چيني، با فروشندگان چيني است. اينگونه آنها در تمام جهان حضور دارند و اين به امكانسنجي آنها در يافتن بازارهاي تازه كمك شاياني كرده است.
باري كاش دولتمردان كشورمان همراه با مناسبات اقتصادي با چين كه در بيشتر موارد به سيل واردات و نابودي توليدات داخلي انجاميده، در چگونگي رسيدن پكن به اين مرحله نيز تأمل كرده، از آنان مشاوره و رهنمود بگيرند. تجربيات چينيها در شكوفا كردن اقتصادشان بسيار مغتنم است و ميتواند براي مديران ما بسيار راهگشا باشد. پس از آنها بياموزيم.