کد خبر: 464376
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۳:۵۶
گزارش «جوان» از چرايي و چگونگي ورود بازيگران در عرصه موسيقي

احمدرضا حجارزاده: آخرين و پرسروصداترين حوزه‌اي كه سبب جلب توجه دوستداران هنر و سينما به اين قشر هنرمند شده، موسيقي است. اين‌روزها خبرهايي از گوشه و كنار شنيده مي‌شود مبني بر اينكه «بهرام رادان» و «امين حيايي» درگير تداركِ آلبوم‌هاي موسيقي خود براي عرضه به بازار هستند. 

با اين‌حال نمي‌توان از اكنون نتيجه تجربيات موسيقايي بازيگران نامبرده را پيش‌بيني كرد. بايد منتظر ماند و ديد آيا ستاره فيلم‌هاي بفروش سينما مي‌توانند موفقيت‌شان را در وادي موسيقي هم تكرار كنند.

به طور دقيق نمي‌دانيم نخستين‌بار كدام بازيگر، وسوسه خوانندگي را به جانِ همكاران ديگر انداخت تا امروز شاهد انبوهي از بازيگراني باشيم كه به هر بهانه‌‌اي در فيلم‌ها و سريال‌هاي گوناگون، آوازخواني را تجربه مي‌كنند يا حتي جسارت به خرج مي‌دهند و آلبوم موسيقي مستقلي روانه بازار مي‌كنند.
 
پيش از اين در سال‌هاي دور، خواندنِ بازيگران، تنها مختص به هنرپيشه‌هاي كم‌سن و سال يا بازيگرانِ نقش‌هاي كمدي بود. 

نمونه خوب اين مثال، فيلم موزيكالِ «دزد‌عروسك‌ها» بود كه در آن «شروين نجفيان» و «مهراوه شريفي‌نيا»ي خردسال و «آزيتا حاجيان»، «ابراهيم آبادي» و «اكبر عبديِ» بزرگسال، آوازهايي براي كودكان خواندند. نجفيانِ پسر، سال‌ها بعد در سنين جواني و در فيلمِ «هفت ترانه»، دوباره آوازخواني را آزمود. 

نجفيانِ پدر هم كه قبل از اين به عنوان بازيگر و كارگردانِ تئاتر، تلويزيون و سينما شناخته مي‌شد، چند سالي بود به خاطر اجراي قطعه «ميرن آدم‌ها / از اونا فقط. . . » به شهرت رسيده بود. گرچه خيلي پيشتر از اين، «مرتضي احمدي»، آواز تيتراژ فيلم «حسن كچل» را به كارگرداني زنده‌ياد «علي حاتمي» در بهترين شكل ممكن خوانده بود. 

شايد تصنيف‌هاي كوتاهي كه «پرويز پرستويي» سال ۷۳ در فيلم «آدم‌برفي» خواند، اولين جرقه‌هاي جديِ ورود بازيگران به خواندن بود. 

پرستويي بعدها در سال ۷۸ و در فيلم «شوخي»، شكلِ بهتري از خوانندگي را به نمايش گذاشت. دكلمه اشعار زنده‌ياد «حسين پناهي» از ديگر فعاليت‌هاي او بود.
 
اگر بخواهيم براي خوانندگي بازيگران مثال و مصداق بياوريم، اين فهرست حالا حالاها ادامه خواهد يافت. رضا عطاران، جواد رضويان، محمدرضا هدايتي، مهران مديري، فتحعلي اويسي، حامد بهداد و برزو ارجمند، برخي ديگر از بازيگراني‌اند كه خوانندگي را در فيلم‌ها يا استوديو ضبط موسيقي آزموده‌اند. اينك پرسش اينجاست كه به راستي اين هنرپيشه‌ها در دنياي موسيقي چه مي‌جويند كه در حرفه اصلي خود نيافته‌اند؟ 

كدام نياز هنري يا بشري، آنها را به حضور در اين حيطه كشانده است؟آيا آهنگ‌هايي كه توسط آنها ضبط و پخش مي‌شود، چنان‌كه شايسته و مورد نظر آنهاست، شنيده و مورد اقبال واقع مي‌شود؟آمار و برآورد موجود نشان مي‌دهد آوازخواني اين افراد، فاقد ارزش و جنبه‌هاي تخصصي و تكنيكي است و در اين گرايش موسيقايي بيش از هر چيز، جنبه تفنن و تبليغاتي آن مورد توجه است. 

به عنوان نمونه، ترانه‌هايي كه عطاران، رضويان، اويسي يا مديري در تيتراژ سريال‌هايشان خوانده‌اند، پس از اتمام آن مجموعه به سرعت فراموش شدند و ديگر به ندرت كسي از آنها ياد كرد. 

