کد خبر: 467106
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۶:۳۱
گفتگوي «جوان» با قدرت‌الله صلح‌ميرزايي؛

مريم عرفانيان: همچنين راز شكست فيلم‌هاي ضعيف هم در نداشتن فيلمنامه‌ حرفه‌اي است. شايد همين كم‌توجهي باعث شده است در سال‌هاي اخير شيوه جديد نگارش فيلمنامه بعد از شروع پروژه دامنگير بسياري از برنامه‌ها شود. 

در اين رابطه به گفت‌وگو با قدرت الله صلح ميرزايي كارگردان سينما و تلويزيون كه اين روزها «دختري به نام آهو» با كارگرداني او روي آنتن مي‌رود، نشسته‌ايم. 

شما اهميت يك فيلمنامه را در موفقيت يك فيلم يا سريال چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

همه آنهايي كه دستي در توليد برنامه‌هاي تلويزيوني و سينمايي دارند خوب مي‌دانند كه فيلمنامه‌ خوب همه عوامل را بر سر ذوق مي‌آورد. به اعتقاد من و تمام كساني كه در سينما كار مي‌كنند، اساس پيشرفت كار تهيه‌كننده، كارگردان، بازيگر و ساير عوامل مثل طراح صحنه و لباس و. . . فيلمنامه است. 

فيلمنامه اگر جايگاه مستحكمي داشته باشد، همه‌ عوامل كار را به ذوق مي‌آورد كه در آن كار كنند. از جمله فيلمبردار فضاسازي مي‌كند و حتي كارگردان در قالب فيلمنامه نگاه جديدتري خواهد داشت. فيلمنامه در ايران و در كل دنيا اساس كار فيلم است، با اين حال ما در ايران مشكلات زيادي در زمينه فيلمنامه‌نويسي داريم. 

با همه موفقيت و شكست‌هايي كه فيلمسازي ايران به دست آورده است، وضعيت فيلمنامه‌نويسي را در كشور چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

مشكل اين است كه ما در كشورمان محدوديت بازي داريم و همين امر اين امكان را به فيلمساز نمي‌دهد كه نگاهي فراتر از مرز به كار خودش بدهد، نتيجتاً فيلمنامه‌نويسي در ايران رشد نسبي كرده است.
 
با بررسي كارنامه سينمايي ايران از نظر فيلمنامه درمي‌يابيم در سال‌هاي اخير به ندرت مجموعه‌اي كه داراي فيلمنامه‌ مستحكم و قواعد فيلمنامه‌نويسي به علاوه‌ موضوع بكري باشد، وجود داشته و اگر هم بوده تعداد آنها به ۲۰ هم نمي‌رسد! براي مثال مي‌توان به فيلم‌هايي مثل «روسري آبي»، «ديده‌بان» و «بودن يا نبودن» و حتي فيلم‌هاي جديدتر كه جايزه و موفقيت‌هاي جهاني به دست آورده‌اند اشاره كنيم. درباره فيلمنامه‌نويسان هم متأسفانه بايد گفت كه با وجود فيلمنامه‌نويسان خوب بعد از دو سه كار از آنها كار شاخصي نمي‌توان ديد. 

آيا در بروز اين ضعف و مشكل خود فيلمنامه نويسان هم سهيم هستند؟ 

به حتم. فيلمنامه‌نويسي در سينماي ايران ضعف دارد. خود من فيلمنامه‌هايي به دستم مي‌رسد كه براي توليد فيلم سينمايي و حتي تله‌فيلم از ضعف بسيار بالايي برخوردارند. اگر ۲۰۰ و ۳۰۰ طرح به دستم برسد حدود پنج تاي آنها براي تله انتخاب مي‌شود و بيشتر از يكي دو طرح براي كار سينمايي نيست و اين ضعف خطرناكي است.
 
ضعف فيلمنامه سه دهه است كه لطمه‌ بزرگي به فيلمسازي ايران حتي صدا و سيما زده و در تمام دنيا مي‌بينيم اگر فيلمنامه‌اي نوشته مي‌شود توسط دو نفر كه شامل متخصص گفت‌وگو و فيلمنامه است، اين كار صورت مي‌گيرد ولي در ايران اين قضيه باب نشده است و متأسفانه يك نفر كه قصه‌اي را مي‌نويسد شخصاً به نوشتن گفت‌وگو هم اقدام مي‌كند، در حالي كه در كشورهايي كه سينماي موفقي دارند اين كار دو يا چند نفره اجرا مي‌شود. گفت‌وگو‌نويسي كاري دشوار ولي دلنشين است.
 
