با گذشت پنج سال از انتخاب اين روز (از ۲۰ فروردين ۱۳۸۶) كارنامه نظام جمهوري اسلامي ايران را در اين عرصه ميتوان كارنامه موفقي ارزيابي كرد، چرا كه بهرغم تشديد فشارها و سنگاندازيهاي نظام سلطه در برابر پيشرفتهاي هستهاي ايران و بهانه قرار دادن دستاوردهاي ايران در اين عرصه براي تشديد فشارها و تحريمها، خوشبختانه ايستادگي و مقاومت مسئولان ايران در اين زمينه و تلاش و كوشش دانشمندان هستهاي كشور سبب شده است كه طي سالهاي اخير و به ويژه در يك سال گذشته نظام اسلامي به توفيقات ارزشمندي در اين راستا دست يابد كه راهاندازي نيروگاه اتمي بوشهر و توليد صفحه سوخت ۲۰ درصد گوشهاي از آن است، اگرچه به تاوان آن شهدايي را نيز تقديم كرد.
مقام معظم رهبري در بيانات خود در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي در آغاز سال جديد با اشاره به پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيك كشور، در اين عرصه با اشاره به پيشرفت كشور در زمينه غنيسازي ۲۰ درصدي ميفرمايند: اين غنيسازي بيست درصد همان چيزي است كه در سال ۸۹ امريكاييها و ديگران براي توليد آن شرط گذاشتند. ما بايد براي مركز اتمي آزمايشگاهي تهران كه مال راديو داروهاست، اورانيوم غني شده ۲۰ درصد توليد ميكرديم و چون سوخت بيست درصد تمام شده بود، آنها براي اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومي را كه توليد كردهايد (اورانيوم ۵/۳ درصد) به خارج بفرستيد.
ايشان سپس با اشاره به توافق انجام شده با تركيه و برزيل و مانعتراشي امريكا براي تحقق آن در اين زمينه يادآور ميشوند كه: آن وقتي كه صحبت تبادل اورانيوم داخل بود، ميگفتند اورانيوم ۵/۳ درصد را به روسيه بدهيد، روسيه ۲۰ درصد كند، او بدهد فرانسه، فرانسه صفحه سوخت درست كند، بدهد شما، يعني هفت خوان رستم! دانشمندان ما جوانان ما گفتند ما خودمان اين صفحه سوخت را درست ميكنيم، همت كردند، درست كردند.»
اما آنچه كه مناسبت اين روز را در سال جاري مضاعف ميكند، همزماني آن با آغاز دور جديد مذاكرات هستهاي ايران با ۱+۵ است كه حواشي و مقدمات آن، حتي اهميت مذاكرات را تحت تأثير قرار داده است كه در اين زمينه به نكاتي چند ميتوان اشاره كرد.
۱- موضوع هستهاي ايران و مسائل مربوط به آن تنها فرصتي براي بهانهجوييهاي غرب است كه در سالهاي اخير بر آن متمركز شده است. مسئله اصلي براي غرب جلوگيري از رشد فزاينده اقتدار ملي ايران و سياستهاي مستقل آن در عرصه جهاني است كه غرب تصور ميكند به بهانه آغاز مذاكرات قادر خواهد بود آن را تحت تأثير قرار داده و به تعبير خود مهار كند و بر اين اساس حتي كلينتون وزير خارجه امريكا چهارشنبه گذشته در ادامه جنگ رواني غرب عليه ايران با اشاره به اين مذاكرات مدعي شده است كه فرصت براي ايران در حال سپري شدن است و زمان براي پيگيري تلاشهاي ديپلماتيك نامحدود نيست و امريكا هيچ گزينهاي را براي جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح اتمي(؟!) منتفي نميداند. رسانههاي وابسته غربي حتي براي تكميل اين سناريو در آستانه برگزاري «احتمالي» مذاكرات از عبور بزرگترين ناو هواپيما بر جهان(براينترپرايز) ازكانال سوئز به سمت خليجفارس خبر ميدهند.
۲- محل مذاكرات آتي نيز به رغم برخي از پيشبينيهاي گذشته به حاشيه ديگري از اين مذاكرات تبديل شده است. از نظر جمهوري اسلامي ايران استانبول به دليل رفتارهاي نامناسب دولت آنكارا نسبت به تحولات منطقهاي و به ويژه موضوع سوريه، مكان مناسبي نيست چرا كه تبعيت بيچون و چراي دولت آنكارا از سياستهاي امريكا در اين زمينه نشانه عدم استقلال سياسي اين كشور است. به ويژه آنكه بعد از آشكار شدن مخالفت ايران با استانبول براي محل مذاكرات، اردوغان در اظهاراتي نسنجيده و غيرديپلماتيك، ايران را متهم به عدم صداقت كرده و مدعي ميشود كه ايرانيها وجهه بينالمللي خود را از دست ميدهند. اگرچه در پي اين اظهارات مسئولان ديپلماسي اين كشور كوشيدند اظهارات وي را توجيه كنند اما اين واكنش و عملكرد وزير خارجه اين كشور در نشستهاي اخير با امريكاييها، نشان دهنده نوعي سرسپردگي آنها به نظام سلطه است و از سوي ديگر مؤيد اين است كه حساسيتها و هوشمندي دستگاه ديپلماسي ايران نسبت به انجام مذاكرات در تركيه درست بوده است.
۳- مذاكرات ۱+۵ اگرچه براي بيان مواضع ايران و اعتمادسازي جهاني نسبت به فعاليتهاي هستهاي ايران، فرصت مناسبي است،اما از آنجا كه هدف راهبردي غرب در اين مذاكرات القاي تسليم ايران و تعليق فعاليتهاي صلحطلبانه هستهاي ايران است، نوع سرمايهگذاري و سياست تبليغي ايران در اين زمينه بايد متناسب با اين روند باشد. نبايد اين واقعيت را فراموش كرد كه نظام سلطه چهره واقعي خود در تعامل با ايران را در ترور دانشمندان هستهاي ايران نشان داده است.