کد خبر: 467128
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
 ممكن است سؤال شود خود جريان اصولگرا به برخي برنامه‌ها و روند‌هاي ناصوابي كه در عرصه‌هاي مختلف كشور اعم از اقتصادي و... انجام مي‌شود، معترض است اما مردم با وجود برخي مرزبندي‌ها در درون اين جريان به ويژه در مواجهه با دولت، هنوز بر اين باورند كه اين اصولگرا‌ها هستند كه اداره كشور را بر عهده دارند. از مجموع ۲۹۰ مسافري كه به بهارستان رسيده بيش از ۲۲۰ نماينده با تابلوي اصولگرايي وارد مجلس شده‌اند و بقيه نمايندگان را مستقلين، اصلاح طلبان، اقليت‌ها و ... تشكيل مي‌دهند و اين آمار نشان مي‌دهد كه پر‌چم اصولگرا‌ها نسبت به مجلس فعلي بر افراشته‌تر است. در ميان جريان اصولگرا نيز دو طيف متحد و پايداري بيشتر از همه خود‌نمايي مي‌كند و شايد همين بر‌داشت‌هاي شخصي و يكسويه است كه برخي از افراد اين دو طيف سعي دارند به نوعي وزن سياسي خود را بر‌جسته‌تر از رقيب انتخاباتي ديروز و ان‌شا‌ء‌الله متحد امروز در جريان اصولگرا نشان دهند. قطعاً تا پيش از بر‌گزاري دور اول انتخابات خيلي از شخصيت‌ها و دلسوزان نظام نگران تشتت كانديدا‌ها در جريان اصولگرا بودند به ويژه آنكه بعضاً در يك شهر‌ستان كوچك شاهد رقابت دو يا سه كانديدا از جريان اصولگرايي با تابلوي جبهه متحد و پايداري بوديم ولي وقتي از برآيند رقابت اين دو جبهه، هم ميزان مشاركت مردم افزايش پيدا كرد و هم مردم در تشخيص خود ‌مسيري متفاوت را طي نكردند و تقريباً در تمامي حوزه‌هاي انتخابيه ترجيح دادند رأي خود را به سبد اصولگرا‌ها بريزند، صرف‌نظر از نگراني نسبت به انتخابات رياست جمهوري ياز‌دهم كه مبادا همين رقابت درون خانواده اصولگرايي منجر به چالش جدي در آن عرصه گردد، نتيجه انتخابات مجلس نهم را مثبت ارزيابي مي‌كنند. در كنار انتخابات سراسر كشور، انتخابات تهران به جهت اتفاقاتي كه در روند اين رقابت‌ها رخ داد، از ويژگي‌هاي خاصي بر‌خور‌دار است:
۱- با وجود سنگيني فضاي سياسي درون قوا و سر‌ريز شدن آن به كشور كه اولين آسيب آن متوجه پايتخت‌نشين‌ها مي‌شود، مردم در مرحله دوم انتخابات مجلس نهم نسبت به دوره مشابه در مجلس هشتم، ۱۰ درصد مشاركت بيشتر داشتند و اين آمار گوياي اين واقعيت است كه هر چند مردم تهران اتفاقات و بگو‌مگو‌هاي سياسي را به درستي رصد كرده‌اند ولي تحت‌تأثير‌ اين فضا قرار نمي‌گيرند. اگر شرايط سياسي حاكم در قوا را به شرايط اقتصادي كه فشار بيشتر آن متوجه شهر‌هاي بزرگ به ويژه پايتخت خواهد بود، بيفزاييم، افزايش رأي ۱۰ درصدي آن هم به جريان اصولگرا بيشتر معنا پيدا مي‌كند.
۲- صرفنظر از آقايان مطهري و محجوب كه به نوعي آراي آنها نيز قابل تفسير است، آراي مردم تهران گزينشي از دو ليست جبهه متحد و پايداري بود و تهراني‌ها بر‌خلاف دوره‌هاي پيشين در مرحله دوم، صرفاً يك ليست را مبناي انتخاب خود قرار ندادند و با گزينش از آنها و حتي گرايش بيشتر يا كمتر به هر كدام از كانديدا‌ها، نگاه خود را منتقل كردند. مردم تهران با انتخاب فلان كانديدا از جبهه پايداري در رديف‌هاي آخر فهرست انتخاباتي خود يا حذف يك كانديدا‌ي شاخص جبهه متحد كه چهار سال پيش در يكي از مناطق جنوب تهران بيشترين خاستگاه رأي را داشت، نشان دادند كوچك‌ترين حركات افراط‌آميز يا كم‌كاري نمايندگان خويش را زير ذره‌بين داشته و پاي صندوق رأي نگاه اصولگرايانه خود را بروز مي‌دهند. در چنين وضعيتي حتي مردم به تخريب‌هايي كه نسبت به يك چهره سياسي شاخص در مجلس صورت مي‌گرفت، توجه نكردند.
آنچه در روزهاي آخر توسط برخي سايت‌ها و حتي كانديداهاي جبهه پايداري نسبت به زاكاني و توكلي اتفاق افتاد، مؤيد اين تحليل است.
۳ ـ مردم تهران حجم تبليغات انجام شده توسط يك يا دو كانديداي مطرح يك جريان سياسي را نيز مبناي رأي خويش قرار دادند. وقتي در كنار تبليغات متعارف يا حداقلي برخي افراد، شاهد انبوهي از تبليغات غيرمتعارف آقايان خاني و رودكي قرار گرفتند، ترجيح دادند با وجود برخي توانمندي‌هاي مناسب اين دو كانديدا، آنها را از ورود به ساختمان لوزي بهارستان باز دارند. چرا كه مردم يك بار شاهد چنين حجمي از تبليغات توسط كارگزاران سازندگي در مجلس پنجم يا اصلاح‌طلبان در مجلس ششم بودند و آسيب آن را ديده بودند.
۴ ـ تجديد نظر در معرفي افراد و دور شدن از يك تعداد افراد ثابت و احزاب سنتي يكي از ضرورت‌هايي است كه هر گاه اصولگرايان توانستند خط شكن آن باشند، نتيجه حاصل شده است و هر گاه جانب احتياط را پيشه كرده‌اند، نتوانسته‌اند توفيق چنداني پيدا كنند. عدم رأي مردم تهران به آقايان حبيبي و بادامچيان ـ هر چند كه قابل احترام هستند ـ حامل اين پيام بود كه رجوع مجدد به اين افراد در انتخابات آينده چندان به صواب نيست. ضمن اينكه اين پيام حزبي را نيز به همراه داشت كه ضرورت جوانگرايي در حزب مؤتلفه اسلامي در شرايط حاضر دوچندان احساس مي‌شود.
۵ ـ و اما آراي آقايان مطهري و محجوب تفسير ديگري دارد. اولاً آقاي مطهري به جهت انتصاب به شهيد بزرگوار آيت‌الله مطهري، در بين بخشي از جامعه جايگاهي دارد كه نبايد از نظر دور داشت. چرا كه مردم به راست يا غلط، همان آرمان‌هاي شهيد مطهري را در چهره فرزند او جست‌وجو مي‌كنند. اينكه تا چه ميزان دكتر مطهري حامل آرمان‌هاي پدر است، بماند! اما اين نگاه مردم است و بايد به آن احترام گذاشت.
ثانياً بايد بپذيريم بخشي از اصلاح‌طلبان بعد از رأي دادن خاتمي در دور اول، به اين نتيجه رسيدند از اين پس در انتخابات مشاركت داشته باشند. بنابراين طبيعي است مطهري، محجوب و جلودارزاده كانديداهايي بودند كه مي‌توانستند مطلوب‌هاي آنها را در مجلس در دوراني كه دچار فترت شده‌اند، دنبال نمايند. از اين رو بايد گفت رأي اصلاح‌طلبان همگي به سبد اين سه نفر ريخته شده است و اگر مطهري از امتياز انتساب به شهيد مطهري برخوردار است، محجوب نيز جامعه كارگري را به عنوان پشتيبان به همراه دارد. ولي از آنجا كه جلودارزاده نسبت به اين دو كانديداي اصلاح‌طلبان از شهرت كمتري برخوردار است و جامعه سنتي ايران نيز به زنان خارج از ليست‌هاي عمده گرايش چنداني ندارد، اين كانديدا از ورود به مجلس باز ماند. البته آقاي مطهري اقدام ديگري را نيز انجام داد كه منجر به افزايش رأي او شد. وي به جاي انجام تبليغات در شهر تهران، تمام انرژي خود را در مرحله دوم ‌ به حاشيه تهران از جمله اسلامشهر متمركز نمود كه همواره در تغيير معادلات آراي تهران تأثيرگذار است.
۶ ـ انتخابات مجلس نهم از جهات مختلف براي شخصيت‌هاي سياسي و احزاب شاخص آن درس‌آموز است و اگر هر گروه يا جريان سياسي قصد آن دارد در انتخابات بعدي اعم از رئيس جمهوري، مجلس يا شوراها محل رجوع مردم باشد بايد به نكاتي كه موجب ادبار و رويگرداني يا اقبال عمومي مي‌شود، توجه داشته باشند در غير اين صورت، محكوم به شكست خواهند شد. در اين رهگذر، قطعاً بيش از همه گروه‌ها، اصولگرايان در معرض خطرند و بايد دقت لازم را كنند چرا كه حفظ قدرت در شرايط فعلي به مراتب سخت‌تر از كسب آن است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار