
به گزارش جوان، واقعيت آن است كه پس از آنكه طرح هماهنگ و مشترك اپوزيسيون و اصلاحطلبان در خصوص تحريم انتخابات با حضور پرشور مردم شكست خورد و خاتمي به عنوان يكي از ليدرهاي اصلاحات كه نقش وي در ترويج سناريوي تحريم، غيرقابل انكار است، مجبور به حضور در انتخابات شد، اصلاحطلبان تصميم گرفتند كه اگرچه تمام برنامه ريزيهايشان با شكست روبهرو شد، اما از اين شرايط به وجود آمده نيز به نحو احسن به نفع خود استفاده كنند.
آنها كه از حضور خاتمي در انتخابات حسابي شوكه شده بودند، برنامهريزي خود روي بازگشت خاتمي به درون نظام گذاشتند و به همين خاطر مشاوران خاص خاتمي، پيشنهادات خود را براي امتيازگيري از نظام به وي ارائه كردند.
همين مشاورهها باعث شد كه خاتمي در ديدار با همفكران خود سخن از وحدت ملي به ميان آورده و خواستار آزادي زندانيان سياسي شده است. زندانيان سياسي كه نه تنها در زمان آزاديشان عليه امنيت ملي اقدام كرده، بلكه در مدت حبس خود نيز آزادانه حملاتي را متوجه نظام و انقلاب ميكردند و حتي از همان درون زندان نيز خواستار تحريم انتخابات شده بودند.
مشاوراني كه اطلاعات غلط ميدهند
حال اين سخنان خاتمي در خصوص آشتي ملي و آزادي زندانيان سياسي در حالي تحت تأثير مشاوران تندرواش مطرح ميشود كه خود وي پيشتر سنگينترين حملات را متوجه همين زندانيان سياسي و مشاورانش كرده بود؛ كساني كه خاتمي را به شدت به خاطر حضورش در انتخابات مجلس مورد شماتت قرار داده بودند.
خاتمي نيز در يك ديدار خصوصي با انتقاد از رفتار آنها اينگونه گفته است: مشكلات اصلي ما از اين مشاوران عزيز است. چرا من بايد جواب نتيجه راهنماييهاي شما را بدهم؟ مدام هزينه ميدهيم. با فشار شما عدم شركت در انتخابات را مطرح كرديم و آقايان از درون زندان و بيرون مرزها ما را تا تحريم انتخابات پيش بردند و سپس من را به سازشكاري متهم كرديد.
وي همچنين در ادامه انتقادات تند خود اضافه ميكند: چه ميخواستيد بكنيد كه نكرديد كه حالا فحش و بد و بيراه به من ميدهيد. اگر دوتا مشاور مانند آن پيرزن و پيرمردي كه رفتند و رأي دادند داشتم، والله بهتر از شماست. اما به راستي حال چه اتفاقي افتاده است كه خاتمي بارديگر به نظرات اين مشاوران گوش ميدهد، خود سؤالي است كه بايد خاتمي به آن پاسخ دهد.
آقاي خاتمي مرزبندي كنيد
واقعيت اين است كه بسياري پس از حضور خاتمي در انتخابات، پذيرفتند كه وي از رفتار و كردار گذشته خود دور شده است. گرچه وي هيچگاه حاضر به عذرخواهي رسمي از نظام و مردم به خاطر رفتارهاي غيرمعمولش در طول حوادث تلخ پس از انتخاب نشد و جاي اين عذرخواهي رسمي همچنان خالي است، اما بازهم بسياري اين مشاركت خاتمي در انتخابات را به فال نيك گرفتند تا بر اساس سياست نظام در خصوص جذب حداكثري و دفع حداقلي گام برداشته باشند.
در عين حال نكتهاي كه شايد مهمترين بحث و خواسته عمومي از خاتمي طي روزهاي اخير است، مرزبندي شفاف و رسمي وي با مشاوران و اصلاحطلبان تندرو است؛ كساني كه همواره ميكوشند تا از موجهاي به وجود آمده به نفع خود استفاده و پروژه امتيازگيري از نظام را كليد بزنند و خاتمي را نيز به ابزاري براي امتيازگيري تبديل كنند.
اين مسئلهاي است كه بسياري از سياسيون نيز به آن اشاره كردهاند و گفتهاند يكي از مهمترين دلايل بدنام شدن خاتمي و اقدامات نه چندان مناسب وي در گذشته وجود همين مشاوراني است كه اطلاعات نادرست به خاتمي ميدهند؛ اطلاعات غلطي كه اين الزام را به وجود ميآورد كه خاتمي بازنگري جدي در به كارگيري مشاوران خود انجام دهد.
خاتمي به دنبال خروج اصلاحات از كما
«سبز مرد. فكر اصلاحات باشيم و تلاش كنيم آن را از كما دربياوريم» اين يكي از كليديترين جملههاي خاتمي است كه در يكي ديگر از ديدارهاي خود آن را به زبان آورده است؛ جملهاي كه نشان دهنده استراتژي خاتمي براي آينده است.
وي كه روزي يكي از حاميان اصلي جنبش سبز بود، با مشاهده ريزش شديد پايگاه اجتماعي اين جنبش نو خواسته در ايران و اطمينان از عدم نتيجهگيري آن كوشيد تا حساب اصلاحطلبان را كه به نوعي نقش پدري بر گردن آنها دارد، از جنبش سبز جدا كند، چراكه وي هنوز هم به آينده اميدوار است و علاقه شديدي دارد به عنوان فردي تأثيرگذار و تعيين كننده به بدنه قدرت بازگردد و اگرچه اميدي به كسب مجدد كرسيهاي حكومتي ندارد اما در پي آن است كه با حمايتهاي مختلف فردي نزديك به خود را به صندليهاي حكومتي برساند و از اين راه پروژه اصلاحات خود را كه سالهاست از آن دم ميزند به مرحله اجرا برساند.
شايد همين توجيهات براي خاتمي كافي بود كه بتواند به رغم تلاشهاي همفكرانش و با تحمل تمام ناسزاها خود را شريك انتخاب مردم كند تا از اين طريق از هزينههايي كه به پيكره اصلاحات وارد ميشود بكاهد و خود را براي آينده آماده كند.