کد خبر: 472766
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
گزارشي از تمرين‌هاي نمايش «رينارد روباهه» در تالار «هنر» به كارگرداني «عبدالله آتشاني»
احمدرضا حجارزاده
اين روزها آتشاني و گروه نمايشي‌اش دوباره دست به كار شده‌اند تا با اثر تازه‌اي به استقبال مخاطب كودك و نوجوان بيايند. مدتي است تالار هنر، محل تمرين‌هاي نمايش «رينارد روباهه» به كارگرداني آتشاني است. از نحوه تمرين‌ها و شيوه اجرا، مي‌شود حدس زد با نمايشي متفاوت براي كودكان و نوجوانان مواجه خواهيم بود. 

با اين حال بايد صبور بود و به انتظار اجراهاي عمومي «رينارد روباهه» نشست و حاصل كار و زحمات چند ماهه اين گروه را ديد. نمايش نامبرده از چهارم تيرماه اجراهاي خود را در اين سالن شروع مي‌كند. در يكي از شب‌هاي تمرين گروه، در جمع آنها حاضر شديم و علاوه بر مشاهده تمرين‌ها از نزديك، با كارگردان و ساير بازيگران و عوامل صحبت كرديم. 

«رينارد روباهه» يك متن جهاني است
قرارمان ساعت ۸ شب بود، در تالار هنر. وقتي به محل قرار رسيديم، فقط چند نفر از بازيگران آمده بودند به همراه مدير صحنه ولي انتظار ما براي تكميل گروه، خيلي طول نكشيد. ساير بازيگران و كارگردان هم بالاخره يكي‌يكي از راه رسيدند. بدون اتلاف وقت، بازيگران لباسشان را تعويض كردند و تمرين‌ها شروع شد. همه بازيگران پرشور و سر حال در سالن جمعند اما گويا انگيزه و نشاط كارگردان از همه بيشتر است. روي صحنه به اين‌سو و آن‌سو مي‌دود و به بازيگران ميزانسن و انرژي مي‌دهد. آتشاني علاوه بر كارگرداني، خودش نيز در اين نمايش و در نقش اصلي يعني «رينارد روباهه» بازي مي‌كند، با آنكه اصلاً خود را بازيگر نمي‌داند و به ناچار در اين نقش قرار گرفته. وقتي فرصتي دست مي‌دهد تا چند كلمه‌اي با او گپ بزنيم، از متن نمايش شروع مي‌كند: «نويسنده نمايشنامه «رينارد روباهه»، «آرتور فاكويز» است و مترجم آن، خانم «مريم سلطانيان». 

در واقع «حسين فدايي‌حسين» يكسري از نمايشنامه‌هاي خارجي و ترجمه‌شده را گردآوري و در قالب كتاب منتشر كرده كه اين هم يكي از نمايشنامه‌هاي آن كتاب است. از اين متن خيلي خوشم آمد و مدتي هم درگير آن بودم ولي متن اصلي خيلي طولاني بود؛چيزي نزديك به ۲۰۰ صفحه. اينجا اگر بخواهيم براي بچه‌ها زمان زيادي كار كنيم، در نهايت يك ساعت كشش دارد، بنابراين به نظرم رسيد بهتر است تمرين‌ها و دورخواني را شروع كنيم و در جريان آن، اتفاقي كه لازم است، بيفتد، چون به متن علاقه خاصي داشتم و نمي‌خواستم از بين برود.» 

از كارگردان درباره ويژگي‌ها و جذابيت‌هاي متن نمايشنامه مي‌پرسيم كه چه مسائلي باعث شد اين متن را براي اجرا انتخاب كند؟آتشاني در اين‌باره مي‌گويد: «نخست آنكه نمايشنامه به لحاظ قصه، كشش خاصي داشت. وقتي متن را مي‌خواندم، مدام منتظر بودم بروم جلو و ببينم چه اتفاقي مي‌افتد، ضمن اينكه شخصيت‌پردازي خيلي خوبي داشت. نويسنده روي تك‌تك شخصيت‌ها و نقطه‌هاي ظريف شخصيتي‌شان كار كرده است. با پيگيري‌هايي كه كرديم، فهميدم اين متن، يك متن جهاني است و تاكنون خيلي از كشورها اين نمايشنامه را كار كرده‌اند. همه جا شخصيت «رينارد روباهه» را مي‌شناسند. به نظرم، رينارد روباهه شخصيت مكار و بدجنسي نيست.» 

يك سنجاب خواب‌آلود
تمرين‌هاي نمايش از اپيزود «فصل بهار» كه دومين پرده نمايش است، شروع مي‌شود. «شاقينه كاراپتيان»، بازيگر نقش سنجابي خوش‌خواب كه «ليندور» نام دارد، در جاي خود قرار مي‌گيرد. او با يك بالش نرم و كوچك، پشت بوته‌اي فرضي خوابيده است. عبدالله آتشاني در نقش «رينارد روباهه» از سمت چپ صحنه وارد مي‌شود و به محض ورود، ليندور خواب‌آلود از جا مي‌پرد و داد مي‌كشد: «هي رينارد، اونجا نشين، اونجا يه گُنده زنبور خركي هست!» 

تمرين متوقف مي‌شود و كارگردان پيشنهاد مي‌كند ديالوگ‌ها به شكل ديگري گفته شود. بار ديگر اين صحنه تمرين مي‌شود و البته اين‌بار، آن‌طور كه مد نظر كارگردان است و گرچه گويا اشكال خاصي وجود ندارد، ولي اين صحنه چند بار به اشكال مختلف تكرار مي‌شود تا سرانجام كارگردان اعلام رضايت مي‌كند. حين تمرين‌ها متوجه مي‌شوم كه كارگردان به نظرات بازيگران هم گوش مي‌دهد و از آنها استفاده مي‌كند. برايم جالب است كه تا اين حد رابطه خوبي بين كارگردان و عوامل گروه وجود دارد. وقتي نظر «كاراپتيان» را درباره همكاري با اين گروه نمايشي مي‌پرسيم، مي‌گويد: «من در كار قبلي آقاي آتشاني هم با نام «گربه‌اي در قصر ملكه» بازي مي‌كردم. ايشان در شيوه تمرينات به نظرات بازيگر خيلي اهميت مي‌دهند و دست بازيگر را خيلي براي ايده‌پردازي و خلاقيت، باز مي‌گذارند. در كل، گروه اجرايي، خيلي گروه عالي و خوبي بود.» 

همچنين به نظر كاراپتيان، متن «رينارد روباهه» خيلي متن قوي و خوبي است. او اذعان مي‌دارد كه وقتي نمايشنامه را خوانده، خيلي از آن خوشش آمده: «فكر مي‌كنم همه بچه‌ها هم از آن خوششان بيايد، با اينكه متن اصلي داستان خيلي طولاني بود اما در كوتاه‌شدن آن، كليت داستان حفظ شده و هيچ نقطه‌اي از داستان از دست نرفته است.» 

بازيگر نقش ليندور در مورد نقش خود توضيح مي‌دهد: «نقش سنجابي را بازي مي‌كنم كه در داستان اين جنگل، تنها دوست رينارد است، چون همه شخصيت‌هاي ديگر، عليه رينارد هستند و مي‌خواهند او را اذيت كنند. او يك سنجاب خواب‌آلود است كه هر جايي پيدا مي‌كند، مي‌خوابد.» 

از خودمان غافل نشويم!
پس از ساعتي تمرين‌هاي فشرده، كارگردان زمان كوتاهي را براي استراحت اعلام مي‌كند. از فرصت استفاده مي‌كنيم و سراغ يكي ديگر از بازيگران مي‌رويم. «رضا نعمتيان» در اين نمايش، نقش يك «جوجه‌تيغي» به نام «اپينارد» را ايفا مي‌كند: «اين كاراكتر، يك جانور بسيار فهميده است كه من سن و سال او را خيلي بالا ديدم. تقريباً او را در حالت پير اجرا مي‌كنم، البته به خاطر يكسري از مميزي‌ها، متأسفانه اين نقش تا حدودي كمرنگ شد. متن اوليه نزديك به ۲۰۰ صفحه بود كه زمان كارمان را بالا برده بود. همه نقش‌ها كمي خلاصه و كوتاه شدند، ولي چون نمايشنامه شخصيت‌پردازي‌هاي خوبي دارد، كاراكترهاي آن خيلي خوبند.» 

