
بنا بر فرمايش رهبري در شهريورماه ۱۳۸۹، پايه اين حركت را جهادگران بسيج سازندگي تشكيل ميدهند و آرمان اين جهادگران زمينهسازي براي يك كشور آباد و پيشرفته اسلامي است.
امروز شرايطي ايجاد شده تا هر جوان ايراني چه دختر و چه پسر هر وقت كه اراده كرد در كوتاهترين زمان به سازندگي كشورش كمك كند و بتواند دين خود را به اين آب و خاك ادا نمايد و سازمان بسيج سازندگي با بيش از ۱۰ سال فعاليت ارزنده خود توانسته زمينه را آنگونه كه شايسته جوانان ايراني است فراهم آورد.
از اواخر سال ۸۴ سردار مجيد خراساني به عنوان يك جهادگر هدايت اين نهاد را بر عهده دارد و به واسطه حضور زياد در بين جوانان، آشنايي بسياري با روحيات آنان دارد.وي معتقد است، لازمه رسيدن به پيشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب با اتكا به مديريت جوانان امكانپذير است. در گفتوگويي با سردار جزئيات بيشتري از عملكرد ۱۱ ساله سازمان بسيج سازندگي را جويا شديم كه در پي ميآيد.
سردار! ۱۱ سال از تشكيل سازمان بسيج سازندگي ميگذرد، چه ارزيابياي از اين مدت داريد؟
خوشبختانه ما يازدهمين سال بسيج سازندگي را سپري ميكنيم. ۱۱ سال با دو دوره متفاوت. در دوره پنج ساله اول كه دوره راهاندازي سازمان بسيج سازندگي بود، قانوني براي همكاري با اين سازمان وجود نداشت و چون عمده منابع در دست دولت بود همكاري دولت اصلاحات با اين مجموعه سازندگي ضعيف بود. در زمان وزارت جهاد سازندگي پنج سال عملكرد خطي، يكنواخت و بدون تحولي را سپري كرديم اما دوره دوم از سال ۱۳۸۴ آغاز شد كه نقطه عطف آن ديدار فرماندهان سپاه در شهريور ۸۴ با مقام معظم رهبري و تأكيد ايشان بر تحول در حوزه بسيج سازندگي بود، مطالبي كه ايشان فرمودند خيلي شفاف، راهبردي و مؤثر سرآغاز يك جهاد در بسيج سازندگي بود. در شهريور ۸۴، ۳۰ نفر از فرماندهان سپاه استاني به همراه جناب دكتر فيروزآبادي، سردار صفوي و فرماندهان و مسئولان سپاه، در محضر معظم له حاضر و از مطالب صريح ايشان درخصوص انتظارات و توقعاتشان از بسيج سازندگي بهره بردند. مسيرها، راهنماييها و تأكيدات ايشان، بسيار تعيينكننده و در مجموع، اين ديدار نقطه عطف تحول در حركتهاي سازندگي شد.
علاوه بر آن در همان سال، دولت نهم مستقر شد و اجازه يافتيم كه آييننامه طرح هجرت را در دولت (در كمترين زمان) به تصويب برسانيم. در همان تاريخ با ۱۴ دستگاه دولتي توافقنامه ملي و استاني به امضا رسانده و اين فرصت به وجود آمد تا فضاي بسيج سازندگي را بصورت كاملاً باز مديريت كنيم. علاوه بر آن با حمايت مجلس هفتم قانون بسيج سازندگي به بهترين نحو تهيه و تدوين شد به نحوي كه امروز بعد از گذشت شش سال شاهد قانون مناسبي هستيم كه اگر از ظرفيتش به نحو احسن استفاده شود، ميتواند بسيار مؤثر واقع شود. اين دوره ۱۱ ساله را از جهاد تا جهاد ميناميم يعني انتقال مأموريت از جهاد سازندگي به مردم از طريق بسيج سازندگي. در اين ۱۱ سال اتفاقات مهمي رخ داده، از جمله بحث قانونمند شدن بسيج سازندگي در سطح ملي، استاني و حتي شهرستاني.
