
پيش بيني يك استقبال همه جانبه از اكران عمومي فيلمهاي جشنواره را ميشد از ازدحام علاقهمندان هنر هفتم در اين رخداد مهم حدس زد. با شروع اكران نوروزي و در بين برخي فيلمهاي متقاضي دريافت مجوز اتفاقاتي شروع به رخ دادن كرد كه رشحهاي از اضطراب عدم توفيق كلي سينما را نمايان ميكرد.
صرف نظر از درستي يا نادرستي ادعاي برخي از سينماگران براي دريافت مجوز اكران نوروزي، برخي صف بنديهاي كاملاً كودكانه تيشهاي شد در دست برخي ابن الوقتها تا ريشه درختي تنومند را به بهانه نشست چند كلاغ هدف قرار دهند زيرا اينان فقط در سرايش مثنويهاي بلند نا اميدانه تبحر دارند، البته اين شكل از جبههگيري نسبت به فيلمهاي ساخته شده «درون نظام» پس از بروز ارادهاي در افتراق نادر وسيمين با «اخراجيها۳» بعدها با «قلادههاي طلا» به اوج خود رسيد.
بعد از «جدايي» تا «قلاده»، اتفاقات جهت دار برنامه هفت به جاي مساعد كردن محيط سينمايي كشور براي ايجاد گفتماني سالم و منصفانه فضا را به سمت دو قطبي كردن پيش برد تا جايي كه شائبه ماهي گرفتن برخي افراد از اين ماجرا و آب گل آلود بيشتر از قبل قابل رؤيت است. صدور بيانيه پشت بيانيه و برائت در پي برائت در بين افراد مختلف از مسئول گرفته تا تداركات صحنه به اوج اعلاي بيمنطقي رسيد.
در اين كارزار بود كه برخي افراد و رسانههاي دلسوز با انتقاد از فضاي مسموم اتهام زني بهوجود آمده درصدد نقد هر دو جبهه برآمدند زيرا تنها محل آسيب اين حوادث چشم فرهنگ بود كه اين روزها آسيب پذيرتر از چشم اسفنديار است. نكته جالب در اين بين فرياد قانونمداري، مستقل بودن و سينماي خصوصي سر دادن كساني در برخي بيانيههاي دو سه نفره گاه و بيگاهي است كه از گوشه و كنار توسط اين عده معطل مانده در بين آسمان و زمين است و با متهم كردن كسان ديگر در پاكيزه كردن خود و هم پالگيهايشان برآمدهاند، فارغ از اينكه مردم در حال رصد كردن شيوه طي طريق آقايان درجاده پرسنگلاخ هنر هفتم اين كشور هستند كه به فرموده امام(ره) اساس استقلال يك كشور است. آيا اگر منصفانهتر به اين اتفاقات پرداخته ميشد، امروز اين دلزدگي و بياعتمادي در بين مردم فرهنگ ساز كشورمان نسبت به برخي مسئولان و سينماگران بهوجود ميآمد؟
به نظر ميرسد كه تنها متضرر اين منم منمها! فقط مردم و سينماست. امروز با يك بررسي ساده ميتوان تأثيرات مخرب برخي تصميمات را در نحوه استقبال مردم از اكران فيلمهايي كه در جشنواره فجر، فجري بودند براي سينما و اهالي آن بلكه اكران عمومي آنها اميد دلگرمي مردمي شد كه فقط طالب ديدن يك اثر صاحب تاثير در اين واويلاي فرهنگي دنيا بودند. اكران برترين فيلمهاي جشنواره و حتي بهترين درامهاي عاشقانه با درونمايه مذهبي هم نتوانست به اين پيكر خسته شده از دعواهاي بياثر رغبتي براي ديدن فيلم در سينما تزريق كند تا شايد سبب ساز آشتي دوبارهاي با سالن سينما و هنر هفتم شده باشد.
حال و روز امروز سينماهاي كشورمان قطعاً با آن پيش بيني و نگاه مثبت چند ماه پيش كه اميدهايي را در حال دويدن در رگهاي آنها نشان ميداد قابل فرض نبوده و نخواهد بود. برخي از سالنهاي سينما حال و روزشان بدتر از سالنهاي تئاتر شده است و از اين همه بيمخاطبي رنج ميبرند. چه اينكه با زدن برچسب «فيلم متدينين» يا «فيلم منتقدان وضع موجود» نميتوان هيچ طيفي از جامعه را به نفع يك جريان خاص يا تفكري دگر انديش مصادره به مطلوب كرد زيرا قاطبه وحتي اكثريت قاطع مردم كشور ما را افرادي صاحب دغدغه دين و فرهنگ و در عين حال ناراضي از وضع موجود تشكيل ميدهد و با اين تقسيم بنديهاي جهت دار و البته با غرض و مرض نميتوان حكم به ايجاب يا سلب تفكري صادر نمود زيرا «عنقا را بلند است آشيانه.»
بنابراين تنها بايد گفت، اين مردم فارغ از هر رنگ و ظاهري همانطور كه در ايام الله ۲۲ بهمن هرسال و اين اواخر در سالگرد روز حماسي ۹ دي، هر ساله دست به خروشي بنيانافكن عليه دشمنان آب و خاك و فرهنگشان ميزنند، همانگونه هم خواستهاي بحق را مطالبه دارند و آن چيزي نيست جز توصيه به خدمت در راه اهداف و آرمانهاي ايران اسلامي و نه به خاطر لحاف ملا! چه اينكه اگر كساني باشند كه بخواهند با تفريق رنگ و تعلق افتراقي بين آنان بهوجود آورند، سرنوشتي محتوم در انتظارشان است كه قابل مشاهده و عبرت است.