فارس: حجتالاسلام والمسلمین محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها به عنوان یکی از اعضای محوری و پرکار شورای عالی انقلاب فرهنگی به حساب میآید.
وی در این گفتوگو که با خبرنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گرفته است، به سوالاتی در مورد فعالیتهای شورای عالی انقلاب فرهنگی در حوزههای مختلف پاسخ داد؛ این گفتوگو از نظرتان میگذرد:
- با عرض سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، بهعنوان رئیس نهادنمایندگی مقام معظم رهبری و یکی از اعضای فعال شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد جایگاه و نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی اگر نکته ای به نظرتان میرسد، بیان کنید؟
* محمدیان: با عرض سلام به شما، اگر بخواهیم در یک عبارت مختصر از شورای عالی انقلاب فرهنگی تعریفی داشته باشیم، بهترین تعبیر همان تعبیر مقام معظم رهبری است که مبین اهمیت و حساسیت جایگاه شوراست.
ایشان در دیدار خود با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی تعبیر قرارگاه فرهنگی را به کار بردند، یعنی همانطور که قرارگاه محل برنامهریزیهای کلان است؛ شورای عالی هم برنامهریزی و مدیریت کلان فرهنگی نظام را برعهده دارد و مصوبات آن برای همه دستگاهها لازم الاتباع است.
با توجه به ترکیب این شورا که روسای قوا و اشخاص حقیقی و حقوقی تاثیرگذاری درآن حضور دارند، ظرفیت بیبدیلی در این شورا وجود دارد که بخشی از این ظرفیت و توان بالقوه شده و بخش دیگر هم باید بالفعل شود.
خصوصیت دوره اخیر شورا که بنده در آن افتخار عضویت را دارم، عبور از کارهای روزمره و و متعارف و ورود به برنامهریزیهای کلان و بلندمدت است.
یعنی در عین توجه به فعالیتهای کوتاه مدت و روزمره که نمود آن در نطقهای پش از دستور و تذکرات اعضا مشاهده میشود_ که در جای خود لازم است_ شورا وارد حوزههایی شده که قبلا حضور نداشته یا حضور کمرنگی داشته است.
یکی از فعالیتهای بنیادین، تدوین و تصویب نقشه جامع علمی کشور است. این سند مهم و بالادستی در راستای تحقق چشمانداز بیست ساله در حوزه علم و فناوری تصویب شد و با جرات میتوان گفت رسیدن به اهداف چشمانداز بیست ساله بدون اجرای کامل این سند مهم مقدور نخواهد بود.
یکی دیگر از عملکردهای مهم شورای عالی انقلاب فرهنگی که کمتر هم مورد توجه واقع میشود، موضوع مدیریت کلان دستگاههای فرهنگی است.
در این زمینه نیز کارهای شایستهای انجام شده و برای دستگاههای کلان فرهنگی مثل وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی ، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان حج و زیارت، سازمان صداوسیما و... سندهای خوبی را تدوین شده است و علیالقاعده این اسناد باید ذیل مهندسی فرهنگی بتوانند ارتباطشان را با هم پیدا کنند. الان این دستگاهها چشمانداز روشنی برای فعالیت خود دارند و نحوه ارتباط این دستگاهها با یکدیگر هم به خوبی در حال ترسیم است.
- حاج آقا چرا اینقدر روی نقشه جامع علمی کشور تاکید میشود؟
*محمدیان: تدوین و تصویب نقشه جامع علمی کشور یکی از تجارب مهم در جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
یعنی در خلاء و بدون هیچگونه سابقه و تجربه قبلی وارد این کار شدیم و این موضوع سختی کار را بیشتر کرد. یعنی هنگامی شما یک الگویی دارید و میخواهید این الگو را تغییر دهید، این کار یک سختی دارد ولی هنگامی که هیچ الگویی ندارید و میخواهید کاری ر از صفر شروع کنید، سختی کار چندین برابر است.
از جانب دیگر، میتوان گفت برای نظام جمهوری اسلامی سرمایه جدیدی ایجاد و ظرفیتهای مغفول نظام به خصوص در حوزه سرمایه انسانی کشف شد.
البته کار با آن سرعتی که پیشبینی میشد و انتظار داشتیم پیش نرفت، یعنی ابتدائا سقف زمانی یک ساله برای این کار تعیین شده بود ولی در عمل مشخص شد که این پیشبینی تحققپذیر نیست و قریب به چهار سال کار طول کشید.
ولی به هر حال ما امروز صاحب نقشهای هستیم که میتوانیم با نگاه به آن روند حرکت خودمان را بسنجیم و ارزیابی کنیم.
البته بنده اعتقاد دارم که نوشتن نقشه جامع بیست درصد کار بود و هشتاد درصد کار منوط به اجرای آن است که شورای عالی در این مرحله هم باید از تمام توان خود و کشور استفاده کند و ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور متکفل این کار سخت است.
در خاتمه هم باید بگویم که اگر پنجاه درصد نقشه جامع اجرایی شود، ما شاهد سلسله جهشهای بلندی در حوزه علم و فناوری خواهیم بود.
- در سال ۱۳۹۰ ما شاهد تحقق یکی دیگر از مطالبات رهبر معظم انقلاب از شورای عالی انقلاب فرهنگی، یعنی تصویب نهایی و رونمایی از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بودیم، این کار اصولا چه اهمیتی داشت؟
* محمدیان: اهمیت موضوع آموزش و پرورش بهعنوان اصلیترین سنگ زیر بنای حوزههای گوناگون از جمله فرهنگ، تحول بنیادین در این نظام را بهصورت یکی از آرمانهای انقلاب ما در آورده بود.
یعنی سرمایه انسانی در کشور ابتدا توسط آموزش و پرورش تربیت میشود و بعدا وارد نهادهای دیگر میشود و اگر ما در این حوزه درست عمل کنیم، خروجیهای این حوزه در سایر حوزهها عملکرد درستی خواهند داشت و عکس این قضیه هم صادق است.
پس حوزه آموزش و پرورش یک حوزه بسیار حساس است و حضرت امام (ره) هم به این موضوع حساسیت فراوانی داشتند که در بیانات ایشان از جمله وصیتنامه سیاسی و الهی آن بزرگوار مشهود است.
البته بعد از انقلاب، نیروهای متعد آموزش و پرورش تلاشهای زیادی کردند و دستاوردهای خوبی هم داشتهایم، ولی به دلیل اینکه نه فلسفه آموزش و پرورش به درستی تبیین نشده بود و نه راهبردها و سیاستهای اجرایی آن تدوین شده بود به نتیجه مطلوبی نرسیدیم.
این سند تحول بنیادین با توجه به تجربه کسب شده در سه دهه فعالیت آموزش و پرورش و جمعآوری و بهرهگیری از تجربیات سایر کشورها تدوین شد و همانطور که تحقق سند چشمانداز بیست ساله منوط به اجرایی شدن نقشه جامع علمی کشور است، نقشه جامع هم بدون اجرای سند تحول بنیادین محقق نمیشود.
- مهندسی فرهنگی هم یکی دیگر از مطالبات مقام معظم رهبری از شورای عالی انقلاب فرهنگی است. در این مورد هم توضیخاتی داشته باشید؟
* محمدیان: یکی دیگر از فعالیتهای عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی که مرکز ثقل بسیاری از فعالیتهای دیگر هم بوده، تدوین سند مهندسی فرهنگی است.
مهندسی فرهنگی یک پیچیدگیهای خاصی دارد و به همین دلیل هم کار طول کشیده است.
- در مورد مهندسی فرهنگی ما بحث را از آنجا آغاز کردیم که آیا اصلا فرهنگ قابل مهندسی است یا خیر؟
* محمدیان: در این باره دو دیدگاه عمده وجود داشت، برخی معتقد بودند که فرهنگ قابل مهندسی نیست و این حوزه تحت تاثیر متغیرهایی خارج از اراده ما است و لذا فرهنگ محصول مؤلفههای متعددی است که در جامعه وجود دارد و حاکمیت نمیتواند در مؤلفههایی که محصولش فرهنگ است تأثیر بگذارد.
