
صدا آشناست. يكي از دوستان نه چندان تازه است؛ مسئول يكي از جوايز ادبي نه چندان قديمي. خبر از برگزاري مراسم پاياني جشنوارهاش ميدهد و اينكه در دفتر فلان ناشر قرار است برنامه كوچكي براي اين موضوع برگزار شود و تنها دو خبرنگار دعوت شدهاند.
علت را جويا ميشوم. ميگويند كه به ما اجازه داده نميشود كه مكاني را اجاره كنيم و ما هم تصميم داريم نشستي بيسر و صدا برگزار كنيم ولي شما به عنوان اهالي رسانه بياييد...
اين تنها فرجام يكي از جوايز خصوصي ادبي است كه هر ساله در كشور ما با جار و جنجالهاي فراوان رسانهاي و البته حضور معدودي از ناشران برگزار ميشود و به نظر ميرسد روز به روز بيشتر از قبل به مسئله اعتبار دچار ميشوند. مسئله اعتناي مخاطب عام كتاب و ادبيات به اين جوايز هنوز به منزله جديترين بحراني كه اين قبيل برنامهها با آن دست و پنجه نرم ميكنند سايه سنگين خود را از دوششان باز نكرده است.
اين جوايز كه به طور عمد تلاش ميكنند آثار خود را از ميان آثار معدود ناشراني كه طيف فكري خاصي را براي انتشار در دست دارند انتخاب كنند، در گذر ساليان بدون اينكه نياز به معرفي شدن خود حتي براي مخاطبانشان بدانند و نياز آنها را در زمينه اينكه ملاكها و معيارهاي داوري و انتخاب شدن در اين جوايز چيست با پاسخ همراه كنند، تنها بر طبل متفاوت بودن ميكوبند و مدعي هستند كه اتفاقهاي ادبي غير از آنها به ويژه اينكه از سوي دستگاههاي دولتي متولي نشر مورد حمايت قرار بگيرد به دليل اينكه سيستم دولتي نشر از سوي آنها محلي از اعراب ندارد، محكوم به فنا و واپسگرايي است. اين شمايي كلي است از سيكل بسته فكري كه ساليان سال است بر منطق اين جوايز حاكم بوده و گويا نميخواهد راه به جاي ديگري داشته باشد.
جايزه شهيد غنيپور و مسئله استثنايي بودن
در ميان تمامي جوايز ريز و درشت ادبي دولتي و غيردولتي اما گاه ميتوان شاهد پديدههايي نيز بود كه در آن مخاطب به عنوان ركن اصلي يك جشنواره ادبي مد نظر دستاندركاران برگزاري قرار ميگيرد و همه انتخابها و نيز نوع اجرا و حتي نحوه برگزاري مراسمي درباره آن هم از همين دريچه تعريف ميشود و در اين ميان جشنواره ادبي شهيد حبيب غنيپور بدون شك مهمترين اين اتفاقهاست كه به اعتبار برگزيدگان آن و در سالهاي اخير ميتوان به استقلال و نيز سلامت محتوايي آن صحه گذاشت.
جايزه ادبي شهيد حبيب غنيپور در نگاه اول به دليل خاستگاه آن، مسجد، از جهات بسياري منحصر به فرد به شمار ميرود، در كنار آن سادگي شيوه برگزاري، توجه محض به ادبيت اثر، سلامت رواني آثار و عدم هر نوع اطوار و ادعاي روشنفكري در زمينه انتخاب برگزيدگان از جمله مهمترين دلايلي است كه ميتوان به استناد آن بر سلامت و استثنايي بودن اين جشنواره صحه گذاشت، اما دلايل اين برتري در ميان جوايز ادبي را بايد در چه جستوجو كرد.
اميرحسين فردي موسس اين جايزه كه اكنون مسئول مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري است، در اين زمينه ميگويد: جايزه غنيپور حاصل بيپناهي و بيكسي نيروهاي انقلاب اسلامي در حوزه داستان و رمان بود. ما به مسجد پناه برديم چون حس ميكرديم، غير از آن نميتوانيم پناهگاهي داشته باشيم و يك معناي ديگر مار را به جايي غير از آن راه نميدادند و خب جاي يك «غريب» غير از خانه خدا كجا ميتوانست باشد.
وي ادامه ميدهد: ما از سال ۵۴ كتابخانه مسجد جوادالائمه را فعال كرديم و برنامههاي متعددي نيز در آن شروع به اجرا كرد. اين برنامه بعد از انقلاب هم با شدت بيشتري ادامه يافت اما رفته رفته حس كردم كه دوستان ديگر در مسجد گردهم نميآيند. گرفتار زندگي و روزمرگيهاي خود شدهاند به قولي خسته به جلسات ميآيند و خستهتر ميروند و همين موضوع بود كه من را به اين فكر انداخت براي خروج از اين رخوت اين جمع را به سمت برپايي يك جشنواره ادبي سالانه هدايت كنم. آن سالها اصلا فكرش را هم نميكردم كه صداي اين جشنواره بعدها به روزنامهها برسد يا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خودش پيشقدم شود كه در اجراي آن به ما ياري برساند.
جايزهاي كه حس اعتماد را برميانگيزد
جشنواره ادبي شهيد غنيپور به ظاهر برگزاري تفاوتي با بسياري از همسلفان خودش ندارد. آثاري جمع ميشوند و در بخشهاي مختلف مورد داوري قرار ميگيرند و در نهايت در يك مراسم سالانه معرفي ميشوند اما راز تفاوتهاي اين جشنواره و اقبال مردمي به آن را در چه بايد جست.
اميرحسين فردي در اين زمينه ميگويد: فرآيند كاري جشنواره قابل اعتماد است. هر ساله دوستداران شهيد حبيبغنيپور در فرصتي مشخص به جمعآوري كتاب براي حضور در اين جشنواره ميپردازند. ما فراخواني نداريم، چون به ناشران اعتمادي نداريم كه اثر بفرستند و لذا خودمان شروع ميكنيم به جمعآوري آثار و به همين تناسب ميگويم كه امكان ندارد اثري در اين جشنواره ديده نشود. به هر شكلي كه باشد همه آثار را جمعآوري ميكنيم و از ميان آثار منتشر شده داوري خودمان را انجام ميدهيم. جالب اينكه همه اين فرآيندها گاه به صورت رايگان و تنها به خاطر جشنواره از سوي دوستان انجام ميشود. در كنار اين موضوع سعي ميكنيم براي دور شدن از يكنواختي داوراني از ساير استانها نيز داشته باشيم.
وي ادامه ميدهد: كار سالانه ما از اوايل فروردين شروع ميشود و داوريها نيز از تابستان آغاز ميشود تا قبل از دهم اسفند كه سالگرد شهادت حبيب غنيپور است بتوانيم نتايج را اعلام كنيم. بارها پيش آمده كه برگزيدگان جايزه خود را به جشنواره اهدا كردهاند و خب وقتي اين نوع نگاه حامي جشنواره باشد، بدون شك كار آن زمين نخواهد ماند.
ديدنيهاي ناديده
جايزه ادبي شهيد غنيپور برگزيدگان خود را با داوري از ميان تمامي آثار منتشر شده در سال قبل از برگزاري انجام ميدهد و همگي طيفهاي فكري ادبي را نيز در ميان داوريهاي خود راه ميدهد. همين گزاره ساده يكي از بزرگترين وجوه تمايز اين جشنواره با ساير هم سلفان خودش است.
اين موضوع وقتي از اهميت بيشتري برخوردار ميشود كه به راحتي ميتوان مشاهده كرد كه بسياري از جشنوارههاي ادبي دولتي، نيمه دولتي و خصوصي از ابتداي فراخوان خود به نوعي زاويهبندي خود را با جريانات ادبي كشور مشخص ميكنند، صفبنديهاي خودي و غيرخودي را براي خود تعريف ميكنند و بسياري از آثار نويسندگان و ناشران را بدون خوانش از دايره انتخابهاي خود بيرون ميكنند اما در اين ميان جايزه ادبي حبيب نه در ادعا كه در عمل همه جريانات فكري موجود در ادبيات امروز كشور را در داوري خود انتخاب وارد ميكند و به اثر و نه حواشي آن توجه ميكند كه نگاه نامزدها و برگزيدگان آن در اين سالها خود مويد صحت اين مدعاست.
از سوي ديگر جشنواره شهيد غنيپور از ابتداي برگزاري هر دوره از خود به معرفي داوران و نيز آثار راه يافته به دور پايان داوريهاي هر دوره ميپردازد. اين نوع از ارائه شفاف از اطلاعرساني به طور تقريبي در ميان ساير جشنوارههاي ادبي كشور بينظير و مانند است و از سوي ديگر نشان از سلامت نفس برگزاري اين جشنواره دارد؛ جشنوارهاي كه از ارائه گزارش وقايع رخداد در هر بخش از برگزاري خود ابايي نداشته و هرگز در اين راه يك رقابت ادبي را با ميدان جدالهاي ايدئولوژيك و سياسي اشتباه نميگيرد.
درسهايي از اختتاميه
تمامي ميهمانان و خبرنگاراني كه در روز اختتاميه يازدهمين دوه جشنواره ادبي شهيد غنيپور در تالار سوره حوزه هنري گردهم آمده بودند، صحنههاي عبور كرده در مقابل چشمانشان را به طور قطع از ياد نخواهند برد. تالار سوره حوزه هنري كه اغلب در چنين مراسماتي تا نيمه نيز از جمعيت آكنده نميشود، در روز اختتاميه يازدهمين جايزه حبيب از جمعيت آكنده ميشود و طيف كثيري از مخاطبان ادبياتي كه جشنواره مدعي آن است؛ ادبيات مردمي و سالم، در مراسم معرفي برگزيدگان آن شركت ميكنند؛ مراسمي كه در نهايت سادگي تنها دو سخنراني برگزار ميشود و در انتها جوايز آن نيز نه از دست فلان مسئول كه از دستان خانواده شهداي هشت سال دفاع مقدس به برگزيدگان تقديم ميشود و همين ماجراست كه برخي از اين برگزيدگان را به صرافت بيان اين ادعا مياندازد كه كسب اين جايزه اثر آنها را عاقبت به خير كرد.
تجربه ۱۱ دوره برگزاري جايزه ادبي شهيد غنيپور ميتواند به عنوان الگويي براي تمامي جوايز مدعي نمايندگي ادبيات انقلاب اسلامي و نيز جوايز مدعي استقلال و دگر انديشي محلي براي ايستادگي و تفكر باشد؛ محلي براي تفكر به اين نكته كه جز اقبال و استقبال مردم از يك جشنواره و برگزيدگان آن آيا ميتوان علتي ديگر براي موفقيت و سلامت چنين همايش ادبي دانست؟ به راستي جشنواره ادبي كتاب سال شهيد غنيپور و شور و شوق استقبال سالانه مردمي از مراسم آن كه در هيچ جشنوارهاي مانند آن تكرار نميشود را نميتوان الگوي برگزاري ساير جشنوارههاي پر طمطراق و بيخاصيت ادبي قرار داد؟