فيلم سينمايي «فتح ۱۴۵۳» محصول كشور تركيه، اين روزها جنبشي را در اين كشور به راه انداخته است. علاقه مردم به ديدن اين فيلم و نمايش همزمان در چند كشور اروپايي به همراه ركوردزني در فروش يكي از همين دستاوردها به شمار ميرود؛ فيلمي با موضوع پيروزي عثمانيها بر امپراتوري روم. با آنكه حوادث به نمايش گذاشته در اين فيلم سينمايي، به طور كامل بر حوادث تاريخي منطبق نيست و تركها با كپيكاري از چند فيلم هاليوودي آن را ساختهاند، اما در عمل، «فتح ۱۴۵۳» بازخوردها و نتايج خوبي براي سياستهاي دولت تركيه به ارمغان آورده است.
تركيه با اين فيلم سعي دارد با نشان دادن پيروزي عثمانيها بر غربيها، وحدت و احساس غرور ملي را در ميان شهروندانش ارتقا بخشد و در پس پرده آن نيز اهداف سياسي را دنبال كند. كشوري مانند تركيه خود را وامدار حكومت عثمانيها ميداند و تاريخي كمتر از هزار سال براي خود در نظر گفته است، در صورتي كه ايران حداقل هفت هزار سال تاريخ تمدني دارد. در طول اين تاريخ بلند حوادث بيشماري رخ داده است. اما ما براي نشان دادن مفاخر تاريخي مان و حوادث بزرگ و عجيبي كه در طول اين تاريخ چند هزار ساله اتفاق افتاده، چه كردهايم؟ ما تا چه ميزان به سراغ فيلمهاي تاريخي رفتهايم؟ اصولاً در برنامههاي كدام يك از فيلمسازان ما، فيلمهاي تاريخي نيز ديده شده است ؟ به جز سريالهاي عظيم و فاخري كه توسط صدا و سيما توليد شدهاند، چه اثر قابل توجه تاريخي در سينما توليد شده؟ فيلم پر هزينه وشكست خوردهاي چون راه آبي ابريشم را ميتوان تنها نمونهاي دانست كه به جاي گشت زدن در خيابانهاي تهران به سراغ كاري عظيم رفت، در آخر هم به دليل مسائل فني، فيلمنامه ضعيف وسرهم بندي شده و ساير مسائل در فروش گيشهاي شكست سنگيني خورد. در ضمن راه آبي ابريشم درباره شخصيت خاص تاريخي توليد نشده بلكه در مورد موضوعي كلي به داستانسرايي پرداخته است. در حالي كه تاريخ ايران پر از انسانهاي بزرگي است كه زندگي هر كدام از آنها ميتواند دستمايه چندين فيلم سينمايي باشد. حتي اگر عزمي براي ساختن فيلمي تاريخي ايجاد شود، مانند پروژه كوروش آنقدر برايش حاشيه ساخته ميشود كه در ميان آنها گم شده و به فراموشي سپرده شود. در حالي كه فيلمسازان ايراني تمام استانداردهاي لازم را براي ساخت پروژههاي عظيم دارند.
كارگردانان موفق ايراني اين روزها در حال درخشيدن در عرصه بينالمللي هستند، پس نميتوان علت نساختن فيلمها را نداشتن كارگردان خوب دانست. اما سوء مديريت را ميتوان عامل مهمي در اين مورد دانست. ما در حوزه سينما عادت كردهايم كارهاي دم دستي بسازيم، فيلمهايي كه كل داستانش در داخل يك ساختمان يا حداكثر با نماهايي از خيابانهاي شمال شهر تهران و ماشينهاي مدل بالا، همراه با داستانهاي آبكي عاشقانه، كمتر تهيه كننده بخش دولتي يا خصوصي روي پروژههاي تاريخي سرمايهگذاري ميكند، با آنكه تجربه سريالهاي موفقي چون امام علي(ع)، مختار و امثالهم نشان ميدهد كه مردم داستانهاي تاريخي را با علاقه دنبال ميكنند. در ميان غفلت ما در ساخت فيلم تاريخي، هاليوود و اقمارش از اين خلأ استفاده كرده با ساخت فيلمهاي بيهويتي چون «۳۰۰» و «شاهزاده پارسي» تاريخي تحريف شده را در اذهان عمومي ثبت خواهند كرد.
سازمان سينماي كشور در جهت ارتقاي سطح كمي و كيفي سينما، ايجاد شده است. يكي از برنامه هايي كه بايد در سازمان سينمايي به آن پرداخته شود، تربيت نويسندگاني كه دايره معلومات تاريخي وسيع و فيلم نامهنوسي تخصصي در حوزه تاريخ و مفاخر تاريخي ايران است.