همچنين اعتمادسازي در دستگاههاي دولتي، بطوريكه امروز در هر سطحي موضوع بسيج سازندگي مورد اعتماد قرار گرفته و همه نمايندگان مجلس، فرماندهان، بخشداران، مديران كل و استانداران كاملاً از اين طرح حمايت ميكنند.
تنوع عرصه خوشبختانه تمرين موفقي داشته است. اينكه دستگاههاي دولتي حمايت كنند و بسيج مديريت بكارگيري جوانان را داشته باشد كاملاً نهادينه شده است. در ابتداي طرح، نگرانيها اين بود كه مديريت جوانان با اداره كردن پروژهها متفاوت است. اداره يك محيط سازندگي با محوريت جوانان، فضاي مديريتي خاص خود را ميطلبد كه در فضاي پيمانكاري محقق نميشود. با كمال افتخار بايد گفت كه اين تمرين با موفقيت انجام شد و محصول آن اين است كه بعد از ۱۱ سال، آمار خوبي از عملكرد شايسته جوانان در عرصههاي مختلف داشتهايم.
اولين بحث در حوزه عمران اين بود كه شعار «كلنگزني» را از ادبيات مان حذف كرديم و شعار «افتتاح شد» و نه «افتتاح خواهد شد» را به عنوان يك ادبيات عمراني و يك فرهنگ جهادي تثبيت كرديم و خدارا شكر در سراسر كشور در كمتر از يك سال پروژهها شروع و افتتاح ميشوند و اين امتيازي است كه ذائقه مردم را در امر خدمترساني شيرين ميكنيم.
ما به دنبال نهادينه كردن حركتهاي فرهنگي نيز هستيم. خوشبختانه در فضاي عمراني فرهنگسازي نيز كردهايم و ميتوان گفت اگر بين روز و افتتاح پروژهها نسبت بگيريم، بطور متوسط در هر روز ۱۰ پروژه در كشور افتتاح ميشود. در طول ۳۶۵ روز، بيش از ۳۶۵۰ پروژه در سراسر كشور در حال افتتاح است. بخشي از اين افتتاحيهها را به خاطر حركات نمادين و تشكر از حمايتهاي مردم و حمايتهاي مجموعه دولت و دستگاههايي كه همكاري ميكنند، در هفته دفاع مقدس، در هفته بسيج و در دهه فجر صورت گرفت.
امسال در دهه فجر يك روز را براي ارائه عملكرد عمراني بسيج سازندگي در مناطق محروم در سراسر كشور، اختصاص داديم زيرا در سال ۹۰ برنامهريزي شده بود كه يك ميليون و ۲۵۰ هزار نفر در مناطق محروم خدماترساني و بيش از دو ميليون نفر در يك زمان و يك برنامه هدفمند از خدمات بهرهبرداري كنند.
اين برنامه هر سال بايد با رشد مناسبي تا پايان برنامه پنجم پيش برود. در سال ۹۱ حداقل سه و نيم ميليون و ۵۰۰ هزار نفر از جوانان بين ۱۵ تا ۳۰ سال در طرحهاي ما شركت خواهند داشت كه يك و نيم ميليون نفر در عرصههاي مختلف خدمات ارائه مينمايند و بيش از دو و نيم ميليون نفر نيز از خدمات هدفمند بهرهبرداري ميكنند كه كار عظيم و چشمگيري خواهد بود.
همچنين بايد بگويم كه در سال جاري اولين جشنواره سراسري فرهنگي- هنري هجرت را در تهران و در دو استان خراسان جنوبي و خراسان رضوي نيز به شكل آزمايشي (در قالب استاني) برگزار كرديم و دستاورد اين جشنواره ملي و دو جشنواره استاني بسيار ارزنده بود و تحليلي كه از استقبال آحاد جوانان سراسر كشور داشتيم ما را ترغيب كرد در برنامه سال ۹۱ برپايي جشنواره در استانها را بگنجانيم.
۱۵ استان در سال ۹۱ ميزبان برگزاري جشنوارههاي هنري، فرهنگي و جهادي هجرت خواهند بود كه فرصت بسيار مناسبي براي جهادگران و عزيزاني است كه در حركتهاي جهادي و هجرت شركت دارند تا عكس، فيلم، خاطرات و طنزهاي خود را به جشنوارهها ارسال نمايند تا بتوانيم اين حركت موفق را در بدنه استانها نهادينه كنيم.
امروز بسيج سازندگي يك عزم ملي را به وجود آورده است، شما به عنوان مسئول اين سازمان چه برنامهها و تصميماتي را در دستور كار قرار داده ايد كه به اين نقطه رسيدهايد؟
به بهانه اين روزهاي مقدس (و دهه فجر) ياد ميكنيم از كساني كه جهاد سازندگي را تأسيس و لغت جهاد را از فضاي صحنههاي عمليات در جنگ به صحنه سازندگي منتقل كردند.
و درود ميفرستيم به روح رهبر كبير انقلاب كه ادبيات جهاد را كه فقط در صحنه مبارزه مسلحانه تعريف شده بود، با ابتكار در صفحه سازندگي تعريف و به يك نهاد انقلابي به نام جهاد سازندگي تبديل كرد. دشمنان بيروني و منافقان داخلي تلاش زيادي كردند كه اجازه ندهند اين فرهنگ جهادي به بدنه اداره كشور منتقل شود. متأسفانه انتظار داشتيم در دوره سازندگي و دوره اصلاحات اين دستاورد از جهاد سازندگي به عنوان يك الگو به بقيه سازمانها نيز منتقل شود اما با كارشناسيهاي غلطي كه شد همين اختيارات نيز از جهاد سازندگي گرفته شد ولي دورانديشي رهبرمعظم انقلاب اسلامي، اين مديريت را از طريق بسيج سازندگي به بدنه مردم منتقل كرد. ما از تجربه جهاد سازندگي به خوبي و با مطالعه، بهرهبرداري كرديم و آن تجربهها را كنار نگذاشتيم. عزيزاني كه در جهاد سازندگي زحمت كشيدند، كمكهاي خوبي به اين فضا كردند از جمله جناب آقاي سعيدي كيا وزير جهاد وقت كه از برادران جهادگر و خدوم اين انقلاب و نظام است و برخي جهادگران كه به صورت گمنام در وزارت جهاد مشغول فعاليت هستند. ما براساس اين تجارب و با طرح مديريت ابتكاري جديد كارها را شروع و درخصوص منابع و ظرفيتهايي كه در نظام وجود دارد مطالعات را آغاز كرديم. يك منبع قانون و مجلس است كه با استفاده از آن، قانون بسيج سازندگي تصويب و در كنار آن به دليل وجود ظرفيتهاي اجرايي در دست دولت، آييننامهها و توافقات نيز تنظيم شد. بعد از دوران دفاع مقدس، ظرفيت قشري بسيار خوبي در بسيج به وجود آمد و اقشار متخصصي كه در آن حضور داشتند، افزايش يافتند. از ظرفيت تخصصي اقشار بسيج استفاده شد و سعي نكرديم يك ساختار و سازمان گسترده و حجيم طراحي كنيم، بلكه ساختاري چابك، منعطف و با مديريت راهبردي در سطح ملي و مديريت اجرايي در سطح استانها طراحي شد.
امروز ميتوان گفت با اين مدل از نظرتثبيت روش مديريتي كارآمد، دوره موفقي را شاهديم. موضوع ديگر اينكه چشمانداز بسيج سازندگي و حركتهاي جهادي را تصويب كردهايم. در ادبيات ما عمداً تكرار و تأكيد شده كه راهبرد ما فرهنگي- سازندگي است، چون محور اصلي ما ساختن جوانان كشور است و بعد ساختن كشور. اين دو مكملند ولي اولويت، جواناني هستند كه در طرح حضور پيدا ميكنند. چشمانداز و نقشه راه خوشبختانه به تصويب رسيده است. ميدانيم كه در ۱۰ سال آينده به كدام مقصد بايد برسيم. رهبر معظم انقلاب فرمودند: اين حركت بايد به قلههاي عالي اهداف انقلاب اسلامي برسد. ما در راستاي چشمانداز ۱۴۰۴ نظام، چشمانداز خود را در حركات جهادي و بسيج سازندگي تعريف كردهايم. حركتي با رويكرد فرهنگي، سازندگي و با مدل مديريتي و ساختاري چابك، منعطف و پويا كه متناسب با زمان بتوانيم فضا را مديريت كنيم و هر سال با شيب قابل قبولي هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي برنامهها را اجرا و تقويت كنيم اما نه آنطور كه با توسعه كمي به آمارگرايي مبتلا شده و آفت زده شويم يا به كيفيت بپردازيم و از توسعه كار غافل بمانيم!
جايگاه جوانان در برنامههاي شما چيست؟
حدود ۷۰ درصد پتانسيل مديريتي و ظرفيتهايي كه به عنوان توانمندي ما در بسيج سازندگي وجود دارد با هدف حضور جوانان در سازندگي كشور طراحي شده و علت موفقيت، دقت و تناسبي بوده كه بين بكارگيري ظرفيتها در حوزه جوانگرايي و ساختن كشور وجود دارد. ممكن است در ۳۰ درصد باقيمانده، راهبرد اين باشد كه الزامي نداشته باشيم از جوانان استفاده كنيم ولي حتماً ازاهالي روستاها بايد استفاده شود، زيرا نميخواهيم افراد را از شهر به روستا بياوريم و روستاييان به عنوان تماشاگر باشند و وارد صحنه اجرا نشوند. در سازندگي، تأكيد بر مشاركت اهالي روستا در طرحهاي مختلف است تا بتوانيم به شكل نقطهاي فضا را مديريت كنيم و اين باعث اعتمادسازي در بين روستاييان ميشود. در ۷۰ درصد ظرفيت هم هدف اين است كه پزشكان، متخصصان، دانشجويان رشتههاي مختلف و حتي رشتههاي روانشناسي، هنر، جامعه شناسي و تربيت بدني و... در كنار فضاي سازندگي خدمات متنوع خود را در روستاها ارائه دهند.
اخيراً مركز حركتهاي جهادي در سازمان بسيج سازندگي فعاليت خود را آغاز كرده كه به شدت مورد توجه قرار گرفته است. لطفاً در مورد اين مركز و علل راهاندازي آن توضيحاتي بفرماييد.
مركز، هم كار مطالعاتي - راهبردي انجام ميدهد و هم كار هدايتي. مركز حركتهاي جهادي محصول هم انديشي نخبگان جهادي است. پس از يك دهه تلاش، در سال ۸۹ دوستان ما وقتي رضايتمندي مقام معظم رهبري را از خودشان احساس كردند و ايشان از عملكرد سازمان اعلام رضايت فرمودند، پيشنهاد شد از مساجد و محلاتي كه در اين حركات به صورت محدود حضور داشتند، نخبگان شناسايي و در نشستي سه روزه در بشاگرد يك همانديشي داشته باشند.
دو دستاورد و دو انتظار پيش بيني و طراحي شده بود كه به نتيجه و خروجي كار تبديل شود. اول اينكه چشمانداز حركتهاي جهادي را در كمترين زمان با مشورت اهل علم و مجموعه نخبگان جهادي تدوين كنيم كه اين كار انجام شد و ميتوان گفت كه يكي از شيرينترين دستاوردهاي ما در سال ۹۰ اين بود كه چشمانداز حركتهاي جهادي را در افق ۱۴۰۴ تدوين و تصويب كرديم و دومين درخواست جهادگران اين بود كه براي اينكه حركتهاي جهادي به سرنوشت جهاد سازندگي دچار نشود و اين حركت مردم محور با حمايت و هدايتهاي راهبردي بسيج سازندگي اداره شود و مركز حركتهاي جهادي را راهاندازي كنيم كه ۲۰ روز پس از اين هم انديشي با همكاري جهادگران اين امر محقق شد. اين مركز زمينه توسعه حركتهاي جهادي را از دانشگاهها به سمت حوزههاي علميه، مساجد، محلات و ساير قشرها هدايت ميكند و بايد بپذيريم كه حركتهاي جهادي توسط بسيج سازندگي در گروههاي دانشجويي الگوسازي شد و محصول اين چند سال حمايت از حركتهاي جهادي اين بوده كه با همكاري بسيج دانشجويي سالانه حدود ۷۰ هزار نفر از دانشگاههاي سراسر كشور به روستاها عزيمت كردهاند و اين باعث تبديل شدن دانشگاهها به يك فضاي معنوي است. همچنين در مدارس، حدود ۴۰۰ هزار نفر در طرحهاي هجرت دانشآموزي شركت كرده و چند هزار نفر نيز از مهندسان، طلاب و پزشكان نيز حضور داشتهاند، در يك كلام، ما به طور نامرئي يا غير شفاف، حوزه تحول در مدارس و دانشگاه و مساجد كشور و يك اقدام زير بنايي را مديريت ميكنيم.
گروههاي جهادي به چه شكلي به ارائه خدمات در روستاها و مناطق محروم ميپردازند؟
حدود ۲۰۰۰ گروه جهادي امسال از دانشگاه، مساجد و حوزهها در مناطق محروم حضور پيدا كردهاند كه بخش عمده آن از دانشگاههاي سراسر كشور بوده است. تصور بفرماييد يك گروه ۵۰ نفره در روستايي مستقر شود كه چند نفر دانشجوي رشته تربيت بدني، هنر، صنايع دستي و چندين نفر روانشناس و رشتههاي مرتبط با علوم انساني هستند يعني يك تيم كامل در روستايي مستقر ميشود.
بعضي از اين گروهها چندين روستا (بيش از ۱۰ روستا) را تحت پوشش قرار ميدهند و اهالي روستا از حضور افراد استقبال ميكنند و از خدمات آنها بهره ميبرند. دختران جهادگر عمدتاً براي بانوان روستا فعاليتهاي فرهنگي، بهداشتي و معرفتي و براي كودكان نيز كارهاي تربيتي، نقاشي و... به همراه دارند. در بحث آسيب شناسي نيز هر گروه، يك منطقه را چند سال متوالي بايد مديريت كند ونبايد تنها يك سال در آن منطقه حضور يابد. اين سياست جواب داده. الان اكثر گروهها چندين سال در يك منطقه حضور دارند و در عمل اين اعتماد به مردم داده شده كه كارها به نتيجه ميرسد و گروهها با اتمام كار به فعاليتهاي خود در جاي ديگر ادامه ميدهند. امتياز طرحهاي ما اين است كه همه با هم بسيج سازندگي را تشكيل دادهايم. هيچ ادعايي نداريم كه در بسيج سازندگي بصورت انفرادي، فضاها را مديريت ميكنيم. اگر اعزام تيمهاي پزشكي به اين حد رسيده، كار كاملاً مشتركي است كه با همكاري بسيج جامعه پزشكي و بسيج سازندگي انجام شده، هم ما به آنها نياز داريم و هم آنها به ما. در عين حال، همكاري دانشگاههاي علوم پزشكي و دستگاههاي دولتي نيز بسيار مؤثر بوده است. به عنوان مثال، در هزار و چند مدرسهاي كه كار ميكنيم، بسيج دانشآموزي، بسيج سازندگي، وزارت آموزش و پرورش و اداره نوسازي با هم همكاري داشتهاند. در تمام عرصههاي ملي و استاني، كار مشترك بوده و آنها بدون ما نميتوانند اين طرحها را اجرا و پيادهسازي كنند و قطعا ما هم نميتوانيم به طور انفرادي اين فعاليتها را به سرانجام برسانيم.