در حالي‌كه آواز «عليرضا قرباني» در عنوان‌بندي پاياني مجموعه تلويزيوني «شب دهم»، با وجود گذشت ۱۰ سال از پخش آن، هنوز يكي از شنيدني‌ترين و درست‌ترين آهنگ‌هاي ضبط‌شده در حوزه موسيقي است. 

گويا وقتي خواننده‌هاي حرفه‌اي ولو گمنام در برنامه‌هاي تلويزيوني به خواندن مي‌پردازند، بيشتر مورد اقبال عموم قرار مي‌گيرد و موجب ماندگاري آن قطعه مي‌شود. 

«علي لهراسبي» و «محسن يگانه» دو تن از خواننده‌هاي گُل‌كرده اين سال‌ها هستند كه با خواندن در تلويزيون درخشيده‌اند. غير از فعاليت موزيكال بازيگران و گرايش موسيقايي‌شان، از سوي ديگر مي‌توان بر ورود و حضور ستاره‌هاي موسيقي به هنر سينما تمركز كرد. 

اين تبادل نيرو ميان اين دو عرصه، طي چند سال اخير نه تنها رونق گرفته، كه باعث افزايش نيروهاي تازه‌نفس ميان دو بخش مهم هنري شده است. 

مهم‌ترين دستاورد اين جابه‌جايي‌ها، كشف و معرفيِ يك گيتاريست گمنام و نشان از گروه موسيقي «آريان» به سينما بود كه منجر به خلقِ سوپراستار دهه اخير و توليد انبوهي از فيلم‌هاي تجاري و عامه‌پسند با بازي او شد. 

گرچه او بعدها در فيلم «گل يخ» ساخته «كيومرث پوراحمد»، ترانه‌هايي را با صداي خودش اجرا كرد. رضا صادقي، رضا يزداني، كارن همايونفر، فرزاد فرزين و محسن چاوشي برخي ديگر از آهنگسازها و خواننده‌هايي بودند كه سر از سينما درآوردند. 

نكته جالب در اين ميان آنكه هرچه بازيگران نتوانسته‌اند در اجراهاي موسيقايي خود باري از دوش اين هنر بردارند، به همان ميزان خواننده‌ها و آهنگسازها، كمترين تأثير‌ي در دنياي بازيگري و هنر فيلمسازي نداشته‌اند. 

بلكه استفاده از آنها در فيلم‌هاي سينمايي، فقط و فقط كاركرد تبليغاتي و ابزاري دارد. البته از اين مثال، مورد عجيب «كارن همايونفر» و بازي درخشانش در «اسب حيوان نجيبي است» را فاكتور بگيريد. 

با اين‌همه، هر دو گروه، با پشتكار، جديت و علاقه بسيار كماكان دارند به توليد آثار در رشته‌هاي غيرتخصصي‌شان ادامه مي‌دهند و كسي هم از آنها نمي‌پرسد چرا. 

اگر بخواهيم به دنبال چرايي اين موضوع باشيم، مي‌توانيم براي هر كدام از اين دو دسته، پاسخي دم‌دستي بيابيم. اينكه خواننده‌ها به بازيگري تمايل نشان مي‌دهند، شايد ناشي از فضاي بسته موسيقي در جامعه ما باشد كه دست‌اندركاران موزيك را وا مي‌دارد تا از زيرزمين‌ها و استوديوهاي تاريك سر برآورند و بر پرده نقره‌اي بدرخشند تا شخصيتِ پنهان و ناديده خودشان نيز، بيشتر و به اندازه نام و محبوبيت آلبوم‌هاي موسيقي‌شان، به چشم آيد. 

از طرفي به نظر مي‌رسد مهم‌ترين دليل گرايش سينماگران به انتشار آلبوم‌هاي موسيقي، استفاده آنها از صدايشان در بازيگري و در مقياس كلي‌تر آن، صداپيشگي برخي از آنهاست. 

گرچه خواندن اين بازيگرها در تيتراژ و برنامه‌هاي زنده رسانه ملي، شايد تلاشي باشد تا ضمن آزمودنِ فنِ موسيقي، كسب تجربه در اين حوزه و جلبِ توجه هواداران، اعتبارِ از دست‌رفته خويش را احيا كنند يا دوباره در صدر اخبار و حاشيه‌هاي مورد علاقه سينمادوستان قرار گيرند.
 
كاش كسي نظمي به اين آشفته‌بازار هنري ايران‌زمين مي‌داد تا هر كس، سازش را متناسب با اركستري كه در آن فعاليت دارد، كوك كند. اين‌گونه است كه امروز از هنر سرزمين ما، آهنگي فالش و ناكوك به گوش مي‌رسد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار