
بسياري از دولتها و گروههاي ذينفوذ براي رساندن پيامها و افكار خود هزينههاي بالاي تأسيس شبكه تلويزيوني را متقبل ميشوند. اين ابزار ميتواند مانند چاقويي عمل كند كه در دست جراح زندگي بخش باشد و در دست يك جاني، باعث خاموش شدن چراغ يك زندگي شود، اما داستان اين ابزار در كشور ما با بسياري از كشورهاي ديگر متفاوت است؛ داستان انحصاري طولاني كه از بدو تأسيس سازمان راديو و تلويزيون در پيش از انقلاب آغاز و تاكنون ادامه داشته، اما اين انحصار گويا به روزهاي پاياني رسيده است.
چندي پيش جانشين محترم فرمانده نيروي انتظامي در گفتوگويي از تشديد برخورد با استفاده از گيرندههاي ماهوارهاي خبر داده و گفته بود: مسير دشمن مسير انحراف جوانان و تضعيف بنيان خانوادههاست، از اين رو جديت در جمعآوري ماهوارهها همچنان ادامه خواهد يافت، خوشبختانه ظرفيتهاي صداوسيما در بخشهاي مختلف جوابگوي ذائقههاي مردم است. چند روز بعد از اين سخنان اولين شبكه تلويزيوني اينترنتي غير دولتي در ايران آغاز به كار كرد، شبكه تلويزيوني اينترنتي «پايداري» در حالي رسماً آغاز به كار كرد كه پيش از اين تمامي تلاشهاي انجام شده براي ايجاد شبكههاي تلويزيوني داخلي با شكست روبهرو شده بودند.
بسياري بر اين باورند كه شروع به كار شبكه پايداري آغازي بر پايان انحصار صدا و سيما در پخش تصاوير تلويزيوني باشد، اما اينكه ظرفيتهايي كه سردار رادان در صدا و سيما ديده تا چه ميزان مورد استفاده قرار گرفته است يا اينكه اين ظرفيتها تا چه حد ميتواند جوابگوي ذائقه مردم باشد، جاي سؤال دارد. يكي از دلايل راه اندازي شبكه پايداري را ميتوان در حس نياز مديران آن شبكه براي ارتباط مستقيم با مردم دانست، يعني به رغم اينكه اين شبكه داخلي است و مسئولان آن از داخل نظام برخاستهاند، اما صدا و سيما نتوانسته توقعات آنها را پاسخ دهد، بنابر اين رأساً اقدام به تأسيس شبكه كردهاند.
از سوي ديگر چند شبكه ماهوارهاي نيزدر داخل كشور به فعاليت ميپردازند و داراي دفاتر رسمي هستند. اين شبكهها اعلام كردهاند كه داراي مجوز فعاليت از وزارت ارشاد هستند؛ چيزي كه هيچ گاه از سوي وزارت ارشاد نفي نشده است. گسترش فعاليتهاي اين شبكهها و اقبالي كه مردم نسبت به آنها دارند، اين شبهه را در اذهان به وجود ميآورد كه اگر قرار بود انحصار تلويزيوني صدا وسيما كار آمد باشد پس چرا كساني در داخل حكومت جمهوري اسلامي اقدام به تأسيس شبكه تلويزيوني كردهاند؟ و اگر برنامههاي مختلف صدا و سيما پاسخگوي ذائقههاي مختلف مردم بوده است، پس چرا هنوز نيروي انتظامي بايد وقت و توان خود را مصروف جمعآوري ديشهاي ماهواره كند؟
از همه مهم تر اگر فعاليتهاي تلويزيوني غير از صدا و سيما ممنوع است! پس چرا وزارت ارشاد اجازه فعاليت به چند شبكه داده است؟
اين سؤال هايي است كه شايد هر روزه در ذهن بسياري از ما شكل بگيرد. تاريخ نشان داده است كه هرگاه انحصار جاي خود را به رقابت داده، نتيجه بهتري به دست آمده است. براي نمونه اولين اپراتور تلفن همراه در ايران تا زماني كه حق انحصاري موبايل را در ايران داشت، قيمت سيمكارت و تعرفه مكالمه را به تنهايي تعيين مينمود و هر طور كه ميخواست با مردمي كه مشتاقانه به دنبال استفاده از فناوريهاي نو بودند برخورد ميكرد، اما از زماني كه اپراتورهاي ديگر توانستند اين انحصار را بشكنند، ما شاهد انواع و اقسام خدمات جديد، كاهش قيمت سيمكارت و جوايز و برنامههاي تبليغاتي بوديم كه هر اپراتور براي جلب مشتريان بيشتر به كار ميبرد. اين مثال را ميتوان به تلويزيون تعميم داد. تا زماني كه انحصار وجود داشته باشد از ارائه خدمات بهتر خبري نخواهد بود و اگر قرار است انحصار لغو شود، نبايد آن را مختص معدودي از افراد كرد كه از رانتهاي قدرت برخوردارند.