«روز ملي» گشت برصاحب تمييز
در «دوازده» جمعه «اسفند» عزيز
وقت شد فخر وطن جويا شويم
قل هوالله احد گويان شويم
روشني بيذرهاي عيب آمده ست
تابش نور است از غيب آمده ست
گرچه «شرق» و «غرب» كارش دشمني ست
چشم دنيا خيره بر اين روشني ست
برسر «دشمن» همه آتش وشاند
ملت ايران همه عاشق وشاند
دست «بيعت» با «ولي» خويش داد
مثل كوهي پشت «رهبر» ايستاد
تا جهان باور كند عزمي سترگ
روز نوراني ايران بزرگ
«رهبر» از ما خواست گلبانگ «حضور»
انفجار عشق در اقصاي نور
يا علي!اي «مقتدا»ي خاص و عام
بهترين «تصوير» و تمثال «امام»
جذبه در شور «حسيني» ديدهايم
در شما نور «خميني» ديدهايم
وقف كردي عمر بهر «ملت»ات
مثل «موسا»يي براي «امت»ات
از «مدار عشق» خارج نيستيم
يا علي! ما از «خوارج» نيستيم
عشق بينم- ياد «مولا» ميكنم
شور ملت را تماشا ميكنم
كندوكاو ريشه و علت خوش است
انتخاب برتر از ملت خوش است
اين بود معناي «سالاري» دين
اقتدار «مردم» ايران زمين
اين سخن «ملي» ست- چون «ايماني» است
«سربلندي» عزت «ايراني» است
ملت ايران! به پاس عشق و شور
«حضرت رهبر» زما خواهد حضور
ملت ايران به خوبي آگه است
شور «يومالله» ديگر در ره است
نصرتي از سوي الله ميرسد
«روز جمعه» دارد از ره ميرسد
در طريق عشق «مولا» ميروند
دستها با «رأي» بالامي روند
چاوش دل اين خبر را خوب داد
«جمعه» بايد «رأي» بر «محبوب» داد
«رأي»هاي ما شهاب روشن اند
باعث كوري چشم دشمن اند
هان- «حماسه» خلق ايران ميكند
«رأي» ما در «جمعه» توفان ميكند
مشت محكم- عشق مسبوقايم- ما
«روز جمعه» پاي «صندوق»ايم- ما