نعمتيان درباره نقش خود مي‌گويد: «اين جوجه‌تيغي، شخصيتي است كه خيلي احساس فهيم‌بودن مي‌كند اما كسي به او توجه نمي‌كند، به همين دليل خيلي دوست دارد با كاراكترها و اهالي جنگل ارتباط برقرار كند كه متأسفانه موفق نمي‌شود. در متن اصلي او يك پدر روحاني بود كه مورد سانسور واقع شد. من هنوز دنبال اين هستم كه به اين شخصيت بُعد بدهم چون ابعاد شخصيتي او، كاملاً از بين رفته است.»
 
از ايفاگر نقش «اپينارد» مي‌پرسيم آيا اين متن مي‌تواند مخاطب كودك و به خصوص ايراني را جذب كند يا خير، و او پاسخ مي‌دهد: «صددرصد، البته شايد چون متن نمايش خارجي است، كمي فضا و فرهنگ آن غربي باشد، چون معمولاً در اين تالار، متن‌هاي ايراني اجرا مي‌شود، ولي فضاي اين كار، بسيار جالب و كلاسيك است و فكر مي‌كنم از اين لحاظ بتواند با مخاطب ارتباط خوبي بگيرد. در واقع خيلي با متن‌هاي ديگر متفاوت است. اين متفاوت‌بودن يكي از امتيازهاي آن است. نكته‌ جالب اينكه همه شخصيت رينارد را مقصر مي‌دانند، ولي رينارد ديالوگ خوبي آخر داستان دارد كه: «همه مقداري بدي در وجودشان هست.» در حقيقت، همه اين شخصيت‌ها، بدي‌هايي دارند ولي چون ما متمركز شده‌ايم روي او، از بدي‌هاي خودمان غافل شده‌ايم. نكته داستان همين است كه شايد خود شما هم بدي‌هايي داريد، پس چرا روي آن شخص خاص انگشت اشاره داريد؟شايد خودمان مشكلات بيشتري داشته باشيم. از خودمان غافل نشويم.» 

خرسي كه احساس زرنگي مي‌كند اما.‌.‌.
آخرين بازيگري كه با او به گپ‌وگفت مي‌نشينيم، «مسعود جواديان» است. او در اين نمايش، نقش خرسي به نام «براون» را بازي مي‌كند: «نقش من يك خرس است كه بيشتر در حس و حال خودش است. او كمي ساده‌لوح است اما خودش خيلي احساس زرنگي مي‌كند.»
جواديان هم مانند كاراپتيان، در كار قبلي عبدالله آتشاني بازي مي‌كرده و تا به حال، فقط دو تجربه بازيگري در تئاتر كودك داشته است: «من پيش از هر چيز، به خاطر خود آقاي آتشاني بود كه دوست داشتم با ايشان كار كنم. شيوه تمرين‌هاي ايشان فوق‌العاده است. بازيگر را به حال خودش مي‌گذارد تا خودش را پيدا كند، ولي در مورد انتخاب نقش، از وقتي متن را خواندم، از نقش خرس خوشم آمد چون در خلوت خودش است و اين نكته جالبي براي من بود.»
از ديگر بازيگران حاضر در اين نمايش و نقش‌هايشان مي‌توان اشاره كرد به: «مجيد اميري» در نقش «نوبل شير»، «مريم آشوري» تيكيلين(كلاغ) و «بهنام شرفي»ايسنگيرين(گرگ).
نمايش «رينارد روباهه» به كارگرداني «عبدالله آتشاني» از چهارم تير در تالار هنر روي صحنه مي‌رود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار