
رفتارهای اجتماعی معجونی از آنچه جامعه از علم و دانش، باورها و مسائل اخلاقی کسب میکند و قوانينی است که از دين و آيين افراد سرچشمه میگيرد. در کنار اينها، برخی رسوم و عادات اجتماعی، در طول زمان سهم بسياری در شکلگيری فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلی حيات اجتماعی را به وجود میآورند و در الگوهای رفتاری و هنجارهای فردی و اجتماعی بسيار تأثيرگذارند.
بدحجابی از مسائلی است که سلامت فرد و جامعه را تهديد میکند. پوشش نامناسب پیآمدها و آثار جبران ناپذيری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنيت جامعه دارد که گاه مسيری انحرافی و بازگشت ناپذيری پديد میآورد.
بدحجابی عدم آگاهی و جهل نسبت به تأثیرات حجاب است و عدم آگاهی نسبت به حجاب است که گروهی را بدحجاب کرده و میتوان گفت که گروه محدودی هستند که از روی عمد این ناهنجاری را دارند.
هرانسانی نسبت به کرامت و عزت خود حساس است مگر اینکه از روی جهل به این کرامت لطمه وارد کند که باید این جهل برطرف شود و این امر جز با بالابردن آگاهی مردم در مورد فرهنگ ناب محمدی میسر نمی شود.
فرهنگ هر جامعهای از جنبههای گوناگونی تشکيل يافته است. جنبههای هنجاری فرهنگ جامعه، از ارزشها و قواعد خاص رفتاری تشکيل میشود. هنجارها نشان میدهند که چه چيزی ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شيوههای پوشش برگرفته از فرهنگ آن جامعه. تلقی بد از بدحجابی، باور به ارزشی بودن حجاب و پوشش و قضاوت درست درباره حجاب، در زندگی اجتماعی و فرهنگی تأثير بسزايی میگذارد.
هر جامعهای در پی آن است که به ارزشهای خود پابندد و جامعه خود را از فرهنگهای بيگانه مصون نگه دارد تا افراد از سلامت و ثبات لازم برخوردار باشند. چنين جامعهای سريعتر میتواند به اهداف خود برسد و آرمانهای خود را عملی سازد. بنابراين، استعمارگران در جايی که ببينند جامعهای مطابق با منافع، اهداف و خواستههای آنها پيش نمیرود. برای رسيدن به منافع خود و چپاول آن، غيرمستقيم طرحهايی میريزند تا افراد را مشغول و سرگرم کنند و به اهداف شوم خود برسند. مانند ترويج بدحجابی و بیحجابی است.
در جامعهای که حجاب، متانت، عفت و حيا ارزش تلقی میشود، زن پايههای اين ارزش را از رفتار و کردار خود، به بينش و باور خويش سرايت میدهد و از طرفی نهتنها زنان ديگر بلکه مردان را نيز به ارزشهای جامعه متوجه میسازد و جامعه را به سلامت و ارزشهای واقعی سوق میدهد. اما اگر زن،روشها و منشهای خود را تغيير دهد و به خودنمايی و آرايشهای ظاهری بپردازد، ارزشهايی چون حجاب و حيا و وقار را خدشهدار میکند و خود و اجتماع را به تباهی و فساد و بالاخره به ضدارزشها میکشاند.
آثار و پیآمدهای فرهنگی بدحجابی در جامعه شامل وازدگی در برابر فرهنگ بيگانه، سلطه بيگانگان و تأمين منافع آنان، گسترش فساد و تباهی، افت تحصيلی -آموزشی و تضعيف اعتقادات دينی در جامعه می باشد.
جامعهای که در سطح بالايی از باورهای دينی باشد، در سايه ايمان، در برابر بسياری از آسيبها مصون میماند و دشمنان نمیتوانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشههای آنان نقش بر آب میشود. اين جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگی را رسيدن به خالق خود میداند، دل به ديگری نمیسپارد و عقايد خود را متزلزل نمیکند. در اين جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دين و مذهب به شمار میرود و زنان حاضر نمیشوند خود را به زينتهای زودگذر و دنيايی مزين کنند و در پرتو آن عقايد ديگران را متزلزل نمايند و خود نيز زمينهساز فساد در جامعه شوند.
تظاهر به بدحجابی نشانه پایبند نبودن و بیمبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامی است؛ زيرا زنان با بدحجابی، چشمهای هوسآلود را متوجه خود میسازند و پايههای ايمانی مردم را سست میکنند و جامعه را به فساد میکشانند. «هيچ راهی برای امريکا و ابرقدرتها بهتر از اين نيست که بدون جنگ و کشتار و بدون اينکه پولی خرج کنند و حساسيتی ايجاد نمايند، ايمان را از دلهای مردم بدزدند و بزدايند. اين کار به سادگی انجام میشود؛ با فيلمها، نمايشنامهها و چيزهايی از اين قبيل به نام پيشرفت علم و... هيچ راهی بهتر و موفقتر از اين وجود ندارد.» و میدانيم که باورها و ايمانهای راسخ نقش بسزايی در بالندگی زندگی جامعه ايفا میکنند و زمانی که ايمان به سستی گرايد، نفوذ دشمن و به انحراف کشيدن آن جامعه به راحتی صورت میپذيرد.
اگر بدحجابی در جامعه ای رواج پيدا کند، چشم و هم چشمیها و ارائه هر چه بهتر زينتآرايی، تمامی نخواهد داشت و زنان سعی میکنند تا چشمان بيشتری را متوجه خود سازند و در معرض ديد همگان قرار گيرند و اين امر تمامی نخواهد داشت تا جايی که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتيجه، ناامنی نه تنها دامان خود بدحجاب را میگيرد بلکه خيلی سريع به اجتماع سرايت میکند و جامعه را از فعاليتهای سالم باز میدارد.
بسياری از کجرویهای گوناگون اجتماعی مانند مدگرايی، شورشها و درگيریهای خيابانی، ناهمنوايی اجتماعی و آزارهای جنسی، از بدحجابی و بیهويتی اجتماعی سرچشمه میگيرند.
زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع میپردازند و هر روز به سراغ اسباب آرايش و زيورآلات جالبتر و کفش و لباس شيکتر میروند، از سرمايههای معنوی محرومند و جمال معنوی برای آنان نامفهوم است. اينان کمبود خويش را بدينگونه جبران میکنند و عطش شخصيتيابی را از اين طريق فرومینشانندو در واقع بدحجابی، ارزشهای راستين دختران را تحتالشعاع ظواهر جنسیشان قرار میدهد و آنان را فدای هرزگیها و هوسرانیهای شيادان میسازد. بدحجابی ارزش زن را از بين میبرد و او را تا حد يک کالا پست میکند.
یکی دیگر از آثار بدحجابی در جامعه ، کشیده شدن جامعه به بی بند و باری است که زمينهساز بسياری از زشتیهای اخلاقی می باشد. وقتی به پوشش و متانت بیاعتنايی میشود، مسائل اخلاقی ديگر هم از جامعه رخت بر میبندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنانکه مدپرستی، هواپرستی میآورد. جامعهای که هر روز مد جديدی را به شکلهای گوناگون بپذيرد، دچار بسياری از بيماریهای اخلاقی چون غرور، تکبر، عصيان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد.
زنان بدحجاب در محل کار، به دليل خودآرايی و خودنمايی، تمرکز فکری لازم را از دست میدهند؛ در حالی که لازمه کار و تلاش جدی در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابی و آرايش، نه تنها به کار جدی نمیپردازد، بلکه نيروی کارآمد ديگران را نيز دچار سستی و رکود میسازدو خانوادههايی که غيرت دينی بالايی دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنين جامعهای نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آنها در فعاليتهای اجتماعی جلوگيری میکنند. در نتيجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگی از نيروهای کاری را از دست خواهد داد.