دیدگاه دیگری که از تعالیم فرهنگ غنی اسلامی بهویژه شیعی برگرفته شده، معتقد است که هم فرهنگ قابل مهندسی است و هم مؤلفههای موثر بر این حوزه قابل مدیریت و کنترل است.
حاکمیت اسلامی بر آمده از مکتب وحی به همراه مردم مسلمان و متدین میتوانند حوزه عمومی جامعه را که محل بروز و ظهور اصلی پدیدههای فرهنگی است را ساماندهی و مدیریت کرده و این کار در اصطلاح مهندسی فرهنگی نامیده میشود.
البته ترسیم وضعیت موجود و وضعیت مطلوب در این کار اهمیت ویژهای دارد، قبلا به این ضرورتها توجه کمتری میشد ولی در تدوین سند مهندسی فرهنگی ابتدا گزارش تحلیل وضعیت فرهنگی کشور در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شده که مبین وضعیت موجود و نقاط قوت و ضعف ما است.
- نقشه مهندسی فرهنگی به نظر شما باید با چه خصوصیاتی تدوین شود؟
* محمدیان: در تدوین نقشه مهندسی فرهنگی به چند اصل توجه ویژه شده است، اول بحث عقلانیت است. عقلانیت موجب میشود که برنامهریزیهای ما از که از افراط و تفریط مبرا باشد.
با حوزه فرهنگ نمیتوان سرسری برخورد کرد زیرا این حوزه بسیار حساس است؛ پس اولین نیاز در این سند عقلانیت است.
توجه به فرهنگ غنی اهل بیت( ع) هم از الزامات دیگر این سند است. معارف اهل بیت( ع) در این کشور در چهارده قرن گذشته فرهنگسازی کرده و هرگونه تحول در فرهنگ هم باید با استفاده از این معارف بهصورت حداکثری انجام گیرد.
الزام دیگر این سند، توجه به وجه مردمی فرهنگ است.
این موضوع در نظام ما که برآمده از مردمیترین انقلاب در جهان است اهمیت بیشتری دارد، و در اینجاست که مهندسی فرهنگی سختی خود را مینمایاند.
در مدیریت حوزه علم ما بیشتر با نخبگان مواجه هستیم، اما در حوزه فرهنگ مردم کنشگر اصلی هستند و فعال کردن این بخش هم ضروری و هم سخت است و لی اگر مردم فعال شوند دیگر کار با سرعت بیشتری پیش میرود.
- شما به عنوان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در موضوع اسلامی شدن دانشگاهها نقش محوری دارید. بحث اسلامی شدن دانشگاهها هم با موضوع ارتقاء و تحول علوم انسانی پیوند خورده است و شورای عالی چند سال است که پیگیر این موضوع می باشد. در این زمینه توضیحاتی را اگر لازم میدانید بیان کنید؟
* محمدیان: بحث ارتقا و تحول علوم انسانی پاسخگویی به یک نیاز ما در حوزه آموزش عالی محسوب میشود و خوشبختانه شورای عالی انقلاب فرهنگی با تشکیل شورای تخصصی ارتقا و تحول علوم انسانی در این زمینه گام اول را محکم برداشت.
ما هم در نهاد ابتدا گروههای علمی در حوزه علوم انسانی تشکیل دادیم که بعدا این گروهها با گروههای متناظر خود در وزارت علوم ادغام شدند و امروز ما بیش از ۱۵ گروه ویژه علوم انسانی داریم و با توجه به کاری که انجام میشود ما در آینده در علوم انسانی شاهد تحولات عمده ای خواهیم بود. البته تحول در علوم چند دهه طول می کشد ولی همانطور که گفتم قدم اول خوب برداشته شده و زیربناهای خوبی هم طرح ریزی شده است.
اکنون هم در این کارگروهها و هم در شورای تخصصی ارتقاء و تحول نقشه راه و خطوط کلی تا حدود زیادی مشخص شده است.