با توجه به نامگذاري امسال كه به نام سال جهاد اقتصادي است و با توجه به ظرفيتهايي كه در سازمان بسيج سازندگي وجود دارد چقدر توانستهايد در اين زمينه در سطح كلان كشور تأثيرگذار باشيد؟
اولين تصميمي كه سردار نقدي فرمانده بسيج مستضعفين در مورد برآورده كردن انتظارات در حوزه جهاد اقتصادي داشتند ورود جدي بسيج سازندگي در ايجاد اشتغال در كل كشور بوده كه در اين زمينه اقدامات بسيار خوبي انجام شد.
بحث بعدي توسعه فرهنگ كار و تلاش است كه در اين زمينه نيز طرحهاي متنوعي پايهگذاري و تقويت شدهاند. همچنين آموزش اصناف براي توانمندسازي صادرات و توليد نيز در دستور كار است كه بسيج اصناف مسئوليت اين كار را عهدهدار شده است.
با گذشت يك دهه از فعاليت بسيج سازندگي و كسب تجارب موفق و ارزنده، آيا قصد داريد برنامههايتان را به عنوان يك الگوي موفق در عرصه جهاني نيز ارائه دهيد؟
در پايان سال گذشته با بررسيهاي انجام شده و با تأييد مقام معظم رهبري اين مورد تثبيت شد و قرار است تا پنج سال آينده اين الگو را به كشورهايي كه علاقهمند به كار جوانان در حوزه سازندگي هستند معرفي كنيم. توسعه اين حركات به كشورهاي ديگر بخصوص كشورهاي مسلمان و همسايه يكي از برنامههاي مهم در دستوركار پنج ساله پنجم است. حركتهاي جهادي ميتواند در تمام ملل منطقه تأثيرگذار باشد. امسال در كشورهايي مانند سومالي، عراق و پاكستان، حركتهاي جهادي به صورت آزمايشي آغاز شد.
امروز نياز به ارائه الگويي كامل در عرصه جهادگري داريم تا بتوانيم حركتهاي جهادي را از لحاظ كمي و كيفي در داخل كشور آنگونه كه شايسته است توسعه دهيم و از اين الگو درخارج از كشور نيز استفاده كنيم.
براي ترويج اين حركتها در خارج از كشور تاكنون چه فعاليتهايي انجام شده است؟
ما از طلاب و دانشجويان خارج از كشور براي آشنايي با فرهنگ جهادگري براي حضور در اردوهاي جهادي دعوت كرديم كه بسيار خوب و تأثيرگذار بوده و اكثر اين دانشجويان در كشور خودشان برنامه دارند كه اين حركت را پايهگذاري كنند. استان قم با تكيه بر منابع اعتقادي قوي ميتواند پايگاهي براي تقويت اردوهاي جهادي در داخل و خارج از كشور باشد.
و پيشنهاد شما براي بهتر شدن اين فعاليتها چيست؟
يكي از توصيههاي من به جهادگران اين است كه لحظه به لحظه حركتهاي خود را به صورت مكتوب، مصور و هنرمندانه ثبت كنند و در صورت امكان هر گروه براي خود سايتي راهاندازي كند تا همه اينها در تاريخ بماند و ديگر كسي نتواند اين چراغ را خاموش كند وهمچنين گروههاي جهادي به ثبت حقوقي گروهها به عنوان يك مؤسسه بپردازند تا اين كار به تثبيت آنها كمك كند.
نحوه عضوپذيري سازمان چطور است و علاقهمندان چگونه ميتوانند جزو گروههاي جهادي شوند؟
در ابتدا دوستان ميتوانند به اقشار مربوطه از جمله بسيج دانشجويي، بسيج دانشآموزي، بسيج پزشكان و... مراجعه كنند اگر جواب نگرفتند به بسيج سازندگي نواحي استانها مراجعه و چنانچه به هر دليلي از اين دو مركز جواب نگرفتند، از طريق ايميل و فضاي مجازي با سازمان تماس حاصل و براي ثبت نام اقدام كنند.
و اگر خيري بخواهد با سازمان ارتباط داشته باشد، چه تمهيداتي براي اينكار انديشيده شده است؟
امسال به طور آزمايشي طرحي به نام بسيج سازندگي محله محور را آغاز كرده ايم، از آنجا كه خيرين معمولا راغب هستند در محلات خود براي كمكهاي خيريه اقدام كنند، از اين طريق ميتوانند به اهداف خود برسند. در اين طرح خيرين محلات شناسايي و از كمكهايشان براي سازندگي محلات خودشان استفاده ميشود.
به همين منظور در سال آينده، نشستهاي استاني خيرين را براي اولينبار برگزار خواهيم كرد كه ضمن تقدير از خيرين محلات، فعاليتهاي آنها را منسجمتر كرده تا بتوانيم با مشورت با آنها از ظرفيت هايشان براي استانهاي ديگر استفاده ميكنيم.
بعد از يك دهه همكاري با دولت و مردم و واسطه شدن بين آحاد مردم و بدنه اجرايي كشور، به اين جمعبندي قاطع رسيدهايم كه دستگاههاي دولتي، به جاي اينكه به اقدامات پراكنده و دست و پاگيري كه عمدتاً در اداره آنها نيز مشكل دارند (به ويژه در روستاها) در يك برنامه پنج ساله، اين نوع فعاليتها را از بدنه خود جدا و دولت به راهسازي، اتوبانسازي، نيروگاهسازي، سدسازي و شهرسازي و كارهاي عظيم و سنگين برسد و بخش پروژههاي عامالمنفعه پراكنده را به بسيج سازندگي منتقل كنند.
دولت بايد بهرهبردار و كارفرماي اصلي باشد و ما معين دولت باشيم نه پيمانكار دولت. بر اساس قانون، ما ميتوانيم قائم مقام دولت در طرحها باشيم. مثلاً سد ساختهايم، اما ميليونها متر مكعب آب بايد از كانالهاي مختلف به روستاها برسد تا باعث رونق كشاورزي در اين مناطق شود. در اين مورد در حال حاضر با مشكل روبهرو هستيم، به وزارت نيرو پيشنهاد دادهايم اين كار را به ما واگذار كند، آبخيزداري كاري فني اما قابل اجرا توسط دانشآموزان كشور است. كل آبخيزداري كه در ارتفاعات صعبالعبور را به بسيج سازندگي واگذار كرده و خود نظارت عالي داشته باشد، ما از اهالي روستا استفاده كرده و با نظارت وزارت جهاد كشاورزي، اين طرحها را به بهرهبرداري ميرسانيم. پلهاي كوچك روستاها كه كمتر از يك ماه زمان براي ساخت نياز دارند، سالها بلاتكليف ميمانند، ساخت كتابخانهها در روستاها نيز مورد ديگري است كه نياز به توجه دارند. ما اولاً پاسخ گوي فني و مالي خواهيم بود، ثانياً از اهالي محل استفاده ميكنيم و با اين روش هم هزينه را كاهش داده و هم توليد اشتغال موقت ميكنيم. ثالثاً، در نقاط كوري كه از چشم دولت دور مانده به عنوان معين دولت عمل مينماييم. آقا فرمودند: «مگر نميخواهد دولت امكانات خود را به دورترين نقاط محروم كشور كانالكشي كند، بسيج سازندگي امينترين كانال است.»
ما نظارتهاي تخصصي دولت را نفي نميكنيم. دولت بايد نظارتهاي كيفي و مالي داشته باشد، اما بخش مديريت، اكنون بدنه سنگيني در دولت ايجاد كرده، به نظرم در سي و سومين سال پيروزي انقلاب جا دارد كه تجديد نظري روي ساختار وزارتخانهها داشته و بخشي از اين كاري كه دولت به طور ناقص و بدون كيفيت انجام ميدهد را با نظارت خودشان به ما بسپارند.