اختلال روحی و روانی از دیگر آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. برخی از دختران و زنان، بر اساس نياز ذاتی خود برای جلب رضايت محيط و توجه بيشتر بينندگان، به خودآرايی و جلوهگری و ارائه پوشش غيرمتعارف میپردازند و افکار خود را در بعد تمايلات و تخيلات موهوم، تقويت میکنند. بنابراين، پوشش و حجاب ناقص فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد میسازد. چنين افرادی هميشه در پی آنند که خود را به گونهای ارائه دهند که افکار و نگاههای آلوده و هوسانگيز را به خود جلب کنند و شخصيت خود را با خواستههای ديگران همگون سازند. اين خواستهها محدود نيست و وقتی دختران نتوانند خود را مطابق خواستها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست میدهند و اميدها و آرزوها به نااميدی میگرايد.
بنابراين، برای حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محيطی سالم و فرزندان پاک رعايت حجاب ضروری است و بايد بالاترين امنيت، يعنی امنيت ناموسی، در خانه حاکم شود. از طرفی بديهی است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعايت کند، جامعه که از اجتماع خانوادهها تشکيل شده، سالم و پايدار خواهد ماند. در جامعهای که بيشتر اعضای آن را جوانان تشکيل میدهند بايد در برابر اين فرآيند حساستر باشند؛ زيرا جوانان در برابر مناظر شهوتانگيز و تهييجکننده، زودتر تحريک میشوند و چنين مناظری عامل مهمی در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتيجه، نيروی فعال اجتماع به راههای فساد و تباهی کشانده میشوند و به جامعه ضربه جبرانناپذيری از جهات اقتصادی مادی، اجتماعی و اخلاقی وارد خواهد شد.
«آمارهای قطعی و مستند نشان میدهد که با افزايش بیحجابی و بدحجابی در جهان، طلاق و از همگسيختگی زندگی زناشويی در دنيا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آنچه ديده بيند دل کند ياد» و هر چه دل در اينجا يعنی هوسهای سرکش، بخواهد، به هر قيمتی باشد به دنبال آن میرود و به اين ترتيب هر روز دل به دلبری میبندد و با ديگری وداع میگويد».
وجود ماهواره ها که ضداخلاق و مایه فساد در جامعه هستند نیز بی تأثیر در بدحجابی نیست و هدف دشمن از راهاندازی ماهواره، دور کردن انسانها از خدا و سوق دادن به سمت شیطان است و بر این اساس ماهواره ها که موج بیبند و باری را ترویج می دهند نقش مخربی را در جامعه دارند.
برای جلوگیری از این معضل باید سطح آگاهی مردم را بالا ببریم و جایگاه و کرامت زن، در جامعه اسلامی را برای آحاد مردم مشخص کنیم.
با طرح فلسفه پوشش اسلامي مي توان افراد علاقمند به اسلام و انقلاب را متقاعد ساخت که مساله بدحجابي اختلاف نظر بر ظاهر شدن و نشدن چند تار مو نيست، بلکه اين نمادي از شکلگيري بيماريهاي مزمن و خطرناک در لايههاي پنهان جامعه بوده و لازم است دلسوزان عرصه فرهنگ ابتدا خود به اين پديده واقف شوند و آنگاه ساير نخبگان عرصههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي را بيدار سازند.
طرح فهرستي طولاني از آسيبها و پيامدهاي بدحجابي به تنهايي، مشکلگشاي تصميمگيري مديران نيست و آنچه ضرورت دارد؛ طرح راهکارهاي کاربردي با نگرشي آسيبشناسانه به پيامدهاي رشد بدحجابي و متناسب با ريشههاي بروز اين پديده است.
به اميد روزی که بتوان جامعه را به زيور عفاف و حجاب مزين کرد و از بدحجابی رهانيد.