طبق این نقشه راه کار سه مرحله دارد؛ یک مرحله کوتاهمدت که ما اسم آن را مرحله تهذیبی گذاشتهایم. در این مرحله تهذیبی آنچه که با فرهنگ ما متقابل و متضاد است از متن علوم انسانی کنار گذاشته میشود. این مرحله کوتاه مدت است و پژوهشگاههای ما کارهای خوبی روی آن انجام دادهاند یعنی اکثر منابع علوم انسانی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و مواردی که با مبانی دینی و اخلاقی ما سازگار نیست مشخص شده است.
گام دوم و میان مدت ما بهینهسازی است؛ یعنی سلسله دیدگاههای متفکران اسلامی که جزو محکمات ماست باید در علوم انسانی وارد شود و گام سوم و بلند مدت هم پایهریزی جدید مبانی نظریات علوم انسانی است. در اینجاست که بحث نظریهپردازیهای بومی مطرح میشود که باید بستر آن فراهم شود و وظیفه نظام است که این بستر را فراهم کند تا افرادی که استعداد بالقوه نظریه پردازی دارند، بتوانند با تمرین نظریهپردازی وارد این عرصه شوند.
- تمام مباحثی که مطرح کردید، دارای این پیشفرض است که علوم انسانی رایج در کشور ما دارای یک مبنای معرفتی و به عبارت بهتر انسانشناختی مخصوصی است که اختلاف ما از آنجا آغازمیشود. یعنی تعریفی که ما از انسان داریم کاملا متفاوت از تعریفی است که علوم انسانی جدید بر مبنای آن شکل گرفته است. به نظر میرسد کار باید از این جا شروع شود؟
* محمدیان: بله، ما انسان را موجودی ازلی و ابدی میدانیم ولی نگاه به انسان درغرب با این نگاه متفاوت است.
ما اصلا علم را مانند انسان مخلوق ذات مقدس پروردگار میدانیم و به همین دلیل اولا علم را مقدس میدانیم، ثانیا بین علم و دین مباینتی نمیبینیم.
ما از سال گذشته برای تعمیق این نگاه به علم دورههای معرفتافزایی را برای اساتید دانشگاه برگزار کردیم. این دورههای طبق نظریات متفکران بزرگ ازجمله علامه جوادی آملی برنامهریزی شدهاند، که معتقدم دقیقترین نظریه را تاکنون ایشان ارائه دادهاند و اگر نظریه ایشان محیطهای علمی به درستی تبیین شود بنده معتقدم که بخش اصلی کار در بخش اسلامیسازی علوم را به انجام رسانیدهایم.
یعنی در این نظریه ضمن تکریم عقل بهعنوان یکی از ابزارهای کارآمد فهم دین، خود عقل اذعان میکند که بسیاری از امور از حیطه ادراک او خارج هستند و در اینجاست که نیاز به وحی بهعنوان عالیترین شیوه ادراک و دریافت معارف مطرح میشود.
از این منظر ما علم غیر دینی نخواهیم داشت و واضح است که این نگاه بر انسانشناسی ما تاثیر خواهد گذاشت.
قطعا انسان ۲ ساحتی که دارای ماده و معنا، ملک و ملکوت و مافوق آن است با نسان تک بعدی در نگاه به عالم، غایت زندگی و ... تفاوت دارد و این نگاه به انسان موجد روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد و ... تازهای خواهد شد.
اگر انشاءالله ما این راه سخت را بتوانیم بپیماییم آنگاه میتوانیم بگوییم که به همه اهداف انقلاب اسلامی رسیدهایم. یعنی توانسته این بشر محصور در عالم مادی را از قیدها و بندها رها کنیم در عین آنکه به حیات دنیوی او در این جهان و استفاده از نعمتهای الهی نیز احترام میگذاریم.
- حاج آقا به بحث اسلامی شدن دانشگاهها برگردیم، این بحث حاوی دو بعد است یک بعد علم که توضیح دادید و بعد دیگر فرهنگ که بعضا در دانشگاهها مادراین زمینه نارساییهایی مانند روابط نامحرم و اعتیاد را مشاهده میکنیم. در این زمینه چه کردهاید؟
* محمدیان: شورای اسلامی شدن دانشگاهها و مراکز آموزش عالی که یکی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی است، بحمدالله کارهای خوبی در زمینه تدوین نقشه دانشگاه اسلامی انجام داده است و امیدواریم بعد از تصویب سند نقشه مهندسی فرهنگی، نقشه دانشگاه اسلامی هم به تصویب شورای انقلاب فرهنگی برسد.
این سند به هر ۲ بعد اسلامی شدن توجه خوبی کرده، هم بعد اسلامی شدن علوم و بهویژه علوم انسانی و هم تحول در مسائل فرهنگی دانشگاهها.
- حاج آقا اگر بخواهیم کار را اولویتبندی کنیم اولویت را به کدام بخش میدهید؟
* محمدیان: معتقدیم که این دو حوزه باید در کنار هم اصلاح شوند یعنی اینگونه نیست که اول باید علم رویکرد دینی به خود بگیرد و بعد وارد حوزه فرهنگ شویم و بالعکس.
حتی من میخواهم بگویم که راهی جز حرکت در هر ۲ حوزه و به موازات هم نداریم، حتماً نگاه الهی به علم باعث الهی شدن فضای دانشگاه میشود و از سوی دیگر هنگامی که فضای دانشگاه با عطر معنویت و تهذیب معطر شد، ذهن دانشجوی ما برای پذیرش علمی که مقدس و موهبت الهی است، آمادهتر میشود.
اگر به علم نگاه سکولار داشته باشیم، فضای علم آموزی هم قداست نخواهد داشت اما اگر مانند سنت گرانقدر حوزههای علمیه برای علم قداست قائل شدیم دیگر حتی بدون وضو هم وارد محیط تعلیم و تعلم نمیشویم.
نکته بعدی این است که محیط دانشگاه، یک محیط کاملاً تأثیرگذار و تاثیرپذیر از مؤلفههای و متغیر های گوناگون اجتماعی است. لذا ما در نقشه دانشگاه اسلامی نیازها و مشخصات قشر استاد، دانشجو، ساختاردانشگاه و ... را به خوبی تعریف کردهایم و نکته بعدی هم لزوم تعریف نظام فرهنگی دانشگاههاست، مانند تعریفی که هم اکنون از نظام آموزشی و پژوهشی در دانشگاه شده است.
امیدواریم با تعریف نظام فرهنگی دانشگاه بهعنوان مثال، استاد بداند که در قبال دانشجو چه نقشی را باید ایفا کند و بالعکس.
همانگونه که گفتم مقدمات این نظام تربیتی بحمدالله فراهم شده است و امروز با سه تجربهای که در دست داریم یعنی نقشه جامع علمی، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و مهندسی فرهنگی بتوانیم سند دانشگاه اسلامی را تصویب و در همین سال ۹۱ اجرایی کنیم.
- در بحث اصلاح روندمدیریت دانشگاه آزاد اسلامی شما مشارکت فعال داشتید. اصلا چه نیازی به این اصلاح بود و شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه چگونه عمل کرد؟
* محمدیان: دانشگاه آزاد یک تجربه جدیدی در نظام جمهوری اسلامی بود که با تدبیر حضرت امام (ره) به علت ناتوانی آموزش عالی دولتی در کنار این سیستم، یک سیستم غیردولتی برای تربیت دانشجو به وجود آمد.
در آغاز این کار الگویی که مطرح شد الگوی حوزههای علمیه بود که متأسفانه فقط در ابتدای کار بهعنوان یک شعار مطرح شد و از این تجربه حوزههای علمیه هیچ استفادهای نشد.
نکته بعدی آن بود که این دانشگاه از همان ابتدا متأسفانه ارکان خود را از دست داد. یعنی با توجه به مأموریتهایی که برای هیئت مؤسس مقرر شده بود متاسفانه این هیئت نقشی ایفا نمیکرد و این روند غلط منتهی شد به مدیریت تک نفره بر دانشگاه آزاد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اصلاح این روند وارد کار طاقت فرسایی شد و ابتدا با اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد اول هیئت موسس را فعال کرد و سپس علی رغم همه مقاومت ها وارد روند اصلاح مدیریت شد و تاکنون هم بحمدالله نتایج خوبی حاصل شده است.