
از همه جهات به نظر می رسد اوباما از وارد شدن جنگ با ایران در خصوص مسائل هستهای این کشور ناامید شده و توانسته اسرائیل را هم از این کار منع کند و اما گویا او قصد دارد گزینه دیگری را در معرض آزمون قرار دهد و تمام توانش را به کار بگیرد تا در فرایند دیپلماتیک جدیدی که قرار است او و متحدان غربیاش با ایران داشته باشند کاملا موفق باشد.
«تریتا پارسی»، استادیار روابط بینالملل دانشگاه جانهاپکینز و رئیس شورای ملّی ایرانی-آمریکا در گفتگو با ما راهکارهایی که میتوانند چشمانداز دیپلماسی آمریکا با ایران را بهبود بخشند، را بیان می کند و پنج راهکار ارائه میدهد که به گمان او میتواند امریکا را در بهبود روابط دیپلماتیک با ایران یاری دهد.
۱- اجازه ندهید تغییرات داخلی آمریکا به مذاکره با ایران تاثیر بگذارد
باید از دخالت دادن تغییرات داخلی سیاسی در مذاکره با ایران خوددداری کنند. همیشه یکی از اشتباهات کلیدی اوباما این بود که نتوانست از سرمایه سیاسی انتخاب شدن خود به ریاست جمهوری آمریکا استفاده کند و روی موضوعات مرتبط با ایران مانور دهد، چرا که نمیخواست ایران را به موضوعی برای منازعات سیاسی داخلی تبدیل کند.
قبلا تلاشهای اوباما برای مذاکره با ایران به جایی نرسید و این تلاشها به جای اینکه محدودیتی بر ایران اعمال کنند برای خود آمریکا محدودیت آور بودند، زیرا مواردی که این تلاشها دنبال میکردند گستردگی نداشتند و تنها به تمایل ایران برای پذیرش مطالبات غرب و سازمان ملل در خصوص برنامه هستهایش محدود میشدند؛ ضمن اینکه چارچوب زمانی تعیین شده برای چنین مذاکراتی نیز به عمد کوتاه در نظر گرفته شده بودند تا از انتقادهای گستردهتری که ممکن بود ادعا کنند دولت آمریکا به ایران اجازه داده است تا زمان را بخرد، جلوگیری کنند.
۲- مذاکرات به برنامه هستهای محدود نشود
نباید دستور کار مذاکره با ایران را تنها به مسئله هستهای محدود شود و می بایست آن را به موضوعات دیگری که در آنها یافتن زمینه مشترک با تهران سادهتر است، گسترش دهند. امتیاز محدود نکردن دستور کار مذاکرات به مسئله هستهای این است که از این طریق میتوان حس اعتماد و حسننیت ایرانیها را جلب کرد و در نهایت به رفع موانعی که بر سر راه مشکل هستهای وجود دارند نیز نائل آمد.
۳- از کشورهای میانجی در مذاکرات استفاده شود
نکته مهم این است که از ظرفیت بازیگران میانجی نظیر ترکیه و برزیل که روابط مساعدی با هر دو سو دارند، استفاده کند. روند فعلی دولت اوباما یعنی مذاکره گروه ۱+۵ با ایران را «معیوب» است و در حال حاضر اعتمادی میان کشورهای ۱+۵ و ایران وجود ندارد، چرا که تلاش آمریکا برای همراه کردن این کشورها با دیدگاههای خودش باعث شده است آنها نتوانند حسننیتشان را به تهران نشان دهند.
رفع این مشکل با وارد کردن بازیگران میانجی نظیر ترکیه و برزیل ممکن است. چرا که اوباما میتواند از ظرفیت این کشورها به عنوان مکمل گروه ۵+۱ استفاده کند و از آن طریق «فضای اعتماد متقابل» را به جریان مذاکرات تزریق کند.
۴- پذیرش واقعیت پیشرفت ایران در غنیسازی اورانیوم
قبول واقعیتهای پیشرفتهای ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم یک ضرور ت است.زمانی خط قرمز آمریکا در زمینه برنامه هستهای ایران دستیابی به «فناوری غنیسازی اورانیوم» بود اما اکنون ایران این خط قرمز را رد کرده است و دولت اوباما باید ضمن پذیرش این واقعیت فرانسه، اسرائیل و سایرین را متقاعد کند که بهترین راهکار در حال حاضر بر سر برنامه هستهای ایران این است که آن را در چارچوبی قابل قبول نگه داشت و از تسلیحاتی شدن آن جلوگیری به عمل آورد.
۵- تحریمها زمانی کارآمدند که بتوان آنها را لغو کرد
باید توجه داشت استفاده از گزینه تحریم تنها زمانی میتواند کارگر واقع شده و برگبرنده آمریکا در «زورآزمایی» با ایران تلقی شود که آمریکا همانطور که این تحریمها را وضع میکند توان برداشتن آنها را نیز داشته باشد. در صورتی که آمریکا نتواند در قبال درخواستی که از ایران دارد امتیازاتی به این کشور اعطا کند که از نظر آن مهم و خواستنی است، تهران تمایلی برای دست کشیدن از چیزی که آن را مهم میداند نخواهد داشت.