در اكثر فيلمنامه‌هايي كه به دستم مي‌رسد اگر اسم شخصيت‌ها را خط بزنيد و كسي بخواند احساس مي‌كند كه يك نفر در حال گفتن اين گفت‌وگوهاست، آن زمان كه اسم‌ها را سر جايشان بگذاريد مي‌بينيد كه شايد چهار پرسوناژ باشند و گفت‌وگوي هيچ شخصيتي با ديگري فرق نمي‌كند. 

براي مثال شما در «ميوه ممنوعه» با انبوهي از گفت‌وگوهاي خوب و بجا برخورد كرديد كه به برقراري ارتباط مستحكم با مخاطب منجر شد و شايد يكي از علل موفقيت فيلم در همين قضيه بود. به نظر من اگر متوليان سينماي ايران و سازمان صدا و سيما روي فيلمنامه‌نويسي و گفت‌وگونويسي سرمايه‌گذاري كنند، معضل فيلم‌هاي ضعيف تا ۸۰ درصد رفع مي‌شود. 

دربين همه مشكلاتي كه گفتيد يك مورد جديد نيز اضافه شده و آن آغاز پروژه فيلمسازي بدون فيلمنامه است. به نظر شما با رواج اين روش چه بلايي سر فيلمسازي كشور مي‌آيد؟ 

در اين رابطه دو نكته را متذكر مي‌شوم: اول اينكه اين امر بحث جديدي نيست. در بسياري از كارهاي سال‌هاي گذشته نيز قبل از شروع كار فيلمنامه‌اي وجود نداشت و بعد از جمع شدن عوامل و بازيگران تازه فيلمنامه نويسان اقدام به نوشتن مي‌كردند. 

تقريباً عمر اين امر به شروع ساخت برنامه‌هاي مناسبتي بازمي‌گردد. نكته دوم اينكه هر چه پيش‌تر مي‌رويم اوضاع بدتر مي‌شود. در گذشته براي كارهاي مناسبتي طرح آماده بود و عوامل مي‌دانستند كه قرار است چه كاري انجام دهند اما در سال‌هاي اخير عوامل وقتي براي كار قرارداد مي‌بندند فقط مي‌دانند كه قرار است در يك پروژه مثلاً براي نوروز يا رمضان و. . . بازي كنند. 

هر سال و در چند برهه، به دليل مناسبت‌هاي متفاوت، مخاطب در انتظار آثار خاص آن مناسبت پاي تلويزيون مي‌نشيند و اين فرصت مناسبي است تا اين رسانه بتواند كارهاي تأثيرگذاري را روي آنتن ببرد، بنابراين براي چنين ايامي و توليد آثار متناسب با آنها بايد يك برنامه‌ريزي خوب و بلند مدت داشته باشيم و اهداف و محورها را مشخص كنيم، اما هميشه اين كارها دير آغاز مي‌شود و گاهي به پخش نمي‌رسد. 

چرا برنامه‌هاي مناسبتي كه زمان آن در تقويم مشخص است با چنين مشكلاتي مواجه مي‌شوند؟ 

شايد يكي از علت‌هاي اينكه تصويربرداري آثار مناسبتي نزديك به آن مناسبت خاص آغاز مي‌شود، اين باشد كه هنگام پخش و با ديدن بازخوردهاي كار، قصه به سمتي برده شود كه بر جذابيت اثر بيفزايد يا تمركز روي شخصيتي باشد كه مورد علاقه مخاطب است، البته در كنار آن به برخي بي‌برنامگي نيز مي‌توان اشاره كرد. 

«دختري به نام آهو» چرا دچار اين مشكل شد؟ 

متأسفانه اين مشكل ناراحتي برخي از همكاران را نيز به همراه داشت. اين سريال قرار بود براي نوروز آماده شود. برنامه مشخص و طرحي خوبي بود و من قبول كردم كه اين كار را كارگرداني كنم. در اين بين اعتراف مي‌كنم برخي از بازيگران به خاطر شناختي كه از همكاري با من داشتند پذيرفتند كه بدون فيلمنامه سر اين كار حاضر شوند، البته به نظر من اين سريال خيلي خوب از آب درآمد. نمي‌گويم جاي پرداخت شخصيت‌ها نبود اما براي يك سريال ۱۳ قسمتي بسيار خوب بود و زمان برنامه مجال پرداخت بيش از اين را نمي‌داد.
 
با اينكه فيلمنامه آماده نبود اما كيفيت را فداي سرعت كار نكرديم و نتيجه هم مقبول بود، با اين وجود من اين كار را تأييد نمي‌كنم و اميدوارم به مشكل نهادينه فيلمسازي كشور تبديل نشود. 

به نظر شما حاضر نبودن فيلمنامه و نگارش آن حين كار سودي هم داشته است؟ 

بله به اعتقاد من بداهه گويي را ميان هنرمندان افزايش داده است! البته اين را شوخي مي‌كنم اما بايد فكري كرد كه اين امر رسم فيلمسازي كشور